محمدکاظم کاظمی


+ معنی یک رباعی بیدل؟

دوستی در مورد معنی یک رباعی از بیدل پرسیده است. این رباعی همان است که من نیز بارها درباره‌اش اندیشیده‌ام و به نتیجه دلچسپی نرسیده‌ام.

     هر سانحه‌ای که شد به افسانه دلیل

     بیکاری خلق، شهرتش راست کفیل

     موسی تا حال می‌شکافد دریا

     فرعون هنوز می‌خورَد غوطه به نیل

     بیت اول دشواری خاصی ندارد. می‌گوید این که واقعه‌ای شهرت می‌یابد و به افسانه بدل می‌شود، بر اثر بیکاری خلق است که آن را زبان به زبان نقل می‌کنند و احتمالاً چیزی بر آن می‌افزایند.

     حالا بحث این است که بیت دوم چه ارتباطی با موضوع دارد. اینجا حداقل سه فرض امکان دارد.

     اول. داستان حضرت موسی و فرعون که شهرت یافته است، به خاطر همان دلیل بیکاری مردم بوده است، وگرنه تا هنوز هم بسیار موسی‌ها از آب می‌گذرند و بسیار فرعون‌ها غرق می‌شوند، ولی کسی به آنها توجهی نمی‌کند.

     دوم. درست است که هزاران سال از موسی و فرعون می‌گذرد، ولی بر اثر همین شهرتی که این داستان دارد، آنها در واقع در ذهن مردم زنده‌اند. هنوز گویا آن واقعه در جریان است.

    سوم. (این در حالتی است که بیت را سؤالی بخوانیم) مگر موسی اکنون هم از آب می‌گذرد و مگر فرعون هنوز در حال غرق شدن است؟ پس چرا داستان آنها هنوز مشهور است؟‌ لابد به سبب همان بیکاری و افسانه‌پردازی مردم که آن را با بازگوکردن‌های متوالی زنده نگه داشته‌اند. (البته این احتمال سوم قدری بعید است.)

به راستی به نظر شما کدام برداشت درست است و یا برداشت چهارمی هم می‌توان کرد؟

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩
کلمات کلیدی: بیدل
comment مهربانی‌ها () لینک

+ قصیدة «کلید در باز» از حسین انصاری‌نژاد

جناب حسین انصاری‌نژاد شاعر توانای بوشهری، محبتی بی‌شائبه به من، مردم و کشورم دارد. پیش از این هم شعری از او را که برای افغانستان سروده شده بود، در وبلاگم نهاده بودم. ایشان اینک قصیده‌ای برای کتاب «کلید در باز» این حقیر سروده است. با سپاس بی‌کران از این شاعر همدل، آن قصیده را پیشکش دوستان می‌کنم.

سفر مقدمه‌ی عاشقی اگر باشد

خوش است حکم نمازش شکسته‌تر باشد

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٩

+ جلسه نقد و پژوهش شعر

بالاخره هفته قبل جلسه نقد و پژوهش شعر کلید خورد و فردا به امید خدا ساعت پنج عصر در حوزه هنری خراسان رضوی، جلسه دوم برگزار خواهد شد. موضوع بحث در این جلسه، ضرورت یا عدم ضرورت به نظم درآوردن متون دینی مثل قرآن و نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه است. قرار است بعضی دوستان از جمله جناب سید ابوطالب مظفری در این مورد سخنانی داشته باشند. البته خوانش و شرح یک غزل بیدل توسط این جانب هم مطلع برنامه خواهد بود ان شاءالله. از هفته بعد هم به امید خدا جناب عباس ساعی یک سلسله بحث در مورد شعر سپید را آغاز خواهند کرد.

     امیدوارم که بتوانیم حاصل این جلسات را به صورت مکتوب در این وبلاگ یا در وبلاگی مستقل در اختیار دوستان بگذاریم. این البته مشروط به فراغت من از آن «رسالت تاریخی» است که در یادداشت قبلی گفتم.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٩
کلمات کلیدی: گزارش

+ رسالت تاریخی

سلام بر همه عزیزان. مدتی است که به خاطر تراکم کارهای ویراستاری و صفحه‌آرایی، دستم از نوشتن بازمانده است. این روزها واپسین ایام ویرایش «افغانستان در مسیر تاریخ» است، کاری که ماههاست بر سر دست دارم. اکنون فهرست اعلام کتاب را تنظیم می‌کنم و دوستانی که از این کارها کرده‌اند، می‌دانند که چقدر کار پرزحمتی است، آن هم برای چنین کتابی که در آن نام حدود سه هزار نفر آمده است و باید در فهرست مشخص شود که هر نام در کدام صفحات است، آن هم برای یک کتاب دوهزار صفحه‌ای پر از نام و نشان آدمها.

     تازه این بخشی از کار است. در کنار آن باید نامهای مشابه را تفکیک کنی تا روشن شود که از میان دهها «محمداکبر» که در متن آمده است، کدام یک محمداکبر ارغندی‌وال است، کدام یک محمد اکبر چنداولی یا محمداکبر خادم یا محمداکبر لعل‌پوری یا محمداکبر منگلی یا حاجی محمداکبر یا سردار محمداکبر یا قاضی محمد اکبر یا مولوی محمد اکبر یا میرزا محمداکبر و یا بالاخره وزیر اکبر خان معروف. همین گونه قیاس بگیرید برای باقی اسامی، آن هم در کتابی دو هزار صفحه‌ای.

     بله، این شرح ماجرا برای این بود که عذر تقصیری باشد از بابت به روز نساختن وبلاگ و حتی کوتاهی در پاسخ‌دهی به پیامهای دوستان. ان شاءالله بعد از انجام این «رسالت تاریخی» (به قول مستشار قهوه تلخ) دوباره به رسالتهای ادبی خواهیم پرداخت اگر عمری بود.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٩
کلمات کلیدی: محمدکاظم کاظمی