محمدکاظم کاظمی


+ مجاهدان افغان ساکت نمی‌نشینند

آنچه می‌خوانید متن بیانیه‌ای است که در باره مطالب چاپ شده از آقای وحید عباسی افغان نویسنده و روزنامه‌نگار افغانستان نگاشته شده است. مطالب آقای عباسی در روزنامه شرق در ایران چاپ شد و عمدتاٌ نقد عملکرد دولتمردان افغانستان به ویژه در هرات را در خود داشت.

آنچه مرا به درج این بیانیه وادار می‌کند لحن و موضع آن است در برابر یک سلسله مطالب انتقادی، و نه بحث درباره مسایل سیاسی کشور. می‌خواهیم دیده شود که ما هنوز روشهایی از این دست برای رویارویی با انتقادها داریم، و دریغ...

مطالب آقای وحید عباسی و نیز همین بیانیه را می‌توانید در سایت روزنامه شرق با این نشانی بیابید.

www.sharghnewspaper.com

 

«جنگ سالاران مهار می شوند» و «سالگرد حکومت چهار ساله مجاهدین» عنوان دو مطلبی است که در روزنامه وزین شرق به چاپ رسیده است. در این دو مطلب نویسنده آن اهانت های بسیاری را نسبت به جهاد و مجاهد افغانستان روا داشته است ، آن هم این مطالب در زمانی به نشر می رسد که مجاهدین افغانستان از هر طرف تحت فشار هستند و مظلومانه مورد هجمه قرار می گیرند و ما جمعی از مجاهدین افغانستان این را حق خود می دانیم که در مقابل اتهامات که به ما روا داشته شده است، پاسخ آن را بدهیم، چون می دانیم که اگر ساکت بنشینیم و حرفی نزنیم گناه بزرگی را مرتکب شده ایم . امیدواریم شما هم طبق عرف مطبوعات دفاعیه ما را بدون کم و کاست به چاپ برسانید.روز ۸ ثور ۱۳۷۱ در تاریخ افغانستان روز بس بزرگی است و روز پیروزی ملت افغانستان در برابر تجاوز اتحاد شوروی سابق است. پیروزی مردم ما در یک جنگ نابرابر از شگفتی های تاریخ است که همه از دوست و دشمن از آن به بزرگی یاد می نمایند . روز ۸ ثور یادآور رنج های یک ملت قهرمان است که برای دفاع از آزادی مملکتش متحمل شده است و روز ۸ ثور یادآور شهامت و شجاعت های شهدای گمنام افغانستان است.

خدای بزرگ افسانه های برگشت ناپذیری و شکست ناپذیری کمونیسم را با قیام مردم ما باطل کرد. اگر غرب به زعم خود شوروی را در افغانستان زمین گیر کرده بود ، این به شمشیر راد مردان ما بود. اگر دیوار های جدایی در آلمان بی خونریزی فروریخت، از خون یک و نیم میلیون کشته ما بود. ملت هایی که از قید ستم کمونیسم رهایی یافته باید بدانند که مدیون ما هستند. اما هستند، کسانی که این افتخار بزرگ مردم را و این روز افتخارآفرین را با قلم های مسموم شان به هیچ می انگارند .

وعده خداوند در قرآن عظیم الشأن برای مجاهد مسلمان تنها حجت حق بر بنده اش است ، که می فرماید: هر آینه خداوند (ج) از اهل ایمان دفاع می کند و هر خیانت کار ناسپاس را دوست نمی دارد به آن کسانی که اراده جهاد را داشته و مظلوم واقع شدند دستور داده شد که با ستمکاران پیکار نمایند ، و هر آینه خداوند (ج) به یاری دادنشان توانا است . و با این تکلیف بود که مجاهد افغانستان برای رهایی مردم و مملکت اش به مبارزه به پا خاست و با دست خالی به جهاد پرداخت ، اما امروز به جای آن که ما مردم سپاسگزار این مردانگی باشیم، کسانی پیدا می شوند و همه این مبارزات و مجاهدات را زیر سئوال می برند و نطفه این قداست شکنی سه سال قبل و در زمان مبارزه مجاهدین با دولت دست نشانده طالبان (و این زمانی است که مجاهدین ما به حمایت بی دریغ مردم در مبارزه با رژیم مزدور طالبان پاکستانی نیاز فراوان داشت) در ایران به توسط فردی به نام عباسی افغان و به توسط نشریه سیاه نقد و سیاست جان گرفت، و در این نشریه اهانت های بسیاری هم به جهاد ما مردم شده است.

مجاهد حماسه ساز تاریخ زیر سئوال رفته است. اما در همان زمان بودند افراد با درایتی که پیش بینی می کردند اگر جلو این فرد گرفته نشود ، ممکن است جسارت ها و گستاخی های این فرد نسبت به جهاد و مجاهد مردم افغانستان ادامه یابد و ما امروز شاهد یک چنین روزی هستیم ، در زمانی که قائد پیروزمند جهاد امیر صاحب [اسماعیل خان] در سوگ شهادت فرزند عزیزشان عزادار هستند ، افرادی پیدا می شوند و بدون کدام شرم و حیایی به این مبارز نستوه و پیر عرصه های جهاد و مبارزه مردم ستم کشیده افغانستان وقیحانه می تازند و به ایشان اقتدارطلب و جنگ سالار می گویند ، بله برادران مجاهد و مسلمان افغانستان این فرد در مطلب «جنگ سالاران مهار می شوند» بی محابا به شخصیت این مجاهد نستوه می تازد و همه ارزش ها و خدمات چندین و چند ساله این قائد پیروزمند جهاد و سرقافله سالار مجاهدان را نادیده می انگارد و به توهین و تهمت و افترا می پردازد و صد تأسف که این تهمت ها و افتراهات در روزنامه وزین شرق بی هیچ سانسوری به چاپ می رسد، و این تهمت ها در مملکتی به چاپ می رسد که در سال های جهاد ما مردم تکیه گاه و پشتیبان ما بودند ، و از حامیان اصلی جهاد و مجاهدان ما در عرصه جهاد بودند به مردم ما پناه دادند و امروز در این مملکت به ما توهین می شود و تمام مبارزات ما زیر سئوال می رود که انگار همه بدبختی های این مردم از دست مجاهدان بوده و بس و دیگران هیچ گناهی ندارند.

و باری خدای تعالی در جای دیگر از کتاب عظیم الشأن خودش می فرماید: دشمنان خدا را بکشید ، خداوند ایشان را به دست شما عذاب می کند و رسوا می سازد و شما را بر ایشان پیروز می گرداند و سینه مؤمنان را شفا می بخشد یعنی به مؤمنان اطمینان و سکون اعطا می کند . و اگر نبود حرمت میزبان ، ما خود حق این فرد را کف دستش می گذاشتیم تا درس عبرتی شود برای کسانی که تصور نکنند شرایط و زمانه به گونه ای شده که هرچه دلشان بخواهد ، می توانند بگویند و به اعتقادات و مقدسات این مردم توهین کنند ، و با شعار دموکراسی و آزادی خواهی در زیر بیرق بیگانگان پناه می گیرند ، و از دام محاکمه و بازخواست بتوانند رهایی یابند . زمانی که مملکت تان در زیر پای ارتش سرخ لگد مال می شد شمایی که دم از آزادی می زدید کجا بودید ، و اگر این مجاهد نبود امروز معلوم نبود شما در کدام گور خوابیده بودید و دیگر به بهانه آزادی و دموکراسی به مقدسات این مردم نمی تاختید . امروز افراد نظیر این وحید عباسی افغان (من شرم دارم تا این قبیل افراد را که امروزه در مملکت ما کم هم نیستند افغان بنامم اینها باعث می شوند ، تا مجاهد مسلمان و دست از جان شسته افغانستان سر به طغیان گذارد و پشت پا به همه چیز بزند و یک بار دیگر برای اثبات غیرت و مردانگی خویش دست به سلاح ببرد .

وقیحانه تر از آن این که همین فرد در مطلب سالگرد حکومت چهارساله مجاهدین به بهانه سالروز ۸ ثور هرچه که دلش خواسته گفته و دیگر توهین و هتاکی را از حد گذرانده است ، و ما مجاهد افغانستان دیگر تاب تحمل این بیهوده گویی ها را نداریم و به محضر مردم مسلمان خود با این قبیل افراد اتمام حجت نموده و خون این افراد را مباح دانسته و وظیفه شرعی هر فرد مسلمان و مجاهد افغانستان است تا در هر جایی که با این قبیل افراد برخورد داشتند، خونش را بریزند .

سرزمین بلاکش افغانستان بار دیگر آماج حمله قلم به دستان کافر کیش و ملت فروش شده است و همت دوباره مجاهد این وطن را طلب می کند تا با این حربه جدید با سلاح ایمان به مبارزه برخیزد و غیرت و مبارزه جویی افغانی خود را به رخ بکشاند ، همان طوری که با همت مردانه خویش پوز ابرقدرت شرق را به خاک مالید ، این بار هم باید در مقابل اسلام ستیزان و کافران قلم به دست که در نقاب افغان و افغانی چهره نموده است، باید به مبارزه برخیزد.

توطئه شوم تضعیف مجاهدین پروسه چندین ساله ای است که به توسط مردم ستیزان این مرز و بوم جریان دارد و باید در جایی جلو آن گرفته شود . اگر در همان سال ها که زمزمه های دین ستیزان این مملکت بلند شده بود ، صدایشان در نطفه خفه می گردید ، ما امروزه شاهد گستاخی این گونه دین ستیزان نبودیم . و هیچ کس دیگر جرأت این را نداشت که اعتقادات این مردم را به مسخره بگیرد و به آن بتازد . اگر صدای مهدوی به مانند نشریه اش خفه می شد ، امروز چه کسی جرأت می کرد ، بی محابا به مجاهد بتازد و هرچه که دلش می خواهد بگوید ، و کسی هم در مقابلش حرفی برای گفتن نداشته باشد ، متأسفانه نه تنها صدایش خفه نشد که از طرف بسیاری از کافران به خاطر این هتاکی اش به اسلام و مسلمانان تشویق هم شد و به بهانه آزادی خواهی و دموکراسی خواهی مورد حمایت قرار گرفت و امروز با خیال آسوده در خارج از افغانستان به سر می برد ، اگر ملالی جویا بعد از آن حرف های آتشین و تفرقه افکنانه اش برای همیشه خاموش ساخته می شد ، آیا امروز هم کسی پیدا می شد که این چنین به مقدسات ما مردم بتازد ، و باعث تأسف است که نه تنها این گونه نشد بلکه بسیار از او استقبال و طرفداری هم شد ، آخر این درد بزرگ را به کی بگوییم در مملکت خودت که برای آزادی آن و برای پاسداشت از اعتقادات مردمتان مبارزه کنید و کشته دهید و آخر هم لعن و نفرین شوید . دل مجاهد افغانستان درست است که مثل دریاست و صبر بسیار دارد و اما این دریا هم وسعتی دارد و این صبر هم که صبر ایوب نیست .

بترسید از روزی که مجاهد افغانستان از همه جا رانده شده دوباره دست به سلاح برده و بخواهد به جهاد برخیزد ، و برای پاسداری از ارزش های جامعه اش، لباس رزم بر تن کند. که در آن هنگامه هیچ قدرتی نه شرقی و نه غربی جلو آن را گرفته نخواهد توانست .

جلو رشد این سلمان رشدی ها در افغانستان باید در همین جا گرفته شود ، وگرنه رشد سیمارق گونه اینها همچنان ادامه خواهد یافت . و ما به روزی خواهیم رسید که دیگر از اعتقادات این مردم چیزی نخواهیم داشت ، و فرهنگ این مردم با فراموش کردن مجاهد و جهاد مسخ خواهد شد ، کما اینکه امروز هم این پلان ها برای بی هویت کردن مردم ما از سوی بیگانگان مرحله به مرحله و قدم به قدم به پیش می رود . و تو ای مجاهد مسلمان چی نشسته ای که هرآنچه را که تو با رنج فراوان و خون مردمت به دست آورده بودی به مفت از چنگت بیرون می نمایند .

پس به پاخیز و چونان شیر غرش کن و به پاسداری از ارزش ها و اعتقاداتت بپرداز و نگذار ناموست هتک حرمت شود .در این زمانی که ما و مردم ما نیاز داریم تا به هر قیمتی که شده از ارزش ها و اعتقادات خود حفاظت و پاسداری نماییم ، هستند افرادی خودباخته و بی هویتی که به همه ارزش های مقدس جامعه می تازند و می خواهند از این آب گل آلود ماهی بگیرند ، اما غافل از این که نه تنها این ماهی را صید نخواهند کرد که خود در این باتلاقی که برای خود ساخته اند غرق خواهند شد . در دوران جهاد هرگز کسی جرأت نداشت اندک بی احترامی به جهاد و مجاهد روا دارد و مقدسات مردم حرمت داشت ، اما امروز و در روز پیروزی جهادگران به جهاد و مجاهد بارها و بارها توهین می شود .

هرگز تصور نمی کردیم که روزی در بین مردم ما کسانی پیدا شوند که اینگونه گستاخانه بر همه ارزش های جامعه بتازند و احدی هم به مقابله با آن برنخیزد ، توهین به ارزش های جهاد و مقدسات اسلام گناهی نابخشودنی است و از آن نابخشودنی تر تهمت و افترای اقتدارطلبی و جنگ سالاری به سپه سالار سپاه جهاد اسلام در برابر کفر امیر محبوب حوزه جنوب غرب است ، امیری که سال های عزیز عمر گران بار خویش را به جهاد و مبارزه برای آزادی این مردم و این مملکت از اشغال خداناترسان ارتش سرخ سپری نموده اند ، سال هایی که شما دور از وطن و در ناز و نعمت به سر می بردید .

و با تأسف که با آن که این تهمت ها به امیر صاحب زده می شود اما از بین مردم ما هیچکس جوابی به آن نمی دهد ، اما یک برادر مسلمان ایرانی در برابر این یاوه سرایی های این وحید عباسی افغان ( باز تأکید می کنم که من شرم دارم از این که این فرد را افغان بنامم) پیدا می شود، و پاسخی در خور می دهد. تهمت به امیری که شب و روز برای آبادانی و اعتلای این مرزوبوم تلاش می کند و ممارست دارد تا همه خرابی های این ویرانه را تا جایی که در توان دارد آباد کند ، بسیار شرم آور است ، و این اتفاقات در زمانی می افتد که امیر صاحب در غم از دست دادن فرزند ارشدش و حاصل تمام عمرش سوگوار می باشد ، و حق امیر صاحب این نبود که این طور مظلومانه مورد هتک حرمت قرار گیرد و نمک بر زخمش ریخته شود و حال این وظیفه ماست که اعلام داریم دیگر نخواهیم گذاشت هرکس به بهانه آزادی و دموکراسی بر همه ارزش های این مردم بتازد و احدی هم به آن متعرض نشود . باید به اینگونه یاوه سرایی ها جواب دندان شکن داده شود تا دیگر کسی جرأت نداشته باشد که به جهاد و مجاهد افغانستان توهین کند و هرچه دلش خواست بگوید .

حکایت ما حکایت آن کسی است که کارد به استخوانش رسیده و دیگر تاب وتوان تحمل خود را از دست می داده است . و ما دیگر تنها تماشاگر این اوضاع که برای ما درست کرده اند ، نخواهیم بود ، ما به پاسداری از رنج ها و مشقات خود و مردم خود در همه دوران پرمشقت جهاد هم که شده پاسخ درخور به اینگونه افراد خواهیم داد . ما آنقدر هم ناتوان نشده ایم که هر کس ، هر چه که دلش می خواهد بگوید و خم به ابرو نیاوریم ، ما به خاطر مردم هم که شده باید پاسخ قاطعی به اینگونه افراد بدهیم . و ما با وعده نصرت الهی یک بار دیگر قدم در راه مبارزه خواهیم گذاشت و از شما مردم مبارز و شجاع مانند گذشته امید همراهی برای پاسداشت ارزش هایی را داریم که برای آنها خون دادید و به مبارزه پرداختید . و دوباره با زنده کردن یاد و خاطره های خوش دوران جهاد و مبارزه ، رسالت خویش را به انجام خواهیم رساند. به امید چنین روزی .


جمعی از مجاهدان و پیروان قائد پیروزمند جهاد ، امیر دوران جهاد و سردار دوران بازسازی و سازندگی

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ ; شنبه ٢ خرداد ۱۳۸۳
کلمات کلیدی:
comment مهربانی‌ها () لینک