محمدکاظم کاظمی


+ عید با بیدل

رسید عید و طربها دلیل دل گردید

امید خلق به صد رنگ مشتعل گردید

زدند ساده‌دلان تیغ بر فسان هوس

که خون وعدة قربانیان بحل گردید

من و شهید محبت دلی که جز به رخت

به هر طرف نظر انداختم، خجل گردید

چه‌سان به کعبه توانم کشید محمل جهد؟

که راهم از عرق انفعال گل گردید

ز سیر کسوت تسلیم چشم قربانی

هوس ز جامة احرام منفعل گردید

به فکر خام جدایی دلیل فطرت کیست؟

کنون که دیده به دیدار متصل گردید

چو «بیدل» از هوس سیر کعبه مستغنی است

کسی که گرد تو، یعنی به دور دل گردید

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٢
کلمات کلیدی: بیدل
comment مهربانی‌ها () لینک