+ امروز با بیدل (چهل و پنج)
شعلة ادراک، خاکسترکلاه افتادهاست
نیست غیر از بال قمری پنبة مینای سرو
این بیت بسیار پیچیده است. من این گونه بیتهای بیدل را چندان نمیپسندم، ولی این پسند فردی، مانع تلاش برای بازکردن گرهها نمیشود.
بیت، در واقع یک تشبیه سهجانبه دارد، یک زوج مشبه و سه زوج مشبهبه. شاعر میگوید، ادراک آدمی، محدود است و در نهایت به بنبست میرسد. آنگاه سه مثال برایش میآورد که هر یک شکل تشبیهی دارد. در مصراع نخست میگوید همان گونه که شعله به خاکستر میرسد، ادراک هم پایان مییابد. در مصراع دوم، این سخن را با یک مثال دیگر مؤکد میکند، این که سرو با همة آزادی خویش، بالاخره به قمری ختم میشود (قمری بر روی سرو مینشیند) و قمری هم که با طوق خویش به اسارت معروف است. پس آن آزادی، با طوق خاتمه مییابد. این مثال دوم.
اما در همینجا، سرو به مینای شراب هم تشبیه میشود که بال قمری، پنبة آن است. پس مثال سوم هم این است که شراب با همة جوشش خویش، به وسیلة پنبه مقیّد میشود. پس یک تشبیه سه گانه داریم که مشبهش ادراک است و مشبهبه آن، شعله، سرو و مینا. در تشبیه سه گانة دیگر، مشبه علناً ذکر نشده و همان محدودیت ادراک منظور است. اینجا نیز خاکستر، قمری و پنبة مینا مشبهبه هستند.


مهربانیها ()