محمدکاظم کاظمی


+ امروز با بیدل (سی و نه)

گَردِ خیال‌ِ عاشقان رفت به عالَم دگر

پا به فلک نمی‌نهد سر به رهت فدای ما

در نگاه اول‌، مصراع دوم مشوّش و مضطرب به نظر می‌آید که یعنی چه‌. نکته این است که «سر به رهت فدا» خود یک ترکیب است‌، یعنی کسی که سر به ره تو فدا می‌کند. حالا این فردِ «سر به رهت فدا»، پا به فلک نمی‌گذارد. امّا اضافه‌کردن «ما» به آن‌، از نوع مالکیت نیست‌، بلکه عینیت است‌، یعنی شاعر می‌گوید، آن «سر به رهت فدا» من هستم‌. بیدل دیگر هم از این نوع دارد.

بسمل ما بس که از ذوق شهادت می‌تپد

تیغ قاتل می‌شمارد فرصت تکبیر را

و اینجا «بسمل ما» یعنی «مایی که بسمل هستیم‌». و در جایی دیگر می‌گوید.

چون شمع قانعیم به یک داغ از این چمن‌

گل بر هزار شاخ نبندد بهار ما

و اینجا نیز «بهار ما»، یعنی «بهاری که ماییم‌». از این گونه بسیار دیگر هم می‌توان یافت‌.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٥ اسفند ۱۳۸٢
کلمات کلیدی: بیدل
comment مهربانی‌ها () لینک