+ نگارش (دو)
استقبال دوستان از نخستین یادداشت این سلسله، مرا به ادامهاش دلگرم کرد. به یاری خدا، این را نیز ادامه میدهم. سپاسگزارم از همه عزیزان.
نمودن
مدتهاست که ما سادگی نثر قدیم خود را فراموش کردهایم. نثر اداری و روزنامهای ما بیجهت از زبان گفتار فاصله گرفته است. یکی از وجوه این فاصله که بسیار هم ناخوشایند است، کاربرد مصادر و مشتقات «نمودن» به جای «کردن» است. «نمودن» در اصل، به معنای «نشاندادن» و یا «به نظر آمدن» است و نثر ما بسیار زیبا میشود اگر آن را به معنای اصلی آن بهکار بندیم. اینکار، ضمن پاکیزگی نثر ما، به آن نوعی لطافت باستانیوار میدهد. در ابتدا، این کار سخت به نظر میآید و چنین میپنداریم که پرهیز از «نمودن» به معنی «کردن» ممکن نیست، ولی من تجربه کردم و نتیجه داد. من در کتابهای «روزنه»، «شعر پارسی» و «همزبانی و بیزبانی» بهکلی از این کار پرهیز کردم. البته در هنگام نگارش عمدی هم نداشتم; بعدها دیدم که خودبهخود چنین شده است. این هم چند عبارت از این سه کتاب، که در همه، «نمودن» به معنی «نشاندادن» و «به نظر آمدن» به کار رفته است. (آن را در معنی «کردن» مطلقاً به کار نبردهام، در هیچیک از این سه کتاب، مگر در مطالب و شعرهایی که از دیگران نقل شده است و باید حفظ امانت میشد.)
از کتاب «روزنه»:
خیال، آنگاه رخ مینماید که گوینده، سخنی متمایز با واقعیت علمی بگوید.
سکتهای که در اثر این تصرفها در وزن شعر رخ مینماید، گاهی نامحسوس است...
خوب میدانیم که «کار شبپا» شعری است در فضای جنگلی مازندران و هول البته مناسبتر از همه مینماید.
نوعی دیگر از انتخاب زبان مناسب، در ساختار نحوی کلام هم روی مینماید.
از کتاب «شعر پارسی»:
شعر او به شکل شگفتانگیزی صادقانه و بیشائبه مینماید...
پذیرفتن این سخن امروز و برای ما دشوار مینماید...
تصویری از پیرامون خویش ارائه میکند که هرچند زشت است و غیراخلاقی، به شکلی استثنایی واقعی و عینی مینماید.
از کتاب «همزبانی و بیزبانی»:
فقط سه کلمه است که در حوزة زبانی ایران واقعاً غریب مینماید...
گویش مردم هرات نیز بیش از آن که به کابل نزدیک باشد، به خراسان متمایل مینماید.
این نظر نیز، هرچند در بادی امر بسیار طبیعی و درست مینماید، با مراجعه به واقعیتها و اسناد و مدارک، بیپایه و اساس میشود.
و این هم چند عبارت از نوشتههای دوستان که من ویرایش کردم. ابتدا شکل اصلی میآید و سپس ویراسته:
گروههای دیگر کنار کشیدند و هزارهها را برای اعتراض تحریک نمودند که در خیابانهای کابل بر علیه حاکمیت اعتراض کنند.
گروههای دیگر کنار کشیدند و هزارهها را تحریک کردند که در خیابانهای کابل علیه حاکمیت اعتراض کنند.
لاک اعلام نمود که قوانین طبیعی، احترام به مالکیت و حیات و آزادی دیگران را به همة فرمان میدهد.
لاک اعلام کرد که قوانین طبیعی، احترام به مالکیت و حیات و آزادی دیگران را به همة فرمان میدهد.
دولت وظیفه دارد این حقوق را محترم بشمارد و مفاد قرارداد اجتماعی را رعایت نماید.
دولت وظیفه دارد این حقوق را محترم بشمارد و مفاد قرارداد اجتماعی را رعایت کند.
گاهی ما از تکرار فعل میترسیم، یعنی اگر در جملهای، دو فعل «میکند» لازم میشود، به این اندیشه میافتیم که دومی را «مینماید» بسازیم. ولی این هراس بیجاست. تکرار فعل چندان عیبی ندارد و در نثرهای زیبای کهن ما بسیار دیده میشود. برای آگاهی بیشتر از این بحث، میتوانید به کتاب «غلط ننویسیم» آقای ابوالحسن نجفی مراجعه کنید، ذیل «تکرار فعل».
میدانم «پذیرفتن این سخن امروز و برای ما دشوار مینماید...» ولی اگر مدتی به این معنی از «نمودن» عادت کنیم، خلاف آن دشوار خواهد بود و این بهتر است.


مهربانیها ()