محمدکاظم کاظمی


+ امروز با بیدل (تفسیر و تقصیر)

 

ذرّه‌ها در آتش وهم عقوبت پَر زنند

یادِ عفو این‌قدر تفسیر عار رحمت است‌

قریب به بیست و پنج سال پیش‌، شبی جناب عزیزالله روشن از دوستان مرحوم پدرم مهمان ما بود و وقتی این بیت را در غزلیاتی بر مبنای چاپ کابل که من داشتم دید، بلافاصله با خودکار، کلمة «تفسیر» را به «تقصیر» اصلاح کرد.

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱:٥٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
کلمات کلیدی: بیدل
comment مهربانی‌ها () لینک

+ وبلاگ صفیه بیات

بله. خواهران بیات در عرصه‌ی وبلاگ‌نویسی هم فعال شده‌اند. پیشتر وبلاگ زینب بیات را معرفی کردم و اینک وبلاگ صفیه بیات را که البته پیشتر از آن گشایش یافته بود، ولی اکنون و با سالگرد تولدش به قول معروف رونمایی شد. در آن وبلاگ می‌توانید شعرها و نوشته‌های ایشان را بخوانید.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٠
کلمات کلیدی: شعر افغانستان

+ امروز با بیدل

تهمت وضع تظلّم بر جنون ما، خطاست‌

صبح پوشیده است عریانی‌، گریبان چاک نیست‌

مصراع دوم را به دو صورت می‌توان خواند و هر دو معنی می‌دهد. یکی «صبح پوشیده است عریانی‌، گریبان‌، چاک نیست‌» یعنی گریبان صبح چاک نیست‌. دیگری «گریبان‌چاک نیست‌» یعنی صبح گریبان‌چاک نیست و این «گریبان‌چاک‌» ترکیبی است در مقام صفت‌.

    در هر حال منظور این است که تصور نکنید که صبح از تظلم گریبان چاک کرده است‌. او به واقع لباس عریانی پوشیده است و این از سر جنون است‌. به واقع «گریبان‌چاکی‌» با «تظلّم‌» ارتباط دارد و «عریانی‌» با جنون‌. شاعر نمی‌خواهد که عریانی ناشی از جنون او را گریبان‌چاکی ناشی از تظلّم بدانند.

    این هم قابل یادآوری است که در تخیّل بیدل‌، صبح به واقع با شکافی یا چاکی در گریبان یا لباس شب پدید می‌آید. یا به عبارت دیگر، شب گریبان چاک می‌کند و صبح از آن هویدا می‌شود. بیدل در جایی دیگر هم دارد

    دستگاه نازم از سعی جنون آماده است‌

    دارم از چاک گریبان نسخه‌ی طوفان صبح‌

    و در این بیت‌، جنون با چاک گریبان ارتباط یافته است‌، برعکس بیت بالا. این هم مثالی دیگر:

    بازم از فیض جنون آماده شد سامان صبح‌

    می‌دهد چاک گریبان در کفم دامان صبح‌

 اما از همه اینها که بگذریم، پوشیدن عریانی در بیت مقصد هم بسیار زیباست. یک متناقض‌نمایی بیدلی.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٠
کلمات کلیدی: بیدل

+ باز هم بیدل

باز بر خود تهمت عیشی چو بلبل بسته‌ام

آشیانی در سواد سایه‌ی گل بسته‌ام

و این «سایه‌ی گل» که من در آن آشیان بسته‌ام، باز هم شعر بیدل است. کار ویرایش دیوان بیدل به نیت انتشار آن را دو سال پیش با جدیت بر سر دست گرفتم، ولی یکی دو کار تألیفی و ویرایش سنگین مثل تألیف «ده شاعر انقلاب» و ویرایش «افغانستان در مسیر تاریخ» این کار را قریب به دو سال به تعویق انداخت.

   این امید را دارم که اگر باز هم مشغله‌ای پیش نیاید، همه وقتم را بر سر این کار بگذارم تا حداقل یک ویرایش خوب و کم‌غلط از دیوانهای بیدل موجود در دست داشته باشیم. البته تصحیح مجدد کلیات بیدل، و نه انتشار مجدد تصحیح‌های قبل، یک آرزوی دیرینه‌ام بوده است؛ ولی در این وضعیت و با این بضاعت، آن را در آینده نزدیک مقدور نمی‌بینم.

   از این یادداشت به طور غیرمستقیم می‌توان نتیجه گرفت که در این وبلاگ، از این پس هم احتمالاً تا مدتی مقاله یا نقدی در موضوعات دیگر از من نخواهید یافت. ولی در بارة بیدل و گره‌گشایی از بیتهای او چه بسا که بیش از این چیزی بنویسم.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٠
کلمات کلیدی: بیدل و مباحث نظری شعر

+ وبلاگ زینب بیات

از امروز وبلاگ همسرم زینب بیات فعال شد. در آنجا می‌توانید شعرها و مطالب او را بخوانید.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٠
کلمات کلیدی: شعر افغانستان

+ امروز با بیدل

کف پای حنابند که شورانید خاکم را؟

که دست قدرت از تخمیر آن بیکار می‌گردد

دوستی با ایمیل‌، در مورد این بیت پرسیده است و من برای این که استفاده‌اش عام باشد، پاسخ را در وبلاگ می‌گذارم‌، هرچند بیت آن‌قدرها دشوار نیست.

به واقع در اینجا ارتباطی میان «حنا» و «بیکار» وجود دارد و آن بدین سبب است که دست یا پایی که حنا بسته باشد از کار می‌افتد. شاید شما هم باری تجربه‌اش را داشته باشید که آدم وقتی حتی یک انگشتش را حنا می‌بندد، آن دستش تا وقتی که حنا رنگ بگیرد بلااستفاده می‌ماند.

بیدل به همین مناسبت در جایهای دیگری هم میان «حنا» و «بیکاری‌» ارتباط برقرار کرده است‌، از جمله در این بیت بسیار زیبا از یکی از بهترین غزلهایش‌

کجا دیدم ندانم آن کف پای حنایی را

که من عمری است گرد عالم بیکار می‌گردم‌

و نیز در این بیت‌

ندیدم جز ندامت ساز استغنای این محفل‌

کف دستی حنایی کردم و بیکار گردیدم‌

و در بیت مقصد ما اغراقی هم به کار رفته است‌. می‌گوید آن کدام پای حنابسته است که حتی دست قدرت هم از ساختن آن بیکار می‌شود. یعنی آن حنا آن‌قدر قدرت دارد که دست‌ِ سازندة آن پای را هم بیکار می‌سازد.

اما شوراندن خاک به این اعتبار است که وقتی کسی راه می‌رود، طبعاً رفتار او غبار از زمین بلند می‌کند و شاعر خود را غباری می‌داند که به واسطة آن رفتار از حالت سکون و زمینیگری بدر آمده و به هوا برخاسته است‌. در این مضمون هم بیدل بیتی زیبا دارد:

باد دامانت غبارم را پریشان کرد و رفت‌

سرمه‌ام در گوشة چشم عدم آرام داشت‌

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٠
کلمات کلیدی: بیدل

+ چه باید کرد؟

وای. چه می‌باید کرد با این سطح از سواد:

این کاری خیر از اقای محقیق و اقای عرفانی بود به جینجال پارلمان خواطیمه داد.

یادآوری می‌کنم که منظور، «کار خیر» بوده است و «خواطیمه» هم گویا به تقلید از «خواب» و «خواهش» و امثال اینها نوشته شده است.

و این یادآوری هم بد نیست که من این را از نظری که شخصی در یک پایگاه انترنتی نهاده است نقل می‌کنم. یعنی شخص این مقدار «نخبه» بوده است که به انترنت دسترسی داشته باشد.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٠
کلمات کلیدی: نگارش

+ بهار بیدل

یادداشتی کوتاه درباره بهار در شعر بیدل و کاربردهای خاص این کلمه در شعر او نوشته‌ام که آن را می‌توانید در پایگاه انترنتی کابل‌ ناتهـ بخوانید.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ; جمعه ٥ فروردین ۱۳٩٠
کلمات کلیدی: بیدل و مباحث نظری شعر