محمدکاظم کاظمی


+ تکریم بزرگان دین در متن

سؤال مهم. چه هنگامی نوشتن «علیه‌السلام»، «صلی الله علیه و آله وسلم» و نظایر این تعبیرها ضرورت دارد؟

مقدمه

پیش از هر چیز باید گفت که تکریم و تعظیم بزرگان هر دین، از فرایض و ضروریات است. حفظ حرمت آن بزرگان، خودش در ذهن ما پیروان آنها حصاری از قداست ایجاد می‌کند تا به طور طبیعی و ناخودآگاه، این احترام را در دیگر جوانب و شئون زندگی هم رعایت کنیم. هم از این روی است که مسلمانان غالباً نام خداوند، حضرت پیامبر و دیگر بزرگان دین را با احترام یاد می‌کنند و گاه عبارت‌هایی دعایی مثل «جل جلاله»، «صلی الله علیه و آله وسلم»، «علیه‌السلام»، «رضی الله عنه»، «کرم الله وجهه»، «سلام الله علیه»، «سلام الله علیها» و در مورد علمای دینی، «رضوان الله تعالی علیه»، «رحمة الله علیه» و امثال اینها را به کار می‌برند. این حتی در مورد دشمنان دین و خدا هم با عبارت‌هایی مخالف رایج است، مثل «یزید لعنة الله علیه» و امثال آن.

ولی همواره و در رسم و آیینی، خطر «عادت شدن» و «کلیشه شدن» و «افراط» وجود دارد. سلام کردن و دست دادن انسان‌ها به همدیگر کاری است پسندیده ولی اگر مثلاً دو نفر که از صبح تا عصر در کنار هم هستند (مثلاً دو همکار در اداره، دو کارگر در کارخانه) از صبح تا عصر مرتب به همدیگر سلام کنند و دست بدهند، چندان جالب نیست.

 

افراط و تفریط

به نظر می‌رسد که ما همچنان که در بسیاری از رسوم و آیین‌های دینی به افراط یا تفریط گراییده‌ایم، در این مورد هم همین افراط در کار ما هست. مثلاً سخنرانی درباره‌ی فضایل حضرت امام رضا(ع) سخن می‌گوید. می‌بینی که مثلاً اگر در سخنرانی‌اش چهل بار اسم آن حضرت می‌آید، چهل بار هم عبارت «علیه الاف تحیة والثنا» را تکرار می‌کند، گویا این عبارت بخشی از نام حضرت شده است. جالب این است که بسیاری از مخاطبان و حتی شاید خود گوینده نیز معنی دقیق این عبارت را نمی‌دانند، چنان که من تا اکنون نمی‌دانستم و حال به فرهنگ مراجعه کردم و دیدم به معنی «هزاران درود و ثنا بر او باد» است.

ببینید، این عبارت وقتی آن را به فارسی می‌خوانیم و معنایش را می‌فهمیم، بسیار دلپذیر است. اگر همین ترجمه‌ی فارسی آن را یک بار و در همان آغاز سخن در کنار اسم امام رضا(ع) بشنویم، نوعی احساس احترام نسبت به ایشان خواهیم کرد. ولی وقتی عبارت یک کارکرد ماشینی می‌یابد، دیگر هیچ آن احساس احترام را در ما بر نمی‌انگیزد، بلکه تمرکز ما بر سخن سخنران را از میان می‌برد. سخنان او به جای این که ساده، موجز و روشن باشند، سرشار می‌شوند از عبارت‌هایی عربی که معنی‌شان هم غالباً برای ما مجهول است و اگر مجهول هم نباشد، با تکرار زیاد، دیگر تأثیر خود را از دست می‌دهد.

(به ادامه‌ی مطلب مراجعه کنید)

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٤:۱٧ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٢ دی ۱۳٩۱
کلمات کلیدی: نگارش و تأملات فکری
comment مهربانی‌ها () لینک

+ صفحه‌ای از یک فهرست

تصویری که می‌بینید، یک صفحه از فهرست تفصیلی جلد دوم کتاب «افغانستان در مسیر تاریخ» شادروان میر غلام‌محمد غبار است که من این روزها مشغول تنظیم آن هستم. این فهرست را استاد ارجمند جناب دکتر محمدسرور مولایی برای این کتاب استخراج کرده‌اند و قرار است که در چاپ جدید کتاب توسط انتشارات عرفان گنجانده شود. (البته اگر خانواده‌ی محترم غبار بدین کار رضایت دهند.)


متن کامل این فهرست حدود یکصد صفحه است و من فقط یک صفحه از آن را به طور نمونه اینجا آورده‌ام. همین یک صفحه عظمت کاری را که جناب دکتر مولایی با دقت و حوصله‌ی تمام برای این کتاب ارزشمند انجام داده‌اند، نشان می‌دهد. در این فهرست حدود هزار مدخل وجود دارد و برای هر مدخل، همه مباحثی که در کل کتاب در مورد آن شخص یا جای آمده است، با تفصیل و با قید شماره صفحه فهرست شده است. این فهرست کار پژوهشگران و خوانندگان کتاب را بسیار سهل می‌کند. شما مثلاً می‌خواهید در مورد «زندان‌های دوران محمدنادر خان و محمدهاشم خان و زندانیان آنها» تحقیق کنید. آنگاه کافی است که به حرف «ز» بروید و مدخل‌های «زندان‌ها»، «زندانیان» و امثال اینها را ببینید. در اینجا یک شرح فشرده از کل وضعیت زندانها و زندانیان، شکنجه‌ها، زندان‌بانان، شکنجه‌گرها و همه مسایل مربوط به این موضوع آمده است، آن هم با قید صفحه به گونه‌ای که می‌شود به راحتی به همان صفحات از کتاب مراجعه کرد.

من نمی‌دانم که جناب دکتر مولایی برای استخراج این فهرست مفصل صدصفحه‌ای چقدر وقت صرف کرده‌اند. ولی با توجه به این که وارد کردن این فهرست در کامپیوتر (که هنوز تمام هم نشده است) توسط من و همکارم خانم معصومه احمدی تا کنون حدود 150 ساعت وقت گرفته است، می‌شود میزان زحمتی را که ایشان کشیده‌اند، حدس زد، چون دشواری و زمان‌گیری استخراج فهرست و آن هم با دست، فقط برای کسی محسوس است که باری چنین کاری کرده باشد، و آن هم برای یک کتاب تاریخی که سرشار است از اسامی اشخاص و جایها. و این تازه تنها کار دکتر مولایی نیست. کار عظیم ایشان در این سالها تصحیح کتاب «سراج‌التواریخ» بوده است که از جهاتی بسیار دشوارتر از این است و حساس‌تر.

اینها را برای این نوشتم که در همین مقام، ادای احترامی کرده باشم به جناب دکتر مولایی که سال‌هاست با خستگی‌ناپذیری مشغول کارهایی از این دست بوده‌اند و حاصل قریب به نیم قرن کار پیوسته‌شان دهها عنوان کتاب ارزشمند است.

در ضمن این نکته نیز واضح می‌شود که وقتی سخن از ویراستاری و آن هم ویرایش کتابی تاریخی می‌رود، نباید تصور کرد که ویراستار فقط می‌نشیند و «میشود»ها را «می‌شود» می‌سازد یا «زنده‌گی» را به «زندگی» بدل می‌کند یا نقطه و ویرگول در متن می‌گذارد. آنچه در ویرایش کتاب فرساینده و دشوار است، کارهایی از قبیل استخراج فهرست است که متأسفانه از چشم ما غالباً پنهان می‌ماند و ما تصور می‌کنیم که این همه کتاب مرجع، متون ادب و تاریخ، همین طور خودبه‌خود دارای فهرست شده‌اند.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۱
کلمات کلیدی: ویرایش و یادبودها

+ ویلٌ لِلمُجَسّطین.

ویلٌ لِلمُجَسّطین.

ترجمه: وای بر کسانی که هنوز به این باور نرسیده‌اند که هر متنی به ویرایش نیاز دارد.
توضیح: «مجسطین» از ریشه‌ی «جسط» (باور نداشتن بر ضرورت ویرایش برای هر متنی) است و به معنی کسانی که هنوز به این باور نرسیده‌اند که هر متنی به ویرایش نیاز دارد.
تصویری که می‌بینید، یک صفحه از کتابی است که توسط یکی از ناشران معتبر چاپ شده است و به دلایل امنیتی از ذکر نام ناشر معذورم.
یادآوری 1: هر گونه شباهت میان این کتاب و کتاب‌های انتشارات «سوره مهر» اتفاقی می‌‌باشد.
یادآوری 2: سوره مهر چند سال ناشر برگزیده کشور بوده است.

 

 

 


این کتاب‌ را یکی از شاعران، روزنامه‌نگاران و مستندسازان گرانقدر نوشته است، که به دلایل رفاقتی از ذکر نام‌شان معذورم. دوست عزیزم جناب «ا. م. ی. د. مهدی‌نژاد» که نخواسته نامش فاش شود و در چاپ اول این کتاب سهمی بسزا داشته است، بر آن شده است که چاپ جدید این کتاب را به صورت ویراسته و پاکیزه‌ای آماده کند. ایشان از من خواست که غلطهای تایپی چاپ اول را که به نظرم رسیده است، استخراج کنم. ولی من جسارتاً در حین بازخوانی کتاب، از باب دست‌گرمی، فقط یک صفحه از چاپ اول را چنان که می‌بینید، ویرایش کردم، تا دانسته شود که چرا «ویلٌ لِلمُجَسّطین».

 

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱
کلمات کلیدی: طنز و نگارش

+ مقدمه‌ای بر پدیدارشناسی ساختار

چکیده:

در این مقاله در مورد سازگاری ارجاعات برون‌متنی و فرامتنی در پدیدارشناسی ساختار هرمنوتیک هسته‌ی مرکزی زبان، از دیدگاه ساختارگرایان چک و پیروان مکتب اشتوتگارت بحث شده است.

 

کلیدواژه‌ها:

برون‌متن، پدیدارشناسی، هرمنوتیک، اهمیت فراوان، طبق نظریه، سازگار نمی‌باشد.

 

متن مقاله:

طبق نظریه‌ی رولان بارت و دیگر نظریه‌پردازان مکتب اشتوتگارت ارجاعات برون‌متنی و فرامتنی در ساختار متن از نظر هرمنوتیکی دارای اهمیت فراوان است. این نظریه‌پردازان و دیگر ساختارگرایان چک معتقدند که طبق نشانه‌شناسی واقعیت‌گریز، مرگ مؤلف (Marg e Moallef) هویت متنی ارجاع‌دهنده به ذات اثر را کمرنگ و یا حتی بی‌اثر می‌سازد. بنابراین با دیدگاه بارتولد در مورد شالوده‌شکنی هنجارگریزانه‌ی نشانه‌های سبکی سازگار نمی‌باشد.

شارل بودلر بر این عقیده است که فردیناند دو سوسور آنجا که از هویت ساختاری (Hoiyyat e Sakhtari) متن سخن می‌گوید سخنش مبنای امکان‌پذیر بودن این ارجاعات به هسته‌ی مرکزی زبان است. البته این دیدگاه او با تقسیم‌بندی (Taqsim Bandi) یاکوبسن از فرازبان و فرامتن دارای مغایرت برون‌متنی است.

طبق این نظریه، به نظر می‌رسد که سخن معروف ازراپاوند در مورد قائم به متن بودن ارجاعات زبانی منظومه‌ی «سرزمین هرز» (Sarzamin e Harz) الیوت، از آن روی که هویتی شالوده‌شکنانه دارد، با این نظریه مطابقت نخواهد داشت چون طبق سخن دریدا با دیدگاه هرمنوتیکی حاکم بر بن‌مایه‌ی اثر هماهنگ (Hamahang) نیست.

 

نتیجه‌گیری:

با آنچه گفته‌شد نتیجه می‌گیریم که نقش ارجاعات برون‌متنی و فرامتنی در پدیدارشناسی ساختار هرمنوتیک هسته‌ی مرکزی زبان، با دیدگاه ساختارگرایان چک و پیروان مکتب اشتوتگارت سازگار نمی‌باشد.

 

گزیده‌ی منابع:

الیوت، سرزمین هرز، ترجمه‌ی نجف دریابندری، نشر مغرب.

ژول ورن، دور دنیا در هشتاد روز، ترجمه‌ی پرویز قاضی سعید، نشر گیتی‌نورد.

ژان ژاک دریدا، ساختارشناسی تأویل متن، ترجمه‌ی بابک اردشیری، نشر بابکان.

اصطخری، الممالک والمسالک، به تصحیح بدیع‌الزمان فروزانفر، نشر کهن.

ارسطو، فن شعر، ترجمه‌ی محمد قاضی، انتشارات اندیشه‌ی جاوید.

مهابارات‌ها، به کوشش ساتیا جیت‌رای، ترجمه‌ی علی‌رضا قزوه، نسخه‌ی خطی کتابخانه‌ی کلکته.

مارکوپولو، سفرنامه‌ی مارکوپولو، ترجمه‌ی اصغر شادلو، نشر مسافر.

آلبر کامو، استفراغ، ترجمه‌ی جلال آل احمد، نشر رایحه.

خواجه علی موفق هروی، الابنیه عن حقایق الادویه، تصحیح دکتر جلال‌الدین کزازی، نشر پارسیان.

گات‌ها، به تصحیح مجتبی مینوی، انتشارات باستان.

فرشته نیک‌پی، 9 ماه انتظار، نشر میلاد.

ذبیح‌الله منصوری، خواجه‌ی تاج‌دار، نشر قاجار.

سوزان دو بوار، مردان مریخی، زنان ونوسی، ترجمه‌ی سیمین خوش‌چهره، چاپ صد و چهل و هفتم، نشر قارون.

مارلون براندو، تریلوژی هرمنوتیک (1)، نشر پارامونت.

مارلون براندو، تریلوژی هرمنوتیک (2)، نشر پارامونت.

مارلون براندو، تریلوژی هرمنوتیک (3)، نشر پارامونت.

مایکل اسکافیلد، یادداشت‌های زندان، ترجمه‌ی نسرین دربند، نشر رهایی.

 

منابع اینترنتی Manabe Interneti

www.vikipedia.com

www.yahoo.com

www.facebook.com/Jennifer Lopez

www.google.com/

www.google.com/padidarshenasi Sakhtar\

www.google.com/Marg e Moallef

www.google.com/Sarzamin e Harz

دسترسی به تارنمای فراخوانده شده امکان‌پذیر نمی‌باشد

http://peyvandha.ir/

دسترسی به تارنمای فراخوانده شده امکان‌پذیر نمی‌باشد

http://peyvandha.ir/

دسترسی به تارنمای فراخوانده شده امکان‌پذیر نمی‌باشد

http://peyvandha.ir/

دسترسی به تارنمای فراخوانده شده امکان‌پذیر نمی‌باشد

http://peyvandha.ir/

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۱
کلمات کلیدی: طنز

+ مقدمه‌ای بر پدیدارشناسی ساختار

چکیده:

در این مقاله در مورد سازگاری ارجاعات برون‌متنی و فرامتنی در پدیدارشناسی ساختار هرمنوتیک هسته‌ی مرکزی زبان، از دیدگاه ساختارگرایان چک و پیروان مکتب اشتوتگارت بحث شده است.

 

کلیدواژه‌ها:

برون‌متن، پدیدارشناسی، هرمنوتیک، اهمیت فراوان، طبق نظریه، سازگار نمی‌باشد.

 

متن مقاله:

طبق نظریه‌ی رولان بارت و دیگر نظریه‌پردازان مکتب اشتوتگارت ارجاعات برون‌متنی و فرامتنی در ساختار متن از نظر هرمنوتیکی دارای اهمیت فراوان است. این نظریه‌پردازان و دیگر ساختارگرایان چک معتقدند که طبق نشانه‌شناسی واقعیت‌گریز، مرگ مؤلف (Marg e Moallef) هویت متنی ارجاع‌دهنده به ذات اثر را کمرنگ و یا حتی بی‌اثر می‌سازد. بنابراین با دیدگاه بارتولد در مورد شالوده‌شکنی هنجارگریزانه‌ی نشانه‌های سبکی سازگار نمی‌باشد.

شارل بودلر بر این عقیده است که فردیناند دو سوسور آنجا که از هویت ساختاری (Hoiyyat e Sakhtari) متن سخن می‌گوید سخنش مبنای امکان‌پذیر بودن این ارجاعات به هسته‌ی مرکزی زبان است. البته این دیدگاه او با تقسیم‌بندی (Taqsim Bandi) یاکوبسن از فرازبان و فرامتن دارای مغایرت برون‌متنی است.

طبق این نظریه، به نظر می‌رسد که سخن معروف ازراپاوند در مورد قائم به متن بودن ارجاعات زبانی منظومه‌ی «سرزمین هرز» (Sarzamin e Harz) الیوت، از آن روی که هویتی شالوده‌شکنانه دارد، با این نظریه مطابقت نخواهد داشت چون طبق سخن دریدا با دیدگاه هرمنوتیکی حاکم بر بن‌مایه‌ی اثر هماهنگ (Hamahang) نیست.

 

نتیجه‌گیری:

با آنچه گفته‌شد نتیجه می‌گیریم که نقش ارجاعات برون‌متنی و فرامتنی در پدیدارشناسی ساختار هرمنوتیک هسته‌ی مرکزی زبان، با دیدگاه ساختارگرایان چک و پیروان مکتب اشتوتگارت سازگار نمی‌باشد.

 

گزیده‌ی منابع:

الیوت، سرزمین هرز، ترجمه‌ی نجف دریابندری، نشر مغرب.

ژول ورن، دور دنیا در هشتاد روز، ترجمه‌ی پرویز قاضی سعید، نشر گیتی‌نورد.

ژان ژاک دریدا، ساختارشناسی تأویل متن، ترجمه‌ی بابک اردشیری، نشر بابکان.

اصطخری، الممالک والمسالک، به تصحیح بدیع‌الزمان فروزانفر، نشر کهن.

ارسطو، فن شعر، ترجمه‌ی محمد قاضی، انتشارات اندیشه‌ی جاوید.

مهابارات‌ها، به کوشش ساتیا جیت‌رای، ترجمه‌ی علی‌رضا قزوه، نسخه‌ی خطی کتابخانه‌ی کلکته.

مارکوپولو، سفرنامه‌ی مارکوپولو، ترجمه‌ی اصغر شادلو، نشر مسافر.

آلبر کامو، استفراغ، ترجمه‌ی جلال آل احمد، نشر رایحه.

خواجه علی موفق هروی، الابنیه عن حقایق الادویه، تصحیح دکتر جلال‌الدین کزازی، نشر پارسیان.

گات‌ها، به تصحیح مجتبی مینوی، انتشارات باستان.

فرشته نیک‌پی، 9 ماه انتظار، نشر میلاد.

ذبیح‌الله منصوری، خواجه‌ی تاج‌دار، نشر قاجار.

سوزان دو بوار، مردان مریخی، زنان ونوسی، ترجمه‌ی سیمین خوش‌چهره، چاپ صد و چهل و هفتم، نشر قارون.

مارلون براندو، تریلوژی هرمنوتیک (1)، نشر پارامونت.

مارلون براندو، تریلوژی هرمنوتیک (2)، نشر پارامونت.

مارلون براندو، تریلوژی هرمنوتیک (3)، نشر پارامونت.

مایکل اسکافیلد، یادداشت‌های زندان، ترجمه‌ی نسرین دربند، نشر رهایی.

 

منابع اینترنتی Manabe Interneti

www.vikipedia.com

www.yahoo.com

www.facebook.com/Jennifer Lopez

www.google.com/

www.google.com/padidarshenasi Sakhtar\

www.google.com/Marg e Moallef

www.google.com/Sarzamin e Harz

دسترسی به تارنمای فراخوانده شده امکان‌پذیر نمی‌باشد

http://peyvandha.ir/

دسترسی به تارنمای فراخوانده شده امکان‌پذیر نمی‌باشد

http://peyvandha.ir/

دسترسی به تارنمای فراخوانده شده امکان‌پذیر نمی‌باشد

http://peyvandha.ir/

دسترسی به تارنمای فراخوانده شده امکان‌پذیر نمی‌باشد

http://peyvandha.ir/

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۱
کلمات کلیدی:

+ از نوشتن «خودداری کنید»، خودداری کنید

در این محل از کشیدن سیگار خودداری کنید.

در اینجا از ریختن زباله خودداری کنید.

در حال رانندگی از خوردن و آشامیدن خودداری کنید.

اگر ما در هر جمله‌ای که می‌نویسیم به معنی درست و دقیق کلمات دقت کنیم، فصیح‌تر و درست‌تر خواهیم نوشت. «خودداری» معنایی قریب به «خویشتن‌داری» دارد و آنگاه کاربرد آن مناسب است که امری بدون اختیار یا بدون قصد قبلی در حال انجام باشد و ما با یک اراده‌‌ی اختیاری مانع انجام آن شویم. مثلاً می‌شود گفت «از گریه کردن خودداری کنید» چون گریه چیزی است که غالباً خود به خود به سراغ آدم می‌آید. هم‌چنین است مثلاً «از عصبانی شدن خودداری کنید.» و امثال آن. ولی برای کاری که به اختیار انجام می‌دهیم، کاربرد «خودداری کردن» مناسب نیست. بهتر است بگوییم این کار را نکنید.

در مجموع می‌شود گفت که هر جا می‌خواهید کلمه‌‌ی «خوددداری» به کار برید، این را تصور کنید که اکنون شما کلمه‌‌ی «خویشتن‌داری» را به کار می‌برید. آنگاه ببینید که کاربرد «خویشتن‌داری» در آن مقام درست است یا نه.

پس جمله‌های بالا را می‌توان چنین نوشت که هم ساده‌تر است، هم فصیح‌تر و هم کوتاه‌تر:

در این محل سیگار نکشید.

در اینجا زباله نریزید.

در حال رانندگی نخورید و نیاشامید.

ولی قدری تأمل کنیم. شما فکر نمی‌کنید که جمله‌های اولی قدری محترمانه‌تر و مؤدبانه‌ترند؟ چرا این طور است؟ به نظر من در آن‌ها به طرزی پنهان این نکته گوشزد شده است که گویا شما در انجام این کارها عمد و قصدی ندارید و این سیگارکشیدن یا زباله‌ریختن انگار خود به خود صورت می‌گیرد. حال شما در نقش آدم‌هایی مثبت، می‌توانید جلو انجام خودبه‌خود این کارهای نامطلوب را بگیرید. ملاحظه می‌کنید که نوعی احترام در اینجا نهفته است.

من در اینجا به یاد دختر سه‌ساله‌ام افتادم که وقتی کاری ناپسند می‌کند، می‌گوید «این کار خودش شد.» یا می‌گوید «روح بدجنس من این کار را کرد.» و به این ترتیب راه را بر تنبیه احتمالی خود می‌بندد.

خوب بالاخره از کاربرد «خودداری کنید»، خودداری کنیم یا نکنیم؟ به نظر من در مجموع ما باید به سمت ساده‌نویسی و درست‌نویسی برویم. ولی این نکته‌‌ی روانی را از این روی نوشتم که بدانیم گاهی یک موضوع را از چند جنبه می‌توان نگریست. باید عادت کنیم که از مطلق‌نگری خودداری کنیم. نه، نشد. باید عادت کنیم که مطلق‌نگر نباشیم.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۳:٢٢ ‎ق.ظ ; شنبه ٩ دی ۱۳٩۱
کلمات کلیدی: نگارش

+ مهربانی کنید، روشنی بیندازید، دیده‌درایی نکنید

چند روز پیش در نامه‌ای به دوستی ایرانی گفتم که در مورد فلان موضوع «روشنی بیندازید.» و مرادم توضیح دادن آن دوست در آن مورد بود. او از این تعبیر «روشنی بیندازید» بسیار خوشش آمد. گاهی یک تعبیر یا اصطلاح در یک پاره از این قلمرو زبانی بسیار عادی تلقی می‌شود، ولی برای دیگر همزبانان تازه و جذاب است.

حال که در ذهنم کاوش می‌کنم، چند مورد دیگر از این قبیل تعبیرها به نظرم می‌آید که برای مردم ایران تازگی دارد حتی می‌تواند کاربرد بیابد.


مهربانی کنید

این «مهربانی کنید» در مقام تعارف برای ورود به خانه یا دعوت به نشستن مهمان گفته می‌شود. می‌توان آن را تقریباً معادل «بفرمایید» دانست، با این تفاوت که «بفرمایید» گاهی برای دعوت به بیرون رفتن هم به کار می‌رود و حتی در مواردی لحن طعنه‌آمیز هم می‌یابد. ولی «مهربانی کنید» لطیف‌تر و دلنشین‌تر است.


دیده‌درایی

معنی تحت‌اللفظی آن «درآمدن به چشم کسی» می‌شود. در ایران این تعبیر به صورت جمله کاربرد دارد، چنان که می‌گویند «طرف خودش را توی چشمم فرو کرد.» ولی به صورت ترکیب «دیده‌درایی» رایج نیست. این را هم باید گفت که «دیده‌درایی» به خاطر این که از حالت جمله بدرآمده است، بار معنایی خفیف‌تری دارد و قدری مؤدبانه‌تر است. تقریباً چیزی است شبیه «پررویی».

 

سبکدوش کردن

این معادل محترمانه‌ای است برای «عزل کردن» ضمن این که کاملاً فارسی است. گاهی در گفتار موقعیت‌هایی پیش می‌آید که نمی‌توان «عزل شدن» را به کار برد. مثلاً هیچ‌کس نمی‌گوید «از وقتی مرا از فلان مسئولیت عزل کرده‌اند، قدری فراغت یافته‌ام.» ولی به راحتی می‌شود گفت «از وقتی از این مسئولیت سبکدوش شده‌ام، قدری فراغت یافته‌ام.»

 

نظایر همین اصطلاحات و تعبیرهاست که فارسی افغانستان را در چشم بسیاری از ایرانیانی که با آن آشنا شده‌اند، جذاب و دلنشین ساخته است. مسلماً بسیار اصطلاحات و تعابیر در ایران هم رایج است که به کار ما می‌آید. و ما فارسی‌زبانان چقدر به این مبادلات زبانی نیازمندیم.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٢:٤٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳ دی ۱۳٩۱
کلمات کلیدی: نگارش و زبان فارسی