+ غلامرضا بروسان درگذشت
در این دقایق اندوهبار، چه میتوان کرد جز این که به خواهش دوستانی که خواستار آگاهییافتن بیشتر از کارنامهی ادبی غلامرضا بروسان بودند، دربارهی این شاعر بنویسم.

غلامرضا بروسان در سال 1352 در مشهد به دنیا آمد. از هژده سالگی به سرایش شعر آغاز کرد و این همزمان بود با حضور پیوستة او در جلسات شعر مشهد، از جمله جلسة شعر حوزة هنری که در آن سالها کانون تجمع شاعران جوان این شهر به حساب میآمد.
...ادامهی مطلب
+ چاپ جدید افغانستان در مسیر تاریخ
افغانستان در مسیر تاریخ
میر غلاممحمد غبار
ویرایش جدید
ناشر: مؤسسة انتشارات عرفان
2 جلد (608 ص + 792 ص)، 5000 نسخه، وزیری

گاهی دوستان تعجب میکنند، وقتی از شغلم میپرسند و من میگویم که بخشی از وقت من در کار ویراستاری میگذرد. و باز این تعجب وقتی بیشتر میشود که توضیح میدهم که این شغل برای من تنها از جنبة کسب معیشت نیست و اگر به راستی از این زاویه بنگرم، بیشتر وقتها ویراستاری برایم خالی از خسارتهای مادی هم نبوده است، چون فرصتی را که میشده است بر سر کاری پردرآمدتر بگذارم، بر سر ویرایش گذاشتهام. ولی چرا باز هم این کار را ادامه میدهم؟ به خاطر خالیگاهی که در عرصة چاپ و نشر ما وجود دارد و کسی که عمرش همراه با کتاب گذشته است، چاپ بعضی کتابهای مهم و کلیدی مملکت با همان کیفیت نازل و نامطلوب قدیم برایش غیر قابل تحمل است. یکی از این کتابها «افغانستان در مسیر تاریخ» شادروان میر غلاممحمد غبار بود.
ارزش و اهمیت تاریخ غبار برای مملکت ما بر اهل نظر پوشیده نیست و این چیزی نیست که منِ ناوارد به دانش تاریخ بخواهم شرح دهم. اینقدر میتوانم گفت که به نظر میرسد برای هر کسی که بخواهد تصویری درست از کشور افغانستان و گذشتة این محدودة جغرافیایی داشته باشد، خواندن این کتاب ضروری است. «افغانستان در مسیر تاریخ» غبار و «افغانستان در پنج قرن اخیر» میر محمدصدیق فرهنگ ـ که من افتخار ویرایش آن را هم داشتم ـ به نوع مکمّل هم هستند و به راستی اگر همه نخبگان کشور ما، به ویژه آنهایی که دستی در سیاست و ادارة مملکت دارند این آثار را نیک خوانده بودند و در کنار خواندن، آگاهی و عبرت لازم را هم گرفته بودند، ما این همه مصیبت و بدبختی نداشتیم، چون ما همیشه در حال تکرار همان رویّهای هستیم که اثرات ناگوار آن در تاریخ بارها ثابت شده است.
باری، «افغانستان در مسیر تاریخ» موجود که از سوی ناشران مختلف تا کنون چاپ میشد، از نظر ویرایش و کتابآرایی به هیچ وجه آن کیفیتی را نداشت که شایستة کتابی چنین ارزشمند باشد، تا این که مؤسسة انتشارات عرفان ویرایش چاپ تازهای از آن را به من سپرد. زمستان قبل جلد اول این کتاب را به پایان رساندم و این جلد، البته در دو مجلد، بهار امسال چاپ شد. من در اینجا ضمن قدردانی از ناشر آن، مقدمهای را که با عنوان «مقدمة ویراستار در چاپ حاضر» بر آن نوشتهام، نقل میکنم. در این مقدمه به شیوه و مراحل این ویراستاری پرداختهام و اینها برای کسی که دستی در کار ویرایش دارد هم خالی از فایده نیست.
(به ادامة مطلب مراجعه کنید)
...ادامهی مطلب
+ شمشیر و جغرافیا
شعر «شمشیر و جغرافیا» که باری پیشنویس آن را در وبلاگ نهاده بودم، با استفاده از نظرهای دوستان و نیز نقدهایی که در جلسات شعر بر آن شد، در نهایت به شکل فعلی درآمد. سپاسگزار همه عزیزانی هستم که با نظرهایشان راهنمایم بودند.
بادی وزید و دشت سترون درست شد
طاقی شکست و سنگ فلاخن درست شد
شمشیر روی نقشهی جغرافیا دوید
اینسان برای ما و تو میهن درست شد
یعنی که از مصالح دیوار دیگران
یک خاکریز بین تو و من درست شد
بین تمام مردم دنیا گل و چمن
بین من و تو آتش و آهن درست شد
یک سو من ایستادم و گویی خدا شدم
یک سو تو ایستادی و دشمن درست شد
یک سو تو ایستادی و گویی خدا شدی
یک سو من ایستادم و دشمن درست شد
یک سو همه سپهبد و ارتشبد آمدند
یک سو همه دگرمن و تورَن درست شد(1)
آن طاقهای گنبدی لاجوردگون
این گونه شد که سنگ فلاخن درست شد
آن حوضهای کاشی گلدار باستان
چاهی به پیشگاه تهمتن درست شد
آن حلههای بافته از تار و پود جان
بندی که مینشست به گردن درست شد
آن لوحهای گچبری رو به آفتاب
سنگی به قبر مردم غزنین و فاریاب
سنگی به قبر مردم کدکن درست شد(2)
سازی بزن که دیر زمانی است نغمهها
در دستگاه ما و تو شیون درست شد
دستی بده که ـ گرچه به دنیا امید نیست ـ
شاید پلی برای رسیدن، درست شد
شاید که باز هم کسی از بلخ و بامیان
با کاروان حلّه بیاید به سیستان
وقت وصال یار دبستانی آمده است
بویی عجیب میرسد از جوی مولیان
سیمرغ سالخورده گشوده است بال و پر
«بر گِردِ او به هر سر شاخی پرندگان»(3)
ما شاخههای توأم سیبیم و دور نیست
باری دگر شکوفه بیاریم توأمان
با هم رها کنیم دو تا سیب سرخ را
در حوضهای کاشی گلدار باستان
بر نقشههای کهنه خطی تازه میکشیم
از کوچههای قونیه تا دشت خاوران
تیر و کمان به دست من و توست، هموطن
لفظ دری بیاور و بگذار در کمان
پینوشتها
1. دگرمن و تورَن از مناصب نظامی افغانستان است.
2. این بیت یک ساختار متفاوت دارد، یعنی دارای سه مصراع است. این ساختار را پیشتر در بیتی از یک غزل علیرضا بدیع دیدم و پسندیدم.
3. مصراع از نیمایوشیج است، از شعر «ققنوس».


مهربانیها ()