محمدکاظم کاظمی


+ کتاب و کتابخوانی در افغانستان

این یادداشت نه‌چندان کوتاه را باری برای یکی از نشریات ایرانی نوشته‌بودم که یک بررسی گذرا از وضعیت کتاب و کتابخوانی در افغانستان امروز را خواسته بودند. برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران‌، بهانه‌ای شد برای انتشار آن در این روزنگار، و بدین ترتیب‌، هم‌سخنی با شما دوستان‌، که گفت‌: مقصود تویی‌، کعبه و بتخانه بهانه‌

 

 

کتابخوانی در افغانستان به یک معنی کم است و به یک معنی بسیار. کم از آن روی که باسوادان آن اندک‌اند. هرچند در افغانستان کنونی به آمار و ارقام چندان اعتماد نمی‌توان‌کرد، از روی آخرین آمارگیریها می‌توان گفت که این کشور حدود ده درصد باسواد داشته است و این عدد هم البته در این سالها دچار اضطراب شده است‌. به هر حال می‌توان گفت تعداد بسیار کمی در این کشور توانایی خواندن و نوشتن دارند.

اما به یک معنی دیگر، کتابخوانی در این کشور بسیار است‌، یعنی همان گروه اندک باسواد، رغبت بسیاری به کتاب دارند و این‌، بی علتی هم نیست‌. کتاب در آنجا علاوه بر وسیلة دانش‌اندوزی‌، وسیلة سرگرمی نیز هست‌، آن هم وسیله‌ای بی‌ضرر که همواره در دسترس است و هیچ چیزی‌، حتی سلطة سیاه طالبان ـ که همه تفریحات سالم و ناسالم دیگر را از همه گرفته بود ـ هم نمی‌تواند مردم را از آن محروم کند.

فعالیت رسانه‌های گروهی در افغانستان بسیار نبوده است‌. تلویزیون افغانستان در دوران شکوفایی خویش‌، روزی پنج یا شش ساعت پخش برنامه داشت‌، آن هم فقط در تنها شبکة دولتی‌. دیگر امکانات رسانه‌ای را نیز از همین قیاس بگیرید. از سوی دیگر، افغانستان هنوز آن قدر شهری و مدرن نشده است که مردم در تراکم مشغله‌های زندگی و بحران کمبود وقت دچار باشند.

به واقع می‌توان گفت کتابخوانی‌، برای عموم باسوادان افغانستان‌، یک سرگرمی ناگزیر است اما ابزار این سرگرمی‌، یعنی کتاب‌، از کجاها به دست می‌آید؟ واقعیت این است که با این همه نیاز، کتاب آن‌قدرها هم در افغانستان در دسترس نیست‌. از همین روی‌، مردم کمتر کتاب را انتخاب می‌کنند. هرکس منبعی را که در دسترس دارد، می‌کاود تا جایی که دیگر چیزی برای خواندن نیابد. این منبع می‌تواند کتابهای شخصی فرد یا نزدیکترین کتابخانة عمومی‌ای باشد که او بدان دسترسی دارد. به طور کلی منابع تهیة کتاب را چنین می‌توان برشمرد.

 

خرید از بازار.

این اولین گزینه‌، برای عموم باسوادان افغانستان‌، آخرین انتخاب به شمار می‌آید، مگر در مورد کتابهایی که بودنشان در خانه ضروری است‌، مثل فرهنگ لغت‌. در کابل و در روزگار امنیت دهة پنجاه و شصت‌، بازار کتابفروشیهای دست دوم گرمتر از کتابفروشیهایی بود که کتاب نو می‌فروختند. بیشتر این کتابفروشیها به صورت سیار ـ بساط ـ در منطقة پل باغ عمومی یعنی یکی از پرازدحام‌ترین نقاط شهر گسترده بودند و در آنها، کتابها با قیمتی بسیار کمتر از قیمت اصلی به فروش می‌رسید. خرید کتاب نو از کتابفروشیها، البته کاری نسبتاً تجملی بود و دور از توان عامه مردم‌.

کتابخانه‌های عمومی‌.

کتابخانه‌ها ـ در شهرهایی که وجود دارند ـ نخستین منبع تأمین کتاب هستند، به دلایل مختلف از جمله ناتوانی بیشتر مردم در خرید کتاب‌. اما تعداد این کتابخانه‌ها بسیار نیست و به همین دلیل‌، همواره مراجعین بسیاری دارند. در کابل دو کتابخانة معتبر و نسبتاً بزرگ وجود داشت‌، یکی کتابخانة عامه بود و دیگری کتابخانة دانشگاه کابل‌. کتابخانة دانشگاه در جریان جنگهای داخلی به غارت رفت و بیشتر کتابهایش در بیرون به فروش رسید. کتابخانة عامه ولی در امان ماند و امروز نیز تنها کتابخانة معتبر در کابل است‌. این کتابخانة عامه‌، که وابسته به وزارت اطلاعات و فرهنگ (معادل فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران‌) است‌، در دیگر شهرها نیز نمایندگیهایی دارد، البته نه چندان غنی‌.

کرایه و امانت‌.

دیگر می‌ماند امانت گرفتن کتاب از دوستان و آشنایان که بسیار رایج است و نیز کرایه‌کردن کتاب از لوازم‌التحریرفروشی‌هایی که این خدمات را ارائه می‌کنند. البته کتابهای کرایه‌ای محدودند و غالباً در رمانهای عشقی و پلیسی خلاصه می‌شوند که بیشتر خوانندگان را در میان جوانان دارد و به کرایه نهادنشان صرفة اقتصادی دارد.

 

منابع تولید کتاب‌.

اما در این منابعی که برای عرضة کتاب ذکر شد، چه کتابهایی می‌توان یافت‌؟ تولید کتاب در افغانستان چه وضعی دارد؟ شاید اغراق نباشد اگر بگوییم بیش از نود درصد کتابهای موجود در افغانستان‌، منتشرة ایران هستند. بیست سال پیش‌، یعنی قبل از جنگهای داخلی که چنین بود و امروز هم انتشار کتاب در داخل افغانستان وضع بهتری ندارد. ما در افغانستان کمتر ناشر خصوصی داشته‌ایم‌. معتبرترین ناشران افغانستان‌، مراکزی مثل انجمن نویسندگان‌، دانشگاه کابل و انتشارات بیهقی بوده‌اند که همه دولتی اند، یا بهتر است بگوییم دولتی بوده‌اند، چون مثلاً انجمن نویسندگان به غارت رفت و تعطیل شد.

امکانات چاپ و نشر در افغانستان بسیار محدود بوده و محدودتر شده است‌. بسیاری از چاپخانه‌ها نابود شده‌اند و مراکز دولتی انتشار کتاب نیز توانی بیش از انتشار کتابهای درسی ندارند، گو این که در همانها نیز دچار نارسایی هستند. چنین است که در سالهای اخیر، تقریباً همة کتابهای مورد نیاز در افغانستان‌، از خارج ـ ایران و پاکستان ـ تأمین می‌شود، البته با قیمتی گزاف‌.

کمبود امکانات چاپ و نشر، علاوه بر این که خوانندگان کتاب در افغانستان را در مضیقه قرار داده‌است‌، به پدیدآورندگان کتاب ـ مؤلفین و محققین ـ هم بسیار آسیب رسانده است‌. در این کشور شاعران‌، نویسندگان و پژوهشگران بسیاری هستند که برای انتشار آثار تازة خویش‌، ناشری نمی‌یابند. آنان در نهایت یا کتابهایشان را بایگانی می‌کنند و یا برای انتشار به خارج از کشور می‌فرستند و البته در این میان‌، کتابهای بسیاری توفیق چاپ نمی‌یابند.

در خارج از افغانستان‌، بیش از همه‌جای‌، انتشار کتاب فارسی در ایران و پاکستان مقدور است‌. در پاکستان آنچه انتشار کتاب را سهل می‌کند پایین‌بودن هزینه‌های چاپ و سهولت انتشار کتاب از نظر قانونی است‌، چون برای این کار، هیچ مجوزی از هیچ نهادی لازم نیست‌. ولی به همین نسبت‌، کتابهای منتشره در پاکستان در صورت و محتوا هیچ‌گاه توان رقابت با کتابهای منتشره در ایران را ندارند.

در ایران‌، معیارهای کیفیت کتاب‌، از صفحه‌آرایی تا صحافی‌، بسیار بهتر از پاکستان رعایت می‌شود، ولی مشکل اصلی در اینجا، هزینه‌های بالا و موانع قانونی است‌، به گونه‌ای که در این کشور، هنوز هیچ ناشر افغانستانی‌ای حق انتشار کتاب ندارد، یعنی به عبارت دیگر، هیچ افغانستانی‌ای نمی‌تواند رسماً یک ناشر باشد. ما فقط یکی دو ناشر افغانستانی داریم که آنها نیز به صورت نیمه‌رسمی کار می‌کنند. دیگر کسی رغبت و توانایی انتشار کتاب را نیافته است‌.

با توجه به اینها، به نظر می‌رسد که مردم و مؤلفان افغانستان در مواردی ناگزیرند از میان ایران و پاکستان برای انتشار یا خرید کتاب‌، دومی را برگزینند و این‌، به نفع فرهنگ کتابخوانی در این کشور نیست‌. عدم قیدوبندهای قانونی در پاکستان‌، حتی باعث شده که ناشرانی سودجو، کتابهای چاپ ایران را به صورت افست دوباره به چاپ رسانند و راهی بازارهای افغانستان سازند، البته با قیمت و کیفیتی نازل‌تر. ولی آنچه هنوز دست ایران را بالا نگه داشته‌است‌، تنوع و کیفیت کتابهای اینجاست‌، چون کشور فارسی‌زبان است و همة کتابهای آن‌، برای افغانستان قابل استفاده‌اند، ولی در پاکستان چنین نیست و کتابهای فارسی‌، صرفاً برای افغانستان چاپ می‌شوند.

 

چشم‌انداز آینده‌.

چندسال سلطة طالبان و محرومیت مردم از کتابهای تازه‌، آنها را تشنة این گونه کتابها ساخته است‌. عموم باسوادان افغانستان با عطشی ویژه به خرید کتاب روی آورده‌اند و کتابفروشیها ـ به ویژه در شهرهای بزرگ مثل هرات و کابل ـ رونقی تازه یافته‌اند. البته فعلاً توان خرید جوانان مصروف کتابهای درسی و کمک‌درسی ـ به ویژه علوم انفورماتیک ـ است و به کتابهای دیگر، به ویژه کتابهای ادبی و علوم انسانی کمتر رغبت نشان می‌دهند، ولی بعید نیست که پس از این رفع نیاز اولیه‌، نوبت به آنها نیز برسد. هم‌اکنون نیز بعضی کتابهای شعر در آنجا فروش دارند، البته کتابهای جوان‌پسند و عاشقانه از نوع آثار مریم حیدرزاده و دیگران‌.

ولی هنوز ناشران خصوصی پا نگرفته اند و نهادهای دولتی نیز لنگان‌لنگان راه می‌پیمایند. از همین روی‌، باز هم بازار از کتابهای نویسندگان افغانستانی خالی است و احتمالاً تا سالهای دیگر نیز خالی می‌ماند، مگر این که در خارج از کشور، امکانات برای چاپ آثار این گروه‌، بیشتر شود.

در کنار بازشدن فضای سیاسی و فرهنگی افغانستان بعد از طالبان‌، البته یک نگرانی دیگر هم رشد می‌کند و آن‌، افزایش بی‌رویة سرگرمیهای رنگارنگی است که به مدد تکنولوژی نوین در اختیار مردم افغانستان قرار می‌گیرد و اتفاقاً این بیشترین بهرة افغانستان از تکنولوژی است‌. به نظر می‌رسد امکانات رسانه‌ای نوین و جهانی مثل ماهواره و انترنت که در افغانستان هیچ محدودیت قانونی هم ندارد، بخشی از وقتی را که مردم برای کتابخوانی دارند، خواهد بلعید. این‌، در نبود کتابهای خوب و ارزان و تازه‌، یک نگرانی بزرگ است‌.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۳
کلمات کلیدی: کتاب
comment مهربانی‌ها () لینک