محمدکاظم کاظمی


+ امروز با بیدل (پنجاه و سه)

سینه‌چاک شوقم‌، از فکر پریشانم چه باک‌؟

هر که گردد شانه‌، یاد زلف و کاکل می‌کند

 

همان گونه که شانه مشتاق زلف و کاکل است‌، سینة چاک من هم با فکر پریشانم سازگاری دارد. تشبیه سینة چاک به شانه در شعر بیدل نظایری دارد:

جگر چاک صبح و دامن شب‌

شانه و زلف یار را ماند

بیدل در جایی دیگر هم این پریشانی را قابل تحمّل و پذیرفتنی می‌داند و باز هم تصویری شبیه این می‌آورد، البته با یک متناقض‌نمایی زیبا. اینجا دیگر پریشانی‌، خود شانه است‌.

ندارد موی مجنون شانه‌ای غیر از پریشانی‌

چه امکان است بیدل جمع گردم‌؟ دفتر عشقم‌

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۳
کلمات کلیدی: بیدل
comment مهربانی‌ها () لینک