محمدکاظم کاظمی


+ نگارش (ده)

در این یکی دو یادداشت می‌خواهم به نکاتی دربارة ایجاز در نگارش اشاره کنم‌. هرچند ایجاز، آن‌گونه که در شعر زیبا می‌افتد و ضروری می‌نماید، در نثر مورد توجه نیست‌، نثرهای موجز و فشرده زیباترند و البته کوتاه‌تر.

ولی نویسندگان ما، آن‌قدرها کوتاه نمی‌نویسند و گاه حتی بدون دلیل و موجبی‌، به اطناب می‌گرایند و البته در این اطناب‌، غالباً چیزی به معنای مطلب اضافه نمی‌شود. یکی از شکلهای این اطناب‌، تکرار بیجای یک کلمه در جمله است‌ که در این عبارت از نوشته‌های یکی از دوستان می‌بینیم:

 گروههای دیگر کنار کشیدند و هزاره‌ها را برای «اعتراض‌» تحریک نمودند که در خیابان‌های کابل «بر علیه‌» حاکمیت «اعتراض‌» کنند و این اولین «اعتراض‌» و تظاهراتی بود که توسط هزاره‌ها «بر علیه‌» دولت دست‌نشانده برگزار شد. در این هنگام نیروهای مسلحانة رژیم تره‌کی با تانکها و نیروی مسلح به هزاره‌ها حمله کردند.

البته مشکلات این عبارت‌، بیش از اینهاست و من فهرست‌وار عرض می‌کنم‌:

1. سه بار «اعتراض‌» بدون لزوم در یک جمله‌.

2. دوبار «برعلیه‌» در یک جمله‌.

3. کاربرد «برعلیه‌» به جای «علیه‌»

4. کاربرد «برگزار» شد برای «اعتراض‌» در حالی که اعتراض برگزارشدنی نیست و فقط این فعل در این جمله برای تظاهرات مناسب است‌.

5. کاربرد «مسلحانه‌» به جای «مسلح‌» در عبارت «نیروهای مسلحانه‌» در صورتی که می‌دانیم «مسلحانه‌» قید است و نه صفت‌.

5. و باز همین «نیروی مسلح‌» عملاً تکرار شده است‌، به گونه‌ای که حاصل جمله این می‌شود: «نیروهای مسلحانه (مسلح‌) با تانکها و نیروی مسلح حمله کردند.»

6. «تانک‌» لازم نیست جمع بگیرد، چون «نیروها» خودش جمع است‌. یا باید گفت «تانکها حمله کردند» و یا باید گفت «نیروها با تانک حمله کردند». عبارت «نیروها با تانکها حمله کردند» مثل این است که بگوییم «مهمانها با قاشقها غذا خوردند.» که شاید غلط نباشد، ولی فصیح نیست‌.

7. سه بار «هزاره‌ها» نیز لازم نیست‌. می‌توان یکی را برداشت‌.

8. وقتی نویسنده می‌گوید «هزاره‌ها را برای اعتراض تحریک کردند» دیگر لازم نیست بلافاصله ادامه دهد «تا در خیابانها اعتراض کنند»، آن هم در حالتی که بلافاصله از تظاهرات سخن به میان آمده است‌.

9. حتی اگر کمی سختگیر باشیم‌، باید «خیابانها» را نیز زاید بپنداریم‌، چون معلوم است که تظاهرات در خیابان می‌شود و مثلاً بر پشت بام یا پس‌کوچه نمی‌شود.

با این تفصیل‌، من عبارت بالا را چنین می‌نگارم و گمان می‌کنم که چیزی از معنایش کاسته نشده است و البته به فصاحتش افزوده شده است‌:

گروههای دیگر کنار کشیدند و هزاره‌ها را تحریک کردند که اعتراض کنند و این اولین تظاهرات آنها در کابل علیه دولت دست‌نشانده بود. در این هنگام نیروهای مسلّح رژیم تره‌کی با تانک به هزاره‌ها حمله کردند.

تبدیل یک جملة چهل‌وهشت کلمه‌ای به یک جملة سی‌وچهار کلمه‌ای شاید در چشم شما آن‌قدر هم ضروری نباشد که به این همه زحمت بیرزد، ولی این را در نظر بگیرید که به این قیاس‌، یک کتاب چهارصد و هشتاد صفحه‌ای‌، به یک کتاب سیصد و چهل صفحه‌ای تبدیل می‌شود و یک مقاله پنج‌صفحه‌ای در یک مجله‌، در کمتر از سه و نیم صفحه جمع می‌شود.

پنهان نمی‌کنم که این علاقة من به کاستن از اضافات مطالب‌، کمابیش ناشی از محدودیت فضایی بوده است که ما همواره در «در دری‌» و «خط سوم‌» داشته‌ایم و می‌کوشیده‌ایم بدین ترتیب‌، تا حد امکان این مجلة سنگین را سبک و صرفه‌جویانه بسازیم‌. من باری یک چهارم از یک مقاله را به گونه‌ای کم کردم که حتی یک کلمه از محتوایش کاسته نشد، درست همانند قصابی که با دقت تمام‌، مثلاً نیم کیلو چربی را از دو کیلو گوشت جدا می‌کند.

 

این یادداشت به اندازة کافی مفصّل شد و مثالهای دیگر باقی ماند برای روزهای دیگر.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٧:٠٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸۳
کلمات کلیدی: نگارش
comment مهربانی‌ها () لینک