+ نگارش (شش)
یک نویسندة خوب، باید بر معانی کلمات وقوف داشته باشد و هر کلمه را درست در همان مقامی به کار برد که معنایش اقتضا میکند. یکی از مشکلات شایع در مطالبی که من ویراستاری میکنم، سهلانگاری در معنای کلمات است. بسیار اتفاق افتاده است که نویسنده، برای یک فاعل، یا مفعول، فعلی به کار برده است ناسازگار با آن.
مثلاً «توجیه کردن» معنایی خاص دارد، یعنی برای امری دلیل آوردن. پس میتوان گفت «کسی خطای خویش را توجیه کرد.» حالا یکی از دوستان ما، در نوشتهای، «توجیه شدن» را به «راز» نسبت دادهاست:
و همین امر نیز راز مقاومت و ناسازگاری با مدرنیزم و جلوههای انتزاعی آن را در برخی حوزههایی تمدنی توجیه میکند.
به راحتی میتوان به جای این «توجیه میکند»، «آشکار میکند» نهاد و عبارت را چنین ویراست:
و همین امر نیز راز مقاومت و ناسازگاری با مدرنیزم و جلوههای انتزاعی آن در برخی حوزههای تمدنی را آشکار میکند.
و اگر خود را به تصرّف در ساختار جمله نیز مجاز بدانیم، میتوانیم چنین بگوییم:
و همین امر، باعث مقاومت و ناسازگاری با مدرنیزم و جلوههای انتزاعی آن در برخی حوزههای تمدنی میشود.
این جمله، شیواتر است و مناسبتر برای یک نثر علمی، چون نثر علمی هرچه به سوی صراحت و سادگی برود، مؤثرتر و شفافتر خواهد بود.
این هم یک مورد دیگر:
آگاهیبخشی روشن و شفاف، تشریح موضوع از جنبههای گوناگون و طرح دیدگاه و طیفهای مختلف جامعه پیرامون قضیه و بررسی آنها نکتههایی است که واقعاً از سوی مطبوعات کشور مغفول ماند.
معمولاً این ناهماهنگی معنایی میان اجزای جملات، در جملات دراز بیشتر رخ میدهد. در عبارت بالا نیز، «آگاهیبخشی» و کارهایی از این قبیل، «نکته» دانستهشدهاند، در حالی که اینها «کار» هستند، نه «نکته». نکته معنایی دیگر دارد. پس من آن را چنین ویراستم.
آگاهیبخشی شفاف، تشریح موضوع از جنبههای گوناگون و طرح دیدگاه طیفهای مختلف جامعه پیرامون قضیه و بررسی آنها، کارهایی است که واقعاً از سوی مطبوعات کشور مغفول ماند.
و این هم یکی دیگر:
این حرکتهای اجتماعی کاملاً در چارچوب قانون اساسی جامعه بوده و باید رعایت قواعد بازی از سوی جامعه و دولت برگزار گردد.
اینجا، نویسنده، «حرکت» را «برگزار» کرده است، در حالی که حرکت برگزارشدنی نیست. آن جلسه یا محفل است که برگزار میکنند. من برای حرکت، «صورتگرفتن» را ترجیح دادم، هرچند از آن نیز چندان راضی نیستم.
این حرکتهای اجتماعی کاملاً در چارچوب قانون اساسی جامعه است و باید با رعایت قواعد بازی از سوی جامعه و دولت صورت گیرد.
در عبارت زیر، نویسنده فعل «نشأت گرفتهاند» را به «منابع» نسبت دادهاست، یعنی گویا «منابع» از «جنبش» نشأت گرفتهاند، در حالی که «منابع» خود نشأت گرفتنی نیستند، بلکه دیگر چیزها هستند که از «منابع» نشأت میگیرند. ببینید:
گروههایی که منابع فکری و ریشههای ایدئولوژیکشان از جنبش واحد «اخوان المسلمین» نشأت گرفته است.
من از این عبارت، «نشأت گرفته» را به کلی برداشتم و البته منابع و ریشهها را هم مفرد ساختم:
گروههایی که منابع فکری و ریشههای ایدئولوژیکشان جنبش واحد «اخوانالمسلمین» است.
حالا معنی جمله این میشود که جنبش اخوان المسلمین منبع فکری و ریشة ایدیولوژیک این گروهها است. جمله هم کوتاهتر و سادهتر شد و هم شیواتر.


مهربانیها ()