+ امروز با بیدل (پنجاه و دو)
صلح کل نذر حریفان که در این عشرتگاه
آتش و آب، به هم دست و گریبان شده است
این دست و گریبان را دو گونه میتوان معنی کرد، یکی همین معنی متعارف ما، که جدال و نزاع است، و دیگری وفاق و درآغوش گرفتن همدیگر، که مصداقی دیگر از دست و گریبان شدن است. برداشت دوم، با معنی بیت، و کل غزل بهتر تناسب دارد. فضای شعر، بسیار شاد و فرحبخش است و تصویرگر یک بزم باشکوه، بزمی که به افتخار ورود خان برپا شده است. این خان هم به احتمال قوی کسی نیست جز نواب شکرالله خان، دولتمرد ارادتمند بیدل. با این وصف، بسیار طبیعی است که وفاق آب و آتش منظور باشد، که هم با بیتهای دیگر میخواند و هم با «صلح کل» و «عشرتگاه» همین بیت، تناسب دارد. این، از غزلهای کاملاً پیوسته و یکپارچة بیدل است.
باز سرگرمی نظّاره بسامان شده است
شعلة ایمن دیدار، گلافشان شده است
زین چراغان که طربجوشی انجم دارد
آسمان دگر از آب نمایان شده است...
آب را این همه کیفیت رعنایی نیست
مگر از پرتو فیض قدم خان شده است


مهربانیها ()