+ زندگینامة مختصر شادروان محمدعلی کاظمی
حاجی محمدعلی کاظمی در سال 1301 خورشیدی در مشهد مقدس به دنیا آمد. پدرش مرحوم حاجی محمدکاظم، بازرگانی اهل دانش و ادب و از شخصیتهای برجستة اجتماعی هرات بود.
محمدعلی کاظمی به سبب اقامت پدرش در ایران، سالهای کودکی را در مشهد گذراند و در نوجوانی با خانواده به هرات برگشت.
...ادامهی مطلب
+ هدیهای از آن جهان
اشاره
مرحوم پدرم ذوق شعری داشت و گهگاه به طور تفنّنی غزلی یا دوبیتیای میسرود. شاید مجموعاً هفت، هشت قطعه شعر در طول عمرش سرود و نه بیشتر. در این میان، غزلی بود که برای مولایش علی(ع) سروده بود، با مطلع «منم که یاد علی ورد صبحگاه من است.» که از دیگر شعرها تا حدودی متمایز بود. او سخت به این غزل دلبسته بود و با اخلاص تمام، زمزمهاش میکرد. من نیز به همین واسطه شعر را دوست داشت و گمان میکردم که آن را نیز همراه چند شعری که از ایشان تایپ کردهام، محفوظ دارم و بدان خاطرجمع بودم.
وقتی پدر درگذشت، من حتی پیش از غسل و کفن ایشان به دنبال آن شعر رفتم چون برایم بسیار عزیز بود. دوست داشتم آن را در مراسم فاتحهاش قرائت کنیم. ابتدا با خاطرجمعی به سراغ سه چهار شعر تایپشده از ایشان در کامپیوتر رفتم، ولی با کمال ناباوری غزل را نیافتم. گویا از تایپ مانده بود. بسیار متأسف شدم. به سراغ انبوه کاغذها و اسناد و نامههای ایشان رفتم. شعرهایی از شاعران دیگر بود، سه یا چهار شعر دیگر از خودش هم بود، ولی این شعر نبود.
دیشب، در کمال ناامیدی دوباره همه کاغذها و دفترهای مرحوم را بیرون ریختم و تا دیروقت به دنبال شعر گشتم. اطرافیان کنجکاو شده بودند که من در میان کاغذهای کسی که نه مالی داشت و نه ملکی، به دنبال چه میگردم و من قصه را گفتم. اسناد قدیمی و نامهها و هرچه را کمترین احتمالی میدادم، ورق ورق جستوجو کردم و حتی لای جلد دفترچهها را هم گشتم، ولی همین شعر یافت نشد.
این که یکی از یادگارهای عزیز آن مرحوم را از دست دادهام، بسیار آزارم میداد. دیگر هیچ راهی نیافتم جز این که به روح آن مرحوم متوسل شوم. و از خداوند خواستم که مرا ناامید نگرداند. ولی هیچ روزنة امیدی هم به نظرم نمیآمد.
امشب، تماسی داشتم با دوست دیرین و دانشمند گرامی جناب سیدحیدر علوینژاد که قرار است فردا در مراسم فاتحة آن مرحوم سخنرانی کند. او برای تسلیت من، ذکر خیری از پدرم داشت و از خاطرات چند دیدار کوتاه خویش با آن مرحوم سخن گفت و یادآور شد که ساعتی پیش به طور اتفاقی دفتر خاطرات خود را ورق میزده و به شعری از پدرم برخورد کرده است که حدود چهارده سال پیش در منزل ما یادداشت کرده بود. من در کمال ناامیدی و اشتیاق، مطلع شعر را پرسیدم، و علوینژاد گفت «منم که یاد علی ورد صبحگاه من است...» و ادامه داد که قصد داشته است آن را در ابتدای سخنرانیاش قرائت کند...
شاید این غزلی استادانه نباشد، چون پدرم شاعر حرفهای نبود. ولی اکنون با این بازیافتن غیرمنتظره به اندازة دنیایی برایم ارزش یافته است، چون گویا خودش آن را از آن جهان برایم فرستاده است. و من نمیتوانم مسرت و شگفتی حاصل از این هدیه را با دوستانم تقسیم نکنم.
منم که یاد علی ورد صبحگاه من است
حریم درگه او مأمن و پناه من است
علی امام من و من غلام قنبر او
رضای خاطر او دین و رسم و راه من است
اگر به مهر ویام قصد جان کند دشمن
سر جَوِی نهراسم، خدا گواه من است
تو خود که شاهدی ای شهسوار وادی عشق
شهید مِهر تو ام، خون دل گواه من است
مرا که نیست غم کثرت گنه، نه عجب
علی به درگه معبود، عذرخواه من است
دلم به غیر ولای علی نداند هیچ
به زعم دشمن بدکیش، این گناه من است
+ ابراز همدردی دوستان هرات
ابراز همدردی بزرگواران شاعر و نویسنده از هرات که در یکی از پیامها نوشته شده بود، برایم ارزشمندتر و عزیزتر از آن بود که در بخش پیامها باقی بماند. آن را با افتخار تمام در این یادداشت نقل میکنم. سپاسگزار محبت عزیزان هستم.
فرهیخته گرامی جناب محمد کاظم کاظمی!
با تاسف از درگذشت قبله گاه گرامی تان جناب محمد علی کاظمی اطلاع پیدا نمودیم.این غم بزرگ را به شما واز طریق شما به خانواده فرهیخته شما وبه ویژه فرزندان برومند مرحوم مغفور تسلیت عرض مینماییم. عمر پر بار کاظمی بزرگ بدون شک مثمر ثمر ها وبرکات گسترده ای بوده وپرورش فرزندان نخبه نشانه ی واضحی از این برکات است.
ضمن تجدید مراتب تسلیت از بارگاه خدواند ج برای مرحوم مفغور بهشت برین وبرای شما وخانواده ی محترم صبر استدعا داریم ویقین داریم که شما وهمه فرزندان ارجمند مرحوم رهرو راه پدر بزرگوار خواهید بود.
بااحترام
استاد براتعلی فدایی
سید ضیاالحق سخا
الحاج محمد آصف رحمانی (پارسی)
نقیب آروین
روح الامین امینی
مسعود حسن زاده
فریدون آژند
سعید حقیقی
محمد ظاهر رستمی
نظام الدین شکوهی
علیشاه حکیمی
سمیه رامش
فریبا حیدری
عصمت الله احراری
محمد یعقوبی
جاوید نورزاد
غلام احمد خود جو سبحانی
+ شعر مقاومت افغانستان
سیری اجمالی در شعر مقاومت افغانستان،
بعد از کودتای هفت ثور
درجشده در سایت بی بی سی در هفتم ثور 1387 به مناسبت سیامین سال کودتای ثور
با وقوع کودتای هفتم ثور 1357 خورشیدی، تحولات بسیاری در عرصههای گوناگون فرهنگ و هنر افغانستان رونما شد، از جمله شعر که پیشینهای کهن در این کشور داشته است.
پیامدهای این واقعه در شعر افغانستان را از دو جنبه میتوان بررسی کرد، یکی سلطه یافتن جریان شعر چپی در رسانههای دولتی است و دیگری پیدایش آنچه ما آن را شعر مقاومت مینامیم.
...ادامهی مطلب


مهربانیها ()