+ درخواست عکسهای هنرمندان موسیقی افغانستان
اول، سخن آخر را بگویم. آیا کسی از دوستان ما عکسهایی باکیفیت از هنرمندان موسیقی افغانستان دارد که برایم بفرستد؟
اما شرح قضیه. من در این روزها در حال آمادهسازی کتاب ارزشمند «سرگذشت موسیقی معاصر افغانستان» اثر جناب عبدالوهاب مددی برای چاپ دوم هستم. این کتاب که مهمترین مرجع برای شناخت سیر تحول موسیقی معاصر افغانستان و هنرمندان آن به حساب میآید، باری در سال 1374 چاپ شد، ولی بدون عکس. در واقع عکسهایی که جناب مددی از هنرمندان برای آن کتاب تهیه کرده بودند، در جریان جنگهای کابل از میان رفته بود.
اکنون و برای چاپ دوم، ایشان عکسهای باارزشی یافتهاند که در کتاب گنجانده شود، ولی این مجموعه نیاز به تکمیل دارد، به ویژه که من به طور اتفاقی در انترنت به عکسهای خوبی برخوردم که ما نداشتیم.
با این وصف، برای تکمیل این مجموعه نیازمند یاری عزیزان هستیم، به ویژه کسانی که به نوعی وابستگی خانوادگی یا تعلق خاطر به آنان دارند. هر کس از دوستان که تصویری به من بفرستد، در تکمیل مجموعه تصویری این کتاب ارزشمند، سهمی بسزا گرفته است. عکسها را با این نشانی بفرستید:
+ نکهت، در بستر بیماری

پیش از این و در این نشانی از ناخوشاحوالی شاعر و پژوهشگر گرانقدر، حمیرا نکهت دستگیرزاده یادی کرده بودم.
http://mkkazemi.persianblog.ir/post/614
اخیراً حال ایشان به وخامت گراییده است و او چند روزی است که در بیمارستان بستری است. او با صدایی که شدت بیماری از آن حس میشد، از همه دوستان درخواست دعا داشت. با هم دعا کنیم که خداوند سلامتی را به آن وجود شریف برگرداند.
+ امروز با بیدل / بی تکلّف
بیتکلّف گر گدا گشتیم و گر سلطان شدیم دور از آن در، آنچه ننگ قدر ما بود آن شدیم سؤال: بی تکلّف در اینجا یعنی چه؟ در بیت زیر یعنی چه؟ بیتکلف، نه حبابی است در این بحر، نه موج نقش بیحاصلی ماست که زایل بستند «بیتکلف» در شعر بیدل بسیار آمده است و به سبب گستردگی دایرة کاربرد معنایی، گاهی ابهامآفرین میشود.
ادامهی مطلب
+ امروز با بیدل
نامحرم کرشمه الفت کسی مباد
باب ترحمیم، زمانی عتاب کن
بعضی بیتهای بیدل جنبهی کاربردی قوی دارد، از جمله همین بیت. من باری سالها پیش آن را برای کسی که به نامههایم کمالتفاتی میکرد نوشتم، در کاری اداری که داشتیم به خاطر انتشار یک کتاب و آن دوست، هیچ پاسخ نمیداد، نه مثبت و نه منفی.
در اینجا «باب ترحمیم» یعنی «شایستهی ترحمیم». شاعر حتی عتاب محبوب را هم ترحم میداند و دعا میکند که کسی باری از آن کرشمهی الفت هم نامحرم نماند. حقیقت نیز همین است که پاسخ اگر عتابآلود هم باشد، باز خود نشان عنایت است و مایهی خرسندی.
این هم بیتی دیگر با معنایی قریب به بیت بالا
آرزو خون شد، ز استغنای معشوقان مپرس
من دعاها کردم، او دشنام نتوانست کرد


مهربانیها ()