+ امروز با بیدل (چهل و دو)
شمعی از وحشتنگاهی انجمن گم کرده ام
بلبلی از پرفشانیها چمن گمکرده ام
میتوان گفت چه خوب بود اگر میگفت «شمعم، از وحشتنگاهی انجمن گم کردهام / بلبلم، از پرفشانیها چمن گمکردهام» و آنگاه جمله رساتر بود. حتّی میتوان گفت به احتمال زیاد، در اصل همین بوده و در دیوان چاپی، درست ضبط نشده است. شاید اگر بیت از شاعری دیگر بود، من هم با شما همنوا میشدم امّا ضبط موجود، به زبان بیدل بیشتر میخورد. بیدل بیشتر میکوشد جملات را به صورت اسنادی بیان کند، تا فعلی، و این از ویژگیهای بیان اوست. در اینجا نیز جملات اسنادی هستند:
من «شمعی از وحشت نگاهی انجمن گمکرده» هستم
من «بلبلی از پرفشانیها چمن گمکرده» هستم
و عبارتهای داخل قوس، ترکیبهایی هستند طولانی که نقش مسندالیه را در جملات ایفا میکنند. «ام»ها نیز نه ضمیر متصل به فعل، که جایگزین «هستم» اند.


مهربانیها ()