+ چاپ جدید کتاب همزبانی و بیزبانی
کتاب «همزبانی و بیزبانی» من به چاپ دوم رسید. این کتاب بار اول در سال 1382 توسط نشر عرفان چاپ شده و چند سالی بود که نایاب بود. چاپ جدید آن در زمستان 1390 توسط همان ناشر انجام شده است، با طرح جلدی تازه و مختصر اصلاحاتی در متن.

«همزبانی و بیزبانی» برای خودم از جهاتی مهمترین کتابم است، یعنی اگر قرار شود همه کتابهایم نابود شود و فقط یکی از آنها باقی بماند، دوست دارم همین باشد. اهمیت این کتاب برای من در واقع به خاطر اهمیت موضوع آن است، یعنی بحث در مورد وضعیت زبان فارسی کشور ما و چالشهایی که این زبان با آن روبهروست و تصورات نابهجایی که در مورد آن وجود دارد.
یکی از این مباحث مهم، نام این زبان است. من در این کتاب با دلایل و شواهد مختلف از متون کهن و آراء دانشمندان امروز، نشان دادهام که «فارسی» و «دری» در واقع دو نام است برای یک زبان واحد، و حدود نیم قرن است که گروهی برای جداسازی ملل همزبان و تضعیف زبان فارسی، با این ترفند، زبان ما را دوپاره کردهاند. همچنین در آنجا نشان دادهام که تا نیم قرن پیش، این زبان حتی در مجامع رسمی و علمی کشور ما نیز «فارسی» خوانده میشده است. این سخن شاید امروزه عجیب به نظر آید، ولی در این کتاب با شواهد و مدارک کافی ثابت شده است.
مشکل دیگری که ما داریم، چالشی است که میان همزبانان سه کشور بر سر مفاخر ادب و فرهنگ مشترک ما وجود دارد. ایرانیان غالباً این مفاخر را به خود اختصاص میدهند و مردم افغانستان از این بابت همیشه در کدورت و بدبینی به سر میبرند. این یکی از گرههای کور است که در مناسبات میان فارسیزبانان وجود دارد. من در فصلی از این کتاب به تفصیل به این بحث پرداختهام و برای مخاطبان ایرانیِ کتاب روشن کردهام که این روش آنان نه مبنای منطقی دارد و نه از نظر عملی سودمند است. در آنجا روشن شده است که بر خلاف تصور غالب در ایران، زبان فارسی نه تنها در افغانستان رواج کامل داشته است، بلکه پیشینة این زبان در افغانستان بیشتر بوده است.
وقتی همزبانی کشورهای ایران، افغانستان و تاجیکستان مسجل شود، این بحث قابل طرح است که چگونه میتوان از ذخایر مشترک زبانی، برای بهسازی فارسی در این کشورها استفاده کرد. این موضوع فصلی دیگر از این کتاب است. در آنجا با شواهد و مثالهای بسیار، روشن شده است که فارسیزبانان این کشورها به این دادوستدها نیازمند هستند. بعضی راههای عملی دادوستدهای زبانی هم در آنجا نشان داده شده است.
وضعیت نابسامان زبان فارسی در افغانستان کنونی بر کسی پوشیده نیست. بسیاری از دلسوزان و علاقهمندان این زبان، در پی راههایی برای نجات این زبان و حفظ اصالت و سلامت آن هستند. در فصلی مستقل از کتاب، به این موضوع پرداختهام و راههای عملی آن را تا جایی که در توان من بوده است، بازنمودهام. در این فصل به بهسازی فارسی افغانستان از نظر آوایی، واژگانی، رسمالخط، استفاده از گویشهای زبانی و نیز تعامل ما با زبان پشتو پرداختهام.
در انتهای کتاب، یک فرهنگ مختصر از واژگان غیرمشترک در فارسی امروز ایران و افغانستان تنظیم شده است تا دانسته شود که این تفاوتها نیز غالباً در حد معقول و منطقی است و نمیتواند مایه جدایی زبانها دانسته شود. در آنجا روشن شده است که بسیاری از واژگان که خاص فارسی ایران و یا افغانستان دانسته میشود و تصور بر آن است که در کشور دیگر رواج ندارد، برای عموم فارسیزبانان آشناست یا در پیشینة زبانیشان وجود داشته است.
کتاب «همزبانی و بیزبانی» در 232 صفحه قطع رقعی و با قیمت 7500 تومان از سوی مؤسسة انتشارات عرفان چاپ شده است. از جناب محمدابراهیم شریعتی مدیر این انتشارات به خاطر اهتمام او در انتشار این کتاب و نیز کتاب «این قند پارسی» من سپاسگزارم. یادآوری میکنم که کتاب «این قند پارسی» در واقع شکل خلاصهشده و کاربردی «همزبانی و بیزبانی» است. در آنجا بیش از مباحث نظری، به جوانب عملی و وضعیت جاری زبان فارسی افغانستان پرداختهام.
همزبانی و بیزبانی را میتوانید از این جایها سراغ بگیرید.
تهران: دفتر انتشارات عرفان (خیابان سمیه، بین مفتح و رامسر، پلاک 118، واحد 6، تلفن 88811053)
مشهد: فروشگاه کتاب آفتاب (چهارراه شهدا، مقابل شیرازی 14، پاساژ رحیمپور، تلفن 2238613) و انتشارات ترانه (میدان سعدی، پاساژ مهتاب)
کابل: فروشگاه انتشارات عرفان (چوک دهبوری، چهارراهی شهید، تلفن 2503124)
هرات: کتابفروشی احراری (چوک گلها).
برای دیگر شهرها، میتوان محل فروش آن را از دفتر انتشارات عرفان در تهران یا کابل پرسید.
در ایران، خرید پستی این کتاب هم مقدور است. دوستانی که خواهان آن باشند، میتوانند با ایمیل من تماس بگیرند.
+ برون زین گنبد دربسته
نگاهی به شاخصههای فکری شعر اقبال لاهوری
برون زین گنبد دربسته پیدا کردهام راهی
که از اندیشه برتر میپرد آه سحرگاهی
... پس از من شعر من خوانند و دریابند و میگویند
جهانی را دگرگون کرد، یک مرد خودآگاهی

شعر فارسی در طول تاریخ دو بار دچار تحوّلی جدّی شد; تحوّل اول در حوالی قرن پنجم هجری بود که سنایی و ناصرخسرو حکمت و معرفت را به شعر درباری و زمینی ما تزریق کردند. در قرنهای بعد پیدایش آثار ارجمندی چون قصاید خاقانی و منطقالطیر و مثنوی معنوی و دیوان شمس، دیگر نه تحول، بلکه مرحلهی کمال آن چیزی است که در قرن پنجم پایهگذاری شد. پس از آن به جرأت میتوان گفت شعر فارسی در گرایش کهن خویش، از سنایی به بعد، هیچگاه آن قدر زیر و رو نشد که در عصر اقبال شد و بیشتر هم به وسیلهی این شاعر. من منکر عظمت بزرگانی چون عبدالقادر بیدل نیستم، ولی بیدل دگرگونکنندهی اندیشهی رایج در شعر نیست، بلکه فقط کمالبخش آن است و در بعضی موارد نیز البته تغلیظکنندهی آن.
البته جریان مشروطه در ایران نیز یک خانهتکانی شدید فکری در شعر فارسی را در پی داشت، اما شعر مشروطه پس از این خانهتکانی بسیار بیرمق و کمتفکر شد. در این شعر جز وطنیات افراطی و ملیگرایانه، کمتر چیزی میتوان یافت که بتوان یک جریان فکریاش نامید. بگذریم از عشقی و عارف و فرّخی یزدی که تحوّل را در سادهترین سطح آن دریافتند، حتی بهار و دیگر اعتدالیون این دوره نیز ارمغان تازهای در تفکر ندارند، جز نوعی ملیگرایی مبهم و نگاهی اجمالی به قانون و قانونگرایی و امثال اینها.
اما وجوه این بازاندیشی در شعر اقبال چیست؟ من به طور اجمال به این موارد اشاره میکنم.
...ادامهی مطلب
+ چاپ جدید کتاب روزنه در نشر سپیدهباوران
به لطف خداوند چهارمین چاپ کتاب «روزنه» راهی بازار شد. این مجموعه آموزشی شعر در این نوبت توسط نشر سپیدهباوران منتشر شده است و امیدوارم که توزیع بهتری داشته باشد و به دست دوستدارانش در همه جا برسد.

کتاب با چاپ قبل از نظر مطالب هیچ تغییری نکرده است. تنها تغییر، طرح جلد آن است که کار جناب سید عبدالکریم موسوی است و قیمت آن که متأسفانه به سبب گرانی کاغذ و دیگر عوامل گرانیزا در این اواخر، به 8800 تومان رسیده است.
شیوهی دستیابی
مرکز پخش این کتاب در مشهد، «کتاب آفتاب» است با این نشانی:
چهارراه شهدا، خیابان شیرازی، روبهروی شیرازی 14، پاساژ رحیمپور، تلفن 2238613 و 2222204.
دوستانی که در دیگر شهرها هستند، میتوانند مرکز پخش آن را با تلفن از کتاب آفتاب جویا شوند. اگر من هم خبری داشتم به اطلاع خواهم رساند. همچنین خرید پستی کتاب هم امکان دارد. فقط تنها قضیه این است که هزینه پست از مشهد قدری زیاد است. باز هم اگر دوستانی بخواهند میتوانند با من مکاتبه کنند.
در کابل این کتاب در آیندهی نزدیک توسط نشر عرفان توزیع خواهد شد. نشانی دفتر نشر عرفان این است: چوک دهبوری، چهارراهی شهید، تلفن 0799349727.
+ امروز با بیدل
+ بهار با آهنگی از استاد سرآهنگ
شادروان استاد محمدحسین سرآهنگ، چند آهنگ بهاری زیبا دارد. یکی از آنها مبتنی بر این شعر بیدل است:
امروز نوبهار است، ساغرکشان بیایید
گل، جوش باده دارد، تا گلستان بیایید
و این از بهترین آهنگهای استاد سرآهنگ است که به صورت کامل و با کیفیت عالی در دسترس است. شما میتوانید آن را از اینجا بیابید.
اما بهاریهای که اکنون معرفی میکنم، آهنگی است که آنقدرها شنیده نشده و شاید بسیاری از دوستداران استاد هم از وجود آن بیخبر باشند، با این مطلع
بهار آمد، ز خویش و آشنا بیگانه خواهم شد
که گل بوی تو خواهد داد و من دیوانه خواهم شد
من این آهنگ را به صورت ناقص و با کیفیتی نه چندان مطلوب دارم و در اینجا برای داونلود آماده کردهام. این نسخه، فقط حدود ده دقیقه از آهنگ را در خود دارد. بله میگویم «فقط ده دقیقه»، چون آهنگهای استاد سرآهنگ گاهی طولانی است و معمولاً پانزده تا بیست دقیقه. آن آهنگ قبلی «امروز نوبهار است، ساغرکشان بیایید» حدود 22 دقیقه است.
اما دربارهای این قطعه، باید گفت که برخلاف معمول آهنگهای استاد سرآهنگ که شعرشان از بیدل است، شعر اصلی این آهنگ، از بیدل نیست و من متأسفانه شاعرش را نشناختم. در صفحات اینترنت این شعر را بسیار میتوان یافت، ولی نام شاعرش در ذیل آن نیست. شاید از آنِ شاعری گمنام باشد.
در نسخهای از این آهنگ که من دارم و چنان که گفتم ناقص است، دو بیت از غزل اصلی وجود دارد، همراه با بیتهایی دیگر که به تناسب این بیتهای اصلی خوانده میشود. میدانیم که خواندن بیتهایی متناسب با شعر اصلی آهنگ، از هنرنماییهای استادان موسیقی افغانستان است و غالباً آنهایی که شعرشناس بودهاند، میکوشیدهاند که بیتهایی زیبا و هرچه بیشتر متناسب مقام انتخاب کنند. شادروان سرآهنگ در این کار به راستی استاد بوده است و در اینجا هم بعضی از این بیتها چنان که خواهید دید، تناسبی تمام با این مقام دارد. مثلاً در بیتی که به عنوان مقدمة آهنگ خوانده میشود مضمون دیوانه شدن در بهار و به یاد معشوق، آمده است. بیت آنقدر ماهرانه انتخاب شده که آدمی گمان میبرد بیدل آن را به همین مناسبت سروده است:
یار شد بیپرده، اکنون تاب خودداری که راست؟
ای رفیقان! نوبهار آمد، کنون دیوانهام
پس از این بیت، مطلع غزل خوانده میشود:
بهار آمد، ز خویش و آشنا بیگانه خواهم شد
که گل بوی تو خواهد داد و من دیوانه خواهم شد
بیتی که پس از این میآید هم باز با بیت مطلع تناسب دارد، یعنی در اینجا هم شاعر از گل، بوی معشوق را میشنود.
به گل مشغول میدارم دماغ و دیده را بیتو
که هم رنگ تو دارد، هم از آن بوی تو میآید
این بیت هم نمیدانم از کیست. بیدل غزلی با همین وزن و قافیه دارد و احتمالاً شاعرِ این بیت هم به استقبال او رفته است. غزل بیدل با این مطلع است:
جنونی با دل گمگشته از کوی تو میآید
دماغ من پریشان است، یا بوی تو میآید
باری، استاد پس از آن بیت، شعرهای بهاری متناسب با مقام را ادامه میدهد. یکی از آنها دو بیت از غزلی است که باز شاعرش برای من ناشناس است:
شد بهار و بر لب گل ساغر می میزنم
سبحة فرسوده را هم بر سر وی میزنم
جام جمشیدی به دستم گر دهد ساقی، به ناز
حرف دارا و سکندر را دگر کی میزنم؟
کیفیت صدای نسخهای از آهنگ که من دارم، در اینجا بسیار پایین است و کلمات را به زحمت میشد تشخیص داد. من دو بیت بالا را با حدس و گمان نوشتم. امیدوارم که دوستانی دیگر در یافتن شکل دقیق این بیتها و یا نام شاعرشان به من یاری رسانند.
پس از آن، رباعیای از بیدل است که استاد در چند آهنگ معروف دیگرش نیز آن را خوانده است:
امروز نسیم یار من میآید
بوی گل انتظار من میآید
وقت است کز آن جلوه به رنگی برسم
آیینهام و بهار من میآید
و بیت بعدی، باز شاعرش برای من ناشناس است:
از گل و خاک برویند همه نخل و نهال
ای محبت! تو چه نخلی که ز دل میرویی
از اینجا استاد به سراغ بیت دوم غزل اصلی میشود و آن را میخواند.
چه مشکلها به خود آسان پسندیدم، ندانستم
که خواهم شد قبول خاطر او، یا نخواهم شد
و از اینجا به تناسب مقام، استاد بیتی در موضوع «جای گرفتن در دل» میخواند که این از بیدل است:
ای وهم غیر! ما را معذور دار و بگذر
دل خانهای است کانجا نتوان به زور جا کرد
از اینجا دیگر نمیدانم آهنگ چگونه ادامه مییابد و استاد در انتخاب شعرها چه هنرنماییها نشان میدهد. امیدوارم که نسخة کامل و باکیفیت این آهنگ، از دستبرد حوادث مصون مانده و در جایی از این دنیای پهناور، نزد دوستداران استاد موجود باشد.
← صفحه بعد صفحه قبل →


مهربانیها ()