+ نگارش (دوازده)
اکنون نیز بحث ایجاز و اطناب را ادامه میدهیم. یک نوع دیگر درازنویسی در نوشتههای نویسندگان ما، کاربرد بیمورد عبارتهایی چون «عبارت است از» یا «به عنوان» یا «تحت عنوان» یا امثال اینهاست.
من فقط مثال میآورم و میگذرم، چون میدانم با خوانندگانی روبهرویم که با همین مثالها، اصل مطلب را متوجه میشوند. اول مثالهایی از «عبارت است از»:
عدالت در آنجا «عبارت است از» برخورداری مناسب کلیه افراد از تمام آنچه به آنان به عنوان شهروندان تعلق میگیرد.
شکر «عبارت است از» بهکاربستن هر نعمتی در جای خودش.
اجتهاد «عبارت است از» به کارگیری تخصصی خرد، برای دریافت حکم شریعت.
این خصوصیتهای متضاد حاصل یک چیز است. و آن عبارت از اختلاط میان زبان معیار و زبان لهجه است.
باید دقت کنیم که «عبارت است از» به طور کلی برای جاهایی مناسب است که از یک مجموعه سخن میگوییم. مثلاً میگوییم «غذای مهمانی ما عبارت بود از برنج، خورش، سالاد، سوپ و نوشابه.» ولی وقتی سخن از یک چیز منفرد میآید، «عبارتاست از» چندان مناسب نیست. باری، من جملات بالا را چنین بازنویسی میکنم:
عدالت در آنجا برخورداری مناسب کلیه افراد است از تمام آنچه به آنان به عنوان شهروندان تعلق میگیرد.
شکر بهکاربستن هر نعمتی در جای خودش است.
اجتهاد به کارگیری تخصصی خرد، برای دریافت حکم شریعت است.
این خصوصیتهای متضاد حاصل یک چیز است; اختلاط میان زبان معیار و زبان لهجه. (اینجا از دو «است» یکی قابل حذف بود و دو جمله نیز به یک جمله تبدیل شد.)
و این هم مثال برای «عنوان»
«آموزههای مولانا برای انسان معاصر» عنوان همایشی بود که در تاریخ 24 ماه قوس در تهران برپا شد.
در اینجا «عنوان» زاید بود و من آن را چنین ویراستم (البته کلمات «تاریخ» و «قوس» را هم برداشتم):
«آموزههای مولانا برای انسان معاصر» همایشی بود که در 24 قوس در تهران برپا شد.
و از همین دست است کاربرد بیجای «محسوب میشود» در این جمله:
هنرمندان و آوازخوانان در هر کشوری یکی از مشهورترین گروهها محسوب میشوند، به ویژه در کشور ما که هنرمندان موسیقی از شهرت بسیار بالایی برخوردارند.
در «محسوب شدن» نکتة ظریفی است که باید دقت کرد. «محسوب شدن» برای وقتی مناسب است که چیزی در نظر افراد خاصی برجسته شده باشد. مثلاً میگوییم «در جوامع سنتی، درسخواندن دختران کاری نادرست محسوب میشود» یعنی چه؟ یعنی این که ممکن است این کار مطلقاً نادرست نباشد، ولی جامعة سنتی آن را چنین میپندارد. اینجاست که «محسوب میشود» معنی پیدا میکند. ولی وقتی چیزی جدا از دیدگاه مردم به خودی خود برجسته است، دیگر «محسوبشدن» نمیخواهد. در عبارت بالا نیز چون هنرمندان و آوازخوانان به راستی مشهور هستند، نه این که مشهور پنداشته شوند، «محسوب شدن» لازم نیست و باید گفت:
هنرمندان و آوازخوانان در هر کشوری یکی از مشهورترین گروهها هستند، به ویژه در کشور ما که هنرمندان موسیقی از شهرت بسیار بالایی برخوردارند.
حالا من به این هم قانع نمیشوم و با اجازة شما عبارت را کمی کوتاهتر میکنم:
هنرمندان و آوازخوانان در هر کشوری یکی از مشهورترین گروهها هستند، به ویژه در کشور ما.
بعد از کشور ما، در واقع جمله تکرار شده است، تکراری قبیح.
در مورد ایجاز هنوز حرفهایی دارم. بقیهاش باشد برای روزی دیگر تا ما هم رعایت ایجاز کرده باشیم.


مهربانیها ()