+ نگارش (پنج)
به گمان من ـ و تأکید میکنم، به گمان من ـ یکی از بیماریهای نثر ما، وفور بیشاز حد فعلهای مرکب و با معانی کنایی و مجازی در آن است. یعنی به راحتی میتوانیم بنویسیم «بشود»، ولی مینویسیم «صورت بگیرد» و به راحتی میتوانیم بنویسیم «فلانچیز را دارند»، ولی مینویسیم «دارای فلانچیز هستند».
من در این سلسله نوشتهها، سر بحثهای نظری دربارة سادهنویسی و زیبانویسی ندارم و البته توانش را نیز. فقط میکوشم دیدگاهم را بگویم و قضاوت را به شما بگذارم. شما البته هرگونه که زیباتر میپسندید، مینویسید.
این عبارتها، در نوشتههای دوستانم بود:
1. موجب بازشدن دروازههای علم، تکنیک و فنآوری جدید میشود.
2. مردم دل به تقدیر سپردة جوامع سنتی و قبیلهای ما نیز دارای چنین روحیه و رویة هستند.
3. حزبسازی... به عنوان یک ارزشانسانی بشمار می رود و نقش مهمی در پروسة انسانیکردن سیاست و تعدیل و بازخواست قدرت ایفا میکند.
4. اما در عرصة مذهب، اخلاق و ارزشها، کمتر توجه به عمل آمده است.
و من آنها را چنین ویرایش کردم:
1. دروازههای علم، تکنیک و فنآوری جدید را باز میکند.
2. مردم دل به تقدیر سپردة جوامع سنتی و قبیلهای ما نیز چنین روحیه و رویهای دارند.
3. حزبسازی... یک ارزشانسانی است و در پروسة انسانیکردن سیاست و تعدیل و بازخواست قدرت بسیار مؤثر.
4. اما در عرصة مذهب، اخلاق و ارزشها، کمتر توجه شده است.
به راحتی میتوان این «نقشایفاکردن»ها و «بهعمل آمدن»ها و «به شمار رفتن»ها فعلهای سادهتری گذاشت و عبارت را شیواتر کرد. شاید بگویید «آنها چه عیبی دارد؟» من میگویم البته شاید عیبی نداشتهباشد، ولی من این فعلهای ساده را میپسندم و گمان میکنم هرگاه چنین مینویسم، نثرم زیباتر میشود و شیواتر. من «یک ارزش انسانی است» را از «به عنوان یک ارزش انسانی به شمار میرود» فصیحتر میبینم.


مهربانیها ()