محمدکاظم کاظمی


+ صلح کل

موسی به دین خویش عیسی به دین خویش
ماییم و صلح کل در سرزمین خویش
همسایگان خوب! قربان دست تان
ما را رها کنید با مهر و کین خویش
ما با همین خوشیم گیرم که جملگی
داریم دست کج در آستین خویش
ای دوست! عیب من چندان بزرگ نیست
این‌قدرها مبین در ذره‌بین خویش
دیگر چه لازم است با خنجرش زنی
هر کس که ترش کرد سویت جبین خویش
خواهی علف بکار، خواهی طلا بیاب
وقتی نشسته‌ای روی زمین خویش
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸۱
کلمات کلیدی: شعر کاظمی
comment مهربانی‌ها () لینک