محمدکاظم کاظمی


+ فرخار

«فرخار» هراس از مرگ را می‌کشد. در ما این هراس را می‌کشد. در کسانی می‌کشد که گمان می‌بردند با مرگشان (یا با سکوتشان که برای این جماعت خود نوعی مرگ است) چیز زیادی از این دنیا کم می‌شود که قابل جبران نیست. حس می‌کردند کارهایی بر سر دست دارند که اگر آنان نباشند بر زمین می‌ماند. و البته گاه این گمان و حس بی‌جهت هم نبود.

باری، فصلنامه فرخار از چاپ برآمد. اولین شماره‌اش از چاپ برآمد. بسیار زیبا و پرمحتوا از چاپ برآمد. از سوی خانه ادبیات افغانستان از چاپ برآمد. چرا این همه می‌گویم از چاپ برآمد؟ چون مدتها این نشریه منتظر چاپ بود. یا ما منتظر چاپ آن بودیم. یا ما منتظر چاپ بسیار نشریه‌ها هستیم. یا ما از چاپ نشدن بسیار نشریه‌ها رنج می‌بریم. چه افسونی است در این چاپ؟

«فرخار» را خانه ادبیات افغانستان منتشر می‌کند، در تهران منتشر می‌کند. «فصل‌به فصل» همانند «در دری» و «خط سوم» منتشر می‌کند. زبانم لال!

محمدحسین محمدی مدیرمسئول است. محبوبه ابراهیمی سردبیر است. شکریه عرفانی جزو هیئت تحریر است. محمدبشیر رحیمی و رضا ابراهیمی، آمنه ابراهیمی (ببخشید آمنه محمدی)، خالد نویسا، حفیظ‌الله شریعتی، عبدالرحیم جعفری، منیژه تمنا، فرزانه ابراهیمی، سیدعاصف ابراهیمی (ببخشید سید عاصف حسینی) و سیدمحسن حسینی نیز. این همه آدمهای خوب در این نشریه کار می‌کنند. البته فراموش نکنیم که مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری نیز افسون چاپ را بر عهده دارد.

نشریه خواندنی است، دوست داشتنی است، آموزنده است و از همه مهم‌تر امیدوارکننده است، هرچند گاه هراسی در آدم زنده می‌کند. هراس از مرگ؟ نه! هراس از این که فردا این عزیزان را هم ببینیم که به جای سرودن و نوشتن این همه شعر و داستان خوب که اینان سروده‌اند و نوشته‌اند، یکی مصاحبه می‌گیرد، دیگری ویراستاری می‌کند، دیگری غلطگیری می‌کند، دیگری با صفحه‌آرا سر و کله می‌زند و دیگری درگیر مجوز چاپ و هزار بد و بلای دیگر است و دیگری... شاید آن وقت باز یک عده دیگر از راه برسند و اینان امیدوار شوند و از مرگ نترسند و باز آن گروه جدید یکی مصاحبه بگیرد و دیگری ویراستاری کند و...

دنیا همین است.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٢
کلمات کلیدی: مطبوعات
comment مهربانی‌ها () لینک