+ نگارش / ترتیب اجزای جمله (3)
آنچه گذشت
بحث را بدینجا رساندیم که برای ترتیب اجزای جمله، معیارهایی میتوان داشت. بعضی از این معیارها را در قسمت پیش گفتیم و اینک بحث را با طرح دیگر معیارها پی میگیریم. در مثالها، متن اصلیِ ناپیراسته با رنگ سرخ، توضیحات بنده با رنگ آبی و شکل پیراستهی متن با رنگ سبز درج شده است تا برجسته باشد.
ارتباط فعل و فاعل
علاوه بر آنچه پیشتر گفتیم، باید ترتیب اجزای جمله به گونهای باشد که ارتباط میان فعل و فاعل نیز حفظ شود. خواننده، به طور طبیعی اولین جزء جمله را فاعل میپندارند و جمله را در ذهن خویش، بر آن اساس تحلیل میکند. اگر در آخر جمله به چیزی خلاف این برخورد کند، لاجرم مطلب در ذهنش آشفته خواهد شد، چنان که در این مثالها میبینیم.
...ادامهی مطلب
+ امروز با بیدل / فریادرس
چقدر لطف تو فریادرس بیبصری است
که به چشم همهکس دیر و حرم میآیی(1)
این از بیتهایی است که دریافت معنایش در گرو قرائت درست آن است. اگر «بیبصری» را به صورت نکره بخوانیم و صفتی برای «فریادرس» بدانیم (به صورت ترکیبِ «فریادرسِ بیبصر») هم معنی تباه میشود و هم اجزای بیت نامربوط به هم به نظر میآید. یعنی گویا او، از بیبصریاش است که هم به دیر میرود و هم به حرم. این سخن کفرآمیز مینماید و خلاف آموزههای دینی و عرفانی ما که در آنها، لطف خداوند شامل حال همه دانسته میشود. همچنین این برداشت با کلمة «لطف» مصراع اول هم تناقض دارد، چون اگر کسی از سرِ بیبصری به سراغ همه برود، لطفی نکرده است.
در مصراع دوم هم در «دیر و حرم» چنین اختلاف قرائتی میتوان داشت. یک قرائت این است که «که به چشم همه کس، دیر و حرم میآیی» یعنی همه کس، تو را به چشم دیر و حرم میبینند. دیگر این که «که به چشم همه کس (دیر و حرم) میآیی» یعنی در همه حال، در دیر و حرم تو حضور داری و به چشم میآیی.
حال با این قرائت، اگر «بیبصری» را به صورت مصدری بخوانیم، هم معنی بسامان میشود و هم ارتباطهای بیت برقرار: «لطف تو، فریادرس بیبصریِ ماست. یعنی ما اگر در دیر باشیم یا حرم، در گمراهی و یا هدایت، باز هم تو به سراغ ما خواهی آمد.»
١. بیت در غزلی است با مطلع «ای که در دیر و حرم، مست کرم میآیی / دل چه دارد که در این غمکده کم میآیی»
+ نگارش / ترتیب اجزای جمله (2)
آنچه گذشت:
در قسمت پیش، کلیاتی در بارهی ترتیب اجزای جمله گفتیم و بحث را بدینجا رساندیم که برای این ترتیب، معیارهایی وجود دارد. یکی از معیارها، ترتیب طبیعی و منطقی جمله بود. اینک بحث را با طرح دیگر معیارها پی میگیریم. در مثالها، متن اصلیِ ناپیراسته با رنگ سرخ، توضیحات بنده با رنگ آبی و شکل پیراستهی متن با رنگ سبز درج شده است تا برجسته باشد.
...ادامهی مطلب
+ قصیدهی قطاریه
توضیح
در دهههای شصت و هفتاد، در سفرهایی که با جمع شاعران به نیت شرکت در کنگرهها و شب شعرها میرفتیم، یکی از سرگرمیهای ما، سرودن شعرهای دستهجمعی گاه طنزآمیز بود. ما خاطرههای بسیاری از این شعرها داریم و بعضی از اینها هنوز در حافظهی دوستان باقی مانده است.
این قصیدة قطاریه یکی از آن شعرهاست و البته از بهترینهایشان. شعر حاصل سفری است در سال 1375 به خرمآباد لرستان و در قطاری که شرح شاعرانهاش خواهد آمد. در این سفر، من، علیرضا سپاهی و همسرش مرضیه زیدانلو، آرش شفاعی، منیژه درتومیان و انسیه موسویان همسفر بودیم و قصیده، حاصل کار مشترک این گروه است، البته بیشتر من و سپاهی و شفاعی.
...ادامهی مطلب
+ نگارش / ترتیب اجزای جمله (1)
مقدمه
سلسله مطالب «نگارش» که قرار بود روزی به شکل کتابی درآید، مقبول نظر دوستان واقع شد و برآن شدم که آنها را قسمت به قسمت در وبلاگ بیاورم. به نظر نمیآید که بدین زودیها تدوین کتاب برایم مقدور باشد با این مشغلههایی که دارم و کارهای ناتمامِ مهمتری که بر زمین است.
در ضمنِ مباحث، مثالهایی واقعی از نوشتههای دوستان که در طول این سالها ویرایشکردهام، آمده است، البته بدون ذکر نام نویسنده. عذرخواه آن عزیزان هستم و سپاسگزارشان که باری از نوشتههایشان بدینگونه استفاده کردهام. در این مثالها، متن اصلیِ ناپیراسته با رنگ سرخ، توضیحات بنده با رنگ آبی و شکل پیراستة متن با رنگ سبز درج شده است تا برجسته باشد.
این سلسله مباحث مفصل است و شاید دهها قسمت شود. از نظرهای دوستان در این مورد با کمال افتخار استفاده میکنم.
انتشار این مطالب در مطبوعات و پایگاههای انترنتی از نظر من کاملا بلامانع است، چون اینها را برای بهبود وضعیت نگارش فارسی امروز به ویژه در کشور ما نوشتهام و هر کس در انتشار این گونه مباحث بکوشد، خدمتی به این زبان کرده است.
ترتیب اجزای جمله
طرح بحث. اجزای جمله در هر زبانی ترتیبی خاص دارد و اهالی زبان، بنا بر همان ترتیب، به معنای سخن پی میبرند. مثلاً در زبان عربی، ابتدا فعل میآید، سپس فاعل و سپس بقیه اجزای جمله. در انگلیسی، ابتدا فاعل است، سپس فعل و سپس بقیة اجزا. در زبان فارسی غالباً این ترتیب چنین است: «فاعل + بقیه اجزای جمله + فعل.» مثلاً میگوییم «مولانا جلالالدین، مثنوی معنوی را به خواهش حسامالدین چلبی سرود».
...ادامهی مطلب


مهربانیها ()