+ برگی گل بر مزار احمد
چند رباعی، با یاد احمد زارعی
امروز ٢١ دیماه پانزدهمین سالگرد شهادت احمد زارعی است. سپاسگزار دختر و داماد فاضلش ساقی زارعی و مهدی حقبین هستم که این را یادآوری کردند. در وبلاگ مشترک آنها هم گزارشی مختصر از مراسم سالگرد آمده است. دربارة زارعی هرچه بگویم کم است. بسیاری از ما اگر به جایی رسیدیم به برکت وجود او و نفس گرمش بود. من این مجموعه رباعی را در سال 1373 نوشته بودم و هدیهای است ناچیز به آن روح بزرگ.
.
اوّل حمد خدای قهّار کنم
دوّم نعت احمد مختار کنم
سوّم وصف حیدر کرّار کنم
چارم هجو مردم پَروار کنم
...
ادامهی مطلب
+ ما به روایت من
نگاهی به «ما به روایت من»
گزیدة اشعار علیرضا سپاهی لایین
ما به روایت من
گزیدة اشعار علیرضا سپاهی لایین
چاپ اول، تهران 1388
نشر تکا (توسعة کتاب ایران)
198 صفحه، 8000 نسخه، پالتوی
به شاعری که منم، گوش عشق بسپارید
مگر که حرمت فریاد را نگه دارید
از این سپاهی شاعر چه انتظاری هست
اگر نخواسته باشید گام بردارید
کتابی که پیش روی داریم، به واقع کارنامهای است نسبتاً کامل و جامع از حدود بیست سال شاعریِ علیرضا سپاهی لایین. کتاب در سلسلة معروف به «کتابهای تکا» منتشر شده است و به گمان من انتشارش ضروری مینمود، چون از این شاعر با وجود دو دهه سابقة روشن در شاعری، کتابی که فراخور این سابقه و تأثیرگذاری باشد، منتشر نشده بود. به همین سبب در بررسی آن نمیتوان این سیر تاریخی نهچندان کوتاه را در نظر نگرفت و از سالهای دور شروع نکرد.
...
ادامهی مطلب
+ یک نکته در وبلاگنویسی
گاهی آدم یک موضوع ساده را چقدر دیر میفهمد. مثلا من همین امروز متوجه شدم که صاحب وبلاگ میتواند پاسخ هر پیام را در ذیل آن درج کند. من قبلا پاسخها را مثل بینندگان وبلاگ به صورت پیامی مستقل درج میکردم و گاه میان اصل پیام دیگران و پاسخ من فاصله میافتاد. به طور اتفاقی متوجه شدم که از قسمت مدیریت پیامها در وبلاگ میتوان پاسخ را همانجا نوشت و جالب این که پرشینبلاگ پاسخهای صاحب وبلاگ را با رنگی دیگر نشان میدهد. شاید در میان وبلاگداران کسی دیگر هم مثل من «هفته فهم»(1) یا درستتر بگویم «ماهفهم» و «سالفهم» باشد. این نکته به درد او هم خواهد خورد.
1. اصطلاحی است در افغانستان. به آدم کند ذهن میگویند که مثلا بعد از یک هفته متوجه موضوع میشود.
+ صبح فطرت
خوانش غزلی از بیدل
زهی چمنساز صبح فطرت تبسم لعل مهرجویت
ز بوی گل تا نوای بلبل فدای تمهید گفتوگویت
...ادامهی مطلب
+ در باب پیامهای یادداشت «در دری در کابل» در همین وبلاگ
در این چند روز حالم خوب نبود و به وبلاگ سر نزدم (جناب فهیم خوب است که بدین نکته توجه کنند) و امروز دیدم که بر روی یادداشت «در دری در کابل» پیامهای بسیاری گذاشته شده است که توضیحی در یک یادداشت مستقل را طلب میکند.
جناب یاسین رسولی نظرهای بسیار دقیق و عالمانهای دادهاند که
...ادامهی مطلب
+ غزلی از محمدبشیر رحیمی
دوستی خبر داد که این غزل از جناب محمدبشیر رحیمی شاعر توانای هموطن ما در بعضی صفحات انترنتی به نام من منتشر شده است. خواستم با درج آن در وبلاگ ضمن تصحیح این خطا، شما را نیز در حظی که از شعر بردم شریک کنم. عذرخواه جناب رحیمی هستم، هرچند اطلاعی از جریان نداشتم.
...ادامهی مطلب
+ در دری در کابل
باید یادآوری کنم که این مطلب ابتدا در یکی از روزنامههای ایران منتشر شد و طبعا مخاطبان آن بیشتر مردم ایران بودند. به همین سبب ناچار بودهام که بعضی اصطلاحات آشنا برای فارسیزبانان این کشور را به کار برم.
.
.
شهر تضادها
از آن زمان که کابل را به قصد مهاجرت به جمهوری اسلامی ایران ترک کردیم، حدود 25 سال میگذرد و من در این همه سال، فقط یک بار و آن هم 14 سال پیش توانسته بودم سفری کوتاه به آنجا داشته باشم. آن هم سال 1374 بود و واپسین ماههای پیش از سقوط شهر به دست طالبان.
...ادامهی مطلب


مهربانیها ()