محمدکاظم کاظمی


+ جوابیه‌ام به خبرگزاری مهر

چند روز پیش گزارش خبرگزاری مهر از نشست  «غزنی؛ میراث مشترک فرهنگی جهان اسلام» بحث‌انگیز شد و جوابیه‌هایی از سوی بعضی از هموطنان ما را در پی داشت. من جوابیه‌ای به این خبرگزاری فرستادم که دیروز در سایت خبرگزاری انعکاس یافت.

ضمن سپاسگزاری از مسئولان خبرگزاری به خاطر درج این جوابیه و نیز تشکر از دوستانی که انتشار مطلب در آنجا را وسیله شدند، اینک اصل خبر و جوابیه‌ام را به نقل از خبرگزاری مهر پیشکش می‌کنم. امیدوارم که تداوم این گفت‌‌وگوها سبب‌ساز مهرورزی بیشتر میان همزبانان باشد.

(به ادامة مطلب مراجعه کنید)

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱
کلمات کلیدی: گزارش و افتخارات ملی
comment مهربانی‌ها () لینک

+ دنیا و مافیها

گاهی کلمات و یا ترکیبها و تعبیرها، حامل معنایی هستند که دریافت بهتر از آنها را سهل می‌سازد. این کلمات و ترکیبها وقتی بهتر کارآمد و مؤثرند که آن معنی شفاف باشد و برای همگان قابل دریافت‌. مثلاً ما می‌گوییم «سنگ‌نوشته‌» و خود این ترکیب‌، معنی‌اش را یادآور می‌شود. یعنی نوشته‌ای که بر روی سنگ حک شده است‌. اگر به مرور زمان مردم معنی «سنگ‌» و «نوشته‌» را درنیابند، از این ترکیب آن حسی را نخواهند داشت که اکنون دارند. این چیزی است که در مورد بسیاری از ترکیبها و تعبیرهای عربی رخ داده است‌. یکی از اینها «دنیا و مافیها» است‌.

     به راستی چند درصد از فارسی‌زبانان امروز وقتی این تعبیر را در جایی می‌بینند، دریافت درستی از معنایش دارند؟ شاید بسیاری گمان می‌کنند که «مافیها» خودش یک کلمة مستقل است‌. مثلاً به معنی «تعلقات دنیایی‌» یا «نیازهای مادی‌». شاید بسیاری گمان می‌برند که «مافیها» جمع «مافی‌» است و این مافی خودش چیست‌؟ دیگر مجهول است‌.

     ولی حقیقت این نیست‌. «مافیها» حاصل جمع سه کلمة عربی است‌، یعنی «ما» (= هر آنچه‌)، «فی‌» (= در) و «ها» (= آن‌). پس معنی «ما فیها» می‌شود «هر چه در آن است‌».

     حالا چرا نمی‌گوییم «دنیا و هر چه در آن است‌» یا «جهان و هر چه در آن است‌» و می‌نویسیم «دنیا و مافیها»؟ چون عادت کرده‌ایم به این که مثلاً «ادبی‌تر» بنویسیم‌. حالا این «ادبی‌تر» چقدر ملموس و شفاف است‌؟ چقدر عینی است و چقدر حس به آدم می‌دهد، مهم نیست‌.

     باز جالب این است که به همان دلیل که معنی ترکیب برای بسیاری از ما روشن نیست‌، آن را گاهی غلط به کار می‌بریم‌، چنان که دوستی نوشته بود: «هر وقت دلم از مافیهای دنیا می‌گرفت‌.» شاید به این تصور که «مافیها» یعنی «تعلقات‌» و «دلمشغولی‌ها».

     به همین دلیل است که من از ترکیبهایی مثل «ثمن بخس‌»، «ید طولی‌» و «غث و سمین‌» خوشم نمی‌آید. نه به این دلیل که عربی‌اند، بلکه به این دلیل که شفاف و روشن نیستند. دریافتی که ما از معنی‌شان داریم‌، یک دریافت مستقیم نیست که از روی معنی اجزای ترکیب ایجاد شده باشد. یک دریافت غیرمستقیم و لغتنامه‌ای است‌. در حالی که ما برای معادلهای اینها یعنی «بهای اندک‌»، «دست بلند» و «کم و زیاد(1)» هیچ نیازی به لغتنامه نداریم‌.

.........................................................

1: «غث و سمین‌» در واقع به معنی «لاغر و فربه‌» است‌، ولی در مقام کاربرد، همان معنی «کم و زیاد» یا «فراز و فرود» رایج را دارد.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱
کلمات کلیدی: نگارش

+ مطلبی از جناب میثم خالدیان درباره مجموعه کفران من

در مجله‌ی مجازی هنر «اقیانوس»، نقدی از شاعر گرانقدر جناب میثم خالدیان بر مجموعه شعر «کفران» من منتشر شده است. از ایشان بسیار سپاسگزارم. دوستان می‌توانند مطلب را در اینجا ببینند.

 

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱
کلمات کلیدی: کتابهای کاظمی و نقد شعر

+ کتابهایم در نمایشگاه کتاب تهران

● نشر عرفان (طبقه بالا، بخش بین‌الملل)
○ گزیده غزلیات بیدل
○ همزبانی و بی‌زبانی
○ این قند پارسی

● نشر سپیده‌باوران (شبستان، راهرو 19، غرفة 43)
○ مرقع صد رنگ
○ روزنه
(چنان که وعده‌ داده‌اند، شاید بقیه کتابهای من نیز در این غرفه یافت شود.)

● سوره مهر
○ پیاده آمده بودم
○ کلید در باز
○ رصد صبح
○ ده شاعر انقلاب

● کتاب نیستان
○ قصه‌ی سنگ و خشت

● نشر تکا
○ کفران


نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۱
کلمات کلیدی: کتابهای کاظمی

+ سبویی از دریا

یادداشتی در نکوداشت دکتر محمدسرور مولایی‌

برای ویژه‌نامه نکوداشت ایشان در ششمین جشنواره‌ی قند پارسی که در اسفند 1390 در تهران برگزار شد.

در ذهنم به دنبال اولین جایی می‌گردم که نام دکتر محمدسرور مولایی در آن ثبت است‌. کنگره‌ی شعر دانشجویان کشور در سال 1369 در کرمان را به خاطر می‌آورم که در آنجا یکی از شاعران دانشجو در جریان صحبت و آشنایی با من‌، از استاد افغانستانی‌اش با نام دکتر مولایی یاد می‌کند و شعری از مرا برای ایشان می‌برد. برای من که هنوز با مجامع دانشگاهی ایران آشنا نیستم‌، این نام تازگی دارد و اشتیاق دیدن صاحب نام را در من بیدار می‌کند. چون ما مردم در آن سالها به دلایل گوناگون کمتر هموطنی از خویش را در مجامع دانشگاهی ایران دیده بودیم‌.


     سال بعد در اولین شب شعر افغانستان که از سوی دفتر نمایندگی رهبری در امور افغانستان برگزار می‌شود، دیدار جناب دکتر مولایی و خانم دکتر مستشارنیا میسر می‌شود، که به واقع حضور این دو تن در کنار هم‌، نمادی از یک پیوند عمیق فرهنگی میان دو ملت هم می‌تواند بود. 

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱
کلمات کلیدی: یادبودها

+ چاپ جدید کتاب همزبانی و بی‌زبانی


کتاب «همزبانی و بی‌زبانی» من به چاپ دوم رسید. این کتاب بار اول در سال 1382 توسط نشر عرفان چاپ شده و چند سالی بود که نایاب بود. چاپ جدید آن در زمستان 1390 توسط همان ناشر انجام شده است، با طرح جلدی تازه و مختصر اصلاحاتی در متن.


     «همزبانی و بی‌زبانی» برای خودم از جهاتی مهم‌ترین کتابم است، یعنی اگر قرار شود همه کتابهایم نابود شود و فقط یکی از آنها باقی بماند، دوست دارم همین باشد. اهمیت این کتاب برای من در واقع به خاطر اهمیت موضوع آن است، یعنی بحث در مورد وضعیت زبان فارسی کشور ما و چالشهایی که این زبان با آن روبه‌روست و تصورات نابه‌جایی که در مورد آن وجود دارد.

     یکی از این مباحث مهم، نام این زبان است. من در این کتاب با دلایل و شواهد مختلف از متون کهن و آراء دانشمندان امروز، نشان داده‌ام که «فارسی» و «دری» در واقع دو نام است برای یک زبان واحد، و حدود نیم قرن است که گروهی برای جداسازی ملل همزبان و تضعیف زبان فارسی، با این ترفند، زبان ما را دوپاره کرده‌اند. هم‌چنین در آنجا نشان داده‌ام که تا نیم قرن پیش، این زبان حتی در مجامع رسمی و علمی کشور ما نیز «فارسی» خوانده می‌شده است. این سخن شاید امروزه عجیب به نظر آید، ولی در این کتاب با شواهد و مدارک کافی ثابت شده است.

     مشکل دیگری که ما داریم، چالشی است که میان همزبانان سه کشور بر سر مفاخر ادب و فرهنگ مشترک ما وجود دارد. ایرانیان غالباً این مفاخر را به خود اختصاص می‌دهند و مردم افغانستان از این بابت همیشه در کدورت و بدبینی به سر می‌برند. این یکی از گرههای کور است که در مناسبات میان فارسی‌زبانان وجود دارد. من در فصلی از این کتاب به تفصیل به این بحث پرداخته‌ام و برای مخاطبان ایرانیِ کتاب روشن کرده‌ام که این روش آنان نه مبنای منطقی دارد و نه از نظر عملی سودمند است. در آنجا روشن شده است که بر خلاف تصور غالب در ایران، زبان فارسی نه تنها در افغانستان رواج کامل داشته است، بلکه پیشینة این زبان در افغانستان بیشتر بوده است.

     وقتی همزبانی کشورهای ایران، افغانستان و تاجیکستان مسجل شود، این بحث قابل طرح است که چگونه می‌توان از ذخایر مشترک زبانی، برای بهسازی فارسی در این کشورها استفاده کرد. این موضوع فصلی دیگر از این کتاب است. در آنجا با شواهد و مثالهای بسیار، روشن شده است که فارسی‌زبانان این کشورها به این دادوستدها نیازمند هستند. بعضی راههای عملی دادوستدهای زبانی هم در آنجا نشان داده شده است.

     وضعیت نابسامان زبان فارسی در افغانستان کنونی بر کسی پوشیده نیست. بسیاری از دلسوزان و علاقه‌مندان این زبان، در پی راههایی برای نجات این زبان و حفظ اصالت و سلامت آن هستند. در فصلی مستقل از کتاب، به این موضوع پرداخته‌ام و راههای عملی آن را تا جایی که در توان من بوده است، بازنموده‌ام. در این فصل به بهسازی فارسی افغانستان از نظر آوایی، واژگانی، رسم‌الخط، استفاده از گویشهای زبانی و نیز تعامل ما با زبان پشتو پرداخته‌ام.

     در انتهای کتاب، یک فرهنگ مختصر از واژگان غیرمشترک در فارسی امروز ایران و افغانستان تنظیم شده است تا دانسته شود که این تفاوتها نیز غالباً در حد معقول و منطقی است و نمی‌تواند مایه جدایی زبانها دانسته شود. در آنجا روشن شده است که بسیاری از واژگان که خاص فارسی ایران و یا افغانستان دانسته می‌شود و تصور بر آن است که در کشور دیگر رواج ندارد، برای عموم فارسی‌زبانان آشناست یا در پیشینة زبانی‌شان وجود داشته است.

     کتاب «همزبانی و بی‌زبانی» در 232 صفحه قطع رقعی و با قیمت 7500 تومان از سوی مؤسسة انتشارات عرفان چاپ شده است. از جناب محمدابراهیم شریعتی مدیر این انتشارات به خاطر اهتمام او در انتشار این کتاب و نیز کتاب «این قند پارسی» من سپاسگزارم. یادآوری می‌کنم که کتاب «این قند پارسی» در واقع شکل خلاصه‌شده و کاربردی «همزبانی و بی‌زبانی» است. در آنجا بیش از مباحث نظری، به جوانب عملی و وضعیت جاری زبان فارسی افغانستان پرداخته‌ام.

     همزبانی و بی‌زبانی را می‌توانید از این جایها سراغ بگیرید.

     تهران: دفتر انتشارات عرفان (خیابان سمیه، بین مفتح و رامسر، پلاک 118، واحد 6، تلفن 88811053)

     مشهد: فروشگاه کتاب آفتاب (چهارراه شهدا، مقابل شیرازی 14، پاساژ رحیم‌پور، تلفن 2238613) و انتشارات ترانه (میدان سعدی، پاساژ مهتاب)

     کابل: فروشگاه انتشارات عرفان (چوک دهبوری، چهارراهی شهید، تلفن 2503124)

هرات: کتابفروشی احراری (چوک گلها).

     برای دیگر شهرها، می‌توان محل فروش آن را از دفتر انتشارات عرفان در تهران یا کابل پرسید.

     در ایران، خرید پستی این کتاب هم مقدور است. دوستانی که خواهان آن باشند، می‌توانند با ایمیل من تماس بگیرند.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۱

+ برون زین گنبد دربسته

نگاهی به شاخصه‌های فکری شعر اقبال لاهوری

 

     برون زین گنبد دربسته پیدا کرده‌ام راهی‌

     که از اندیشه برتر می‌پرد آه سحرگاهی‌

     ... پس از من شعر من خوانند و دریابند و می‌گویند

     جهانی را دگرگون کرد، یک مرد خودآگاهی‌

     شعر فارسی در طول تاریخ دو بار دچار تحوّلی جدّی شد; تحوّل اول در حوالی قرن پنجم هجری بود که سنایی و ناصرخسرو حکمت و معرفت را به شعر درباری و زمینی ما تزریق کردند. در قرنهای بعد پیدایش آثار ارجمندی چون قصاید خاقانی و منطق‌الطیر و مثنوی معنوی و دیوان شمس‌، دیگر نه تحول‌، بلکه مرحله‌ی کمال آن چیزی است که در قرن پنجم پایه‌گذاری شد. پس از آن به جرأت می‌توان گفت شعر فارسی در گرایش کهن خویش‌، از سنایی به بعد، هیچ‌گاه آن قدر زیر و رو نشد که در عصر اقبال شد و بیشتر هم به وسیله‌ی این شاعر. من منکر عظمت بزرگانی چون عبدالقادر بیدل نیستم‌، ولی بیدل دگرگون‌کننده‌ی اندیشه‌ی رایج در شعر نیست‌، بلکه فقط کمال‌بخش آن است و در بعضی موارد نیز البته تغلیظ‌کننده‌ی آن‌.

     البته جریان مشروطه در ایران نیز یک خانه‌تکانی شدید فکری در شعر فارسی را در پی داشت‌، اما شعر مشروطه پس از این خانه‌تکانی بسیار بی‌رمق و کم‌تفکر شد. در این شعر جز وطنیات افراطی و ملی‌گرایانه‌، کمتر چیزی می‌توان یافت که بتوان یک جریان فکری‌اش نامید. بگذریم از عشقی و عارف و فرّخی یزدی که تحوّل را در ساده‌ترین سطح آن دریافتند، حتی بهار و دیگر اعتدالیون این دوره نیز ارمغان تازه‌ای در تفکر ندارند، جز نوعی ملی‌گرایی مبهم و نگاهی اجمالی به قانون و قانون‌گرایی و امثال اینها.

     اما وجوه این بازاندیشی در شعر اقبال چیست‌؟ من به طور اجمال به این موارد اشاره می‌کنم‌.

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۱
کلمات کلیدی: شاعران فارسی