+ معنی بلند من فهم تند میخواهد
گفتوگو با محمدکاظم کاظمی به بهانهی انتشار «مرقع صدرنگ»
موسی خراسانی
چاپ شده در نشریة «الف»، شمارة 57 (ویژهنامة کتاب). شهریور و مهر 1389
این گفتوگو به پیشنهاد شاعر و روزنامهنگار گرانقدر، جناب سید عبدالجواد موسوی سردبیر ویژهنامه کتاب الف انجام شد. با سپاسگزاری از ایشان و یادکردی نیکو از این نشریة جدی و خواندنی در عرصه نقد کتاب، بخش عمدهای از گفتوگو را تقدیم شما میکنم.
-------------------------------------------------------------------------
سرعت شیوع شعر بیدل در میان مخاطبان ایرانی حیرتانگیز است. چه عواملی را در این امر دخیل میدانید؟ به گمان من نباید برای شیوع شعر کسی مثل بیدل در یک جامعهی فارسیزبان در پی عوامل خاص بود. این قضیه نیاز به عامل بیرونی ندارد. قوت شعر خودش یک عامل مهم است. شعر قوی وقتی مانعی در کار نباشد، خود جایش را باز میکند. یعنی اگر بیدل در جایی شهرت نیافت باید در پی موانع آن بود که چیست. حالا هم باید از موانعی صحبت کنیم که وجود داشته و باعث مهجور ماندن بیدل در ایران شده بود.
ادامهی مطلب
+ امروز با بیدل
هزار کعبه و لبیک، محو شوقپرستی
که گِردِ دل چو نفس یک دو بار گردد و نالد
به مناسبت عید فطر این بیت بیدل را در صفحه فیس بوک نهاده بودم و دوستی خواستار شرح آن شده بود.
...ادامهی مطلب
+ کتابهای من
در پیامهای وبلاگ مکرر به درخواستهای دوستان برای تهیه کتابهایم برمیخورم. حقیقت هم این است که با این نظام نابسامان توزیع کتاب، بسیاری از این کتابها در بسیاری از شهرها یافت نمیشود.
به همین سبب، من مدتهاست که برای سهولت دستیابی دوستان به کتابهایم، یک امکان خرید پستی آنها را فراهم کردهام، بدین ترتیب که عزیزان، هزینه تهیه و ارسال کتابها را به شماره حسابهایی که دادهام واریز کنند و خبر آن را همراه با نشانیشان توسط ایمیل یا پیام نهادن در وبلاگ به من بفرستند. من کتابهای مورد نظر را برایشان پست خواهم کرد. فهرست کتابها و شماره حساب در بخش «ادامة مطلب» آمده است.
...ادامهی مطلب
+ مشکل که مرگ قطع کند داستان ما
ما قصة مسلسل زلف تو خواندهایم
مشکل که مرگ قطع کند داستان ما (بیدل)
داستان سلسلهوار ما و دوست بزرگوارمان جناب علیرضا قزوه همچنان ادامه دارد. دوستداران داستانهای دنبالهدار، به وبلاگ ایشان بشتابند.
+ وبلاگ فارسیزبانان
این یادداشت در ستون «کارگاه شعر» صفحه هنر یک شنبه 10 آبان 1389 در روزنامة قدس چاپ شد و اینک پیشکش خوانندگان وبلاگ میکنم.
حکایت تلخ آنچه در قرنهای اخیر بر سر زبان فارسی و فارسیزبانان آمد، در این مجال کوتاه بازگفتنی نیست. این قدر میتوان گفت که به سبب ناملایماتی که قلمرو زبان فارسی از هر جانب دید، این زبان در بسیاری از سرزمینهایی که روزی در سیطره داشت، برافتاد و در بسیاری نیز با تنگناهایی روبهرو شد.
...ادامهی مطلب
+ تو چرا با تلفن در دسترس نیستی؟
شما بگویید چه کار کنم؟ اکنون در حال آخرین ویرایش آخرین کتابم هستم، گذشته از این که به دختر ششسالهام در مشقهایش کمک میکنم تا حرف «هـ» را به درستی بنویسد. ولی مشکل در این نیست، بلکه در این است که همین اکنون یکی از دوستان به تلفن همراه زنگ زد و ناپرهیزی کردم و تلفن را برداشتم و در نهایت قرار شد تا نیم ساعت دیگر بیاید برای تهیه متنی برای سنگ مزار مادرش به کمک من.
و شما تصور کنید وضعیت آدمی که در روزهای قبل همه کارهایش را به سرعت تمام کرده است تا با خیال راحت همین نصف روز را بنشیند بر سر کاری که یک سال است طول کشیده است و آنگاه در وسط کار و در حینی که غرق ویرایش نهایی متن شده است و آن قدر غرق است که حتی بلند نمیشود که بروی و چایی برای خودش بریزد، ناگهان باید به فکر شعر سنگ قبر مادر آن دوست باشد.
بعد همه میگویند «تو چرا با تلفن در دسترس نیستی؟»
+ شعری از حسین انصارینژاد
جناب حسین انصارینژاد از شاعران توانمند و باصفای بوشهر، محبتی کردهاند و به پاس دوستی چندینسالهای که داریم و البته من همیشه در ادا کردن حق این دوستی شرمنده بودهام، غزلی سرودهاند که در ظاهر تقدیم به من، ولی در حقیقت برای کشور و مردم ماست. با سپاسگزاری به خاطر محبت ایشان، این غزل را پشکش عزیزان میکنم.
دلم میخواست میشد شاعر همسنگرت باشم پس از آن شروهخوان بینشان کشورت باشم دلم میخواست در چشم ترت دریا بیاویزی و من ساحلنشین غربت پهناورت باشم میاندیشی به گلهای شهید «بلخ» و میخواهم مسافر با تو تا مرز شقایقپرورت باشم
...
ادامهی مطلب


مهربانیها ()