+ نگارش (شصت)
كوتاهنويسي ـ توضيح واضحات
در يادداشت پيش، دربارة كوتاهنويسي يا ايجاز سخن گفتيم و گفتيم كه بايد از درازساختن بيموجب جملات، پرهيز كرد. يكي از شكلهاي درازنويسي، تكرار كلمات مشابه در يك جمله يا جملههاي پياپي بود. شكل ديگر، توضيحدادن واضحات است. به واقع در بسياري از نوشتههاي ما، معني با بخشي از جمله كامل ميشود و هيچ ضرورتي براي توضيح بيشتر آن نيست، ولي ما بيموجب سخن را تكرار ميكنيم.
مثال ۱
در دكان استاد عطّار علاوه بر آنكه مشتريان براي خريد اجناس عطّاري ميآمدند بزرگاني هم به اين مغازه رفت و آمد داشتهاند.
وقتي سخن از دكان و مشتري باشد، لاجرم ميتوان دانست كه مشتريان براي خريد اجناس ميآمدهاند و هيچ نيازي به ذكر اين كار نيست. پس قسمت «براي خريد اجناس عطاري» قابل حذف است، چون مشتري براي كاري ديگر نميآيد. از سوي ديگر، ميتوان از بين «دكان» و «مغازه» هم يكي را حذف كرد و مانع تكرار كلمات مشابه شد. (براي كلمات مشابه، به يادداشت چهل و چهار مراجعه كنيد.) پس عبارت چنين خلاصه ميشود:
علاوه بر مشتريان معمولي، بزرگاني هم به مغازة استاد عطار رفت و آمد داشتهاند.
مثال ۲
قيمت تمبرهايي كه در افغانستان منتشره شده است در دورههاي گوناگون متفاوت بوده است. قيمت تمبر هميشه وابسته به قيمت ارسال مراسلات پُستي از سوي دولت بوده است و هر مقدار كه قيمت ارسال مراسلات بالا ميرفت قيمت روي تمبرها هم افزايش پيدا ميكرد.
تمبر، چيزي است منتشرشدني، پس اگر بگوييم «تمبرهاي افغانستان» معني اين را ميدهد كه «تمبرهايي كه در افغانستان منتشر شده است» و اين عبارت دراز لازم نيست. از سوي ديگر، از قسمت «و هر مقدار كه قيمت مراسلات...» تا آخر پاراگراف، به واقع تكرار و توضيح جملة پيشين است و چيز تازهاي ندارد. پس ميتوان آن را نيز برداشت و عبارت را چنين كوتاه ساخت:
قيمت تمبرهاي افغانستان در دورههاي گوناگون متفاوت بوده است و وابسته به قيمت ارسال مراسلات پُستي از سوي دولت.
مثال ۳
از فعاليتهاي چشمگير ديگري كه در اين دوره صورت گرفت ارسال مراسلات پُستي از طريق پُست هوايي بين شهرهاي خود افغانستان بود كه تا قبل از سال ۱۳۳۵ خورشيدي ارسال مراسلات فقط از طريق زميني صورت ميگرفت كه بعد از اين سال ارتباط هوايي كابل بين چند شهر از جمله هرات، مزار شريف، قندهار و ميمنه نيز برقرار شد.
در عبارت بالا، همين كه «بعد از سال ۱۳۳۵ ارتباط هوايي برقرار شد» خودش ميرساند كه لابد پيش از آن، ارتباط فقط زميني بوده است. پس هيچ نيازي به گفتن اين كه «تا قبل از سال ۱۳۳۵ ارسال مراسلات فقط از طريق زميني صورت ميگرفت» هيچ لازم نيست. من عبارت را چنين كوتاه كردم:
كار چشمگير ديگر در اين دوره، ارسال مراسلات پُستي از طريق پُست هوايي بين شهرهاي خود افغانستان بود. از سال ۱۳۳۵ خورشيدي ارتباط هوايي كابل و هرات، مزارشريف، قندهار و ميمنه برقرار شد.
+ نگارش (پنجاه و نه)
كوتاهنويسي ـ پرهيز از تكرار بيجاي كلمه
در اين يكي دو يادداشت ميخواهم به نكاتي دربارة كوتاهنويسي (ايجاز) در نگارش اشاره كنم. هرچند ايجاز، آنگونه كه در شعر زيبا ميافتد و ضروري مينمايد، در نثر مورد توجه نيست، نثرهاي موجز و فشرده زيباترند و البته كوتاهتر.
تا جايي كه من ديدهام، نوشتههاي نويسندگان ما بسيار دچار درازنويسي است. اين درازنويسي، هم بهصورت بيجا به حجم مطالب ميافزايد و هم از استحكام نوشته ميكاهد.
درازنويسي يا اطناب، به شكلهاي گوناگون رخ ميدهد و به همين دليل، اين بحث را نميتوان بسيار قاعدهمند كرد. به واقع رعايت ايجاز، بيش از هر چيز، به تجربه و مهارت نويسنده وابسته است. با اين هم، من ميكوشم تا جايي كه ممكن است، انواع مختلف درازنويسي را جدا كنم و در هر مورد توضيحي بدهم با مثالهايي از نوشتههاي دوستان.
يكي از چيزهايي كه ماية اطناب ميشود، تكرار كلمات مشابه يا يكسان، در جملههاي پياپي است. در بسيار مواقع ميتوان واژگان مكرر را حذف كرد و جملهها را به هم جوش داد. من ميكوشم قضيه را با مثالهايي روشن كنم.
مثال ۱
گروههاي ديگر كنار كشيدند و مردم را براي «اعتراض» تحريك نمودند كه در خيابانهاي كابل «بر عليه» حاكميت «اعتراض» كنند و اين اولين «اعتراض» و تظاهراتي بود كه توسط مردم «بر عليه» دولت دستنشانده برگزار شد. در اين هنگام نيروهاي مسلحانة رژيم ترهكي با تانكها و نيروي مسلح به مردم حمله كردند.
در يك جمله از عبارت بالا، سه «اعتراض» و دو «برعليه» داريم.
البته مشكلات اين عبارت، بيش از آن است كه در اين نكته خلاصه شود و من فهرستوار عرض ميكنم:
1. سه بار «اعتراض» بدون لزوم در يك جمله.
2. دوبار «برعليه» در يك جمله.
3. كاربرد «برعليه» به جاي «عليه»
4. كاربرد «برگزار» شد براي «اعتراض» در حالي كه اعتراض برگزارشدني نيست و فقط اين فعل در اين جمله براي تظاهرات مناسب است.
5. كاربرد «مسلحانه» به جاي «مسلح» در عبارت «نيروهاي مسلحانه» در صورتي كه ميدانيم «مسلحانه» قيد است و نه صفت.
5. و باز همين «نيروي مسلح» عملاً تكرار شده است، به گونهاي كه حاصل جمله اين ميشود: «نيروهاي مسلحانه با تانكها و نيروي مسلح حمله كردند.»
6. «تانك» لازم نيست جمع بگيرد، چون «نيروها» خودش جمع است. يا بايد گفت «تانكها حمله كردند» و يا بايد گفت «نيروها با تانك حمله كردند». عبارت «نيروها با تانكها حمله كردند» مثل اين است كه بگوييم «مهمانها با قاشقها غذا خوردند.» كه شايد غلط نباشد، ولي فصيح نيست.
7. سه بار «مردم» نيز لازم نيست. ميتوان يكي را برداشت.
8. وقتي نويسنده ميگويد «مردم را براي اعتراض تحريك كردند» ديگر لازم نيست بلافاصله ادامه دهد «تا در خيابانها اعتراض كنند»، آن هم در حالتي كه بلافاصله از تظاهرات سخن به ميان آمده است.
9. حتي اگر كمي سختگير باشيم، بايد «خيابانها» را نيز زايد بپنداريم، چون معلوم است كه تظاهرات در خيابان ميشود و مثلاً بر پشت بام يا پسكوچه نميشود.
با اين تفصيل، من عبارت بالا را چنين مينگارم و گمان ميكنم كه چيزي از معنايش كاسته نشده است و البته به فصاحتش افزوده شده است:
گروههاي ديگر كنار كشيدند و مردم را تحريك كردند كه اعتراض كنند و اين اولين تظاهرات آنها در كابل عليه دولت دستنشانده بود. در اين هنگام نيروهاي مسلّح رژيم ترهكي با تانك به مردم حمله كردند.
مثال ۲
متنهاي كه در داخل تمبر نوشته ميشد بيشتر به سه خط بود. نسخ، ثلث و نستعليق، سه نوع خطي بود كه در متن تمبر در افغانستان به كار ميرفت.
در اينجا، عبارت «سه خط» در دو جملة پياپي آمده است. به واقع جملة دوم، خود به نوعي تكرار جملة اول است. من آن را با حذف «سه نوع خط» دوم و بعضي زوايد ديگر، به شكل زير درآوردم.
متنهاي كه در داخل تمبرهاي افغانستان نوشته ميشد، بيشتر به سه خط بود، نسخ، ثلث و نستعليق.
مثال ۳
تمبرهاي يادگاري، هم به مناسبتهاي جهاني منتشر ميشد و هم به مناسبتهاي داخلي. در مناسبتهاي جهاني موضوعاتي مثل روز جهاني يونسكو، بازيهاي المپيك، تأسيس صليب سرخ جهاني، تأسيس سازمان ملل متحد و در مناسبتهاي داخلي موضوعاتي مثل تأسيس شوراي ملي، افتتاح پروژههاي بزرگ، سالروز به حاكميت رسيدن محمدظاهر، به تصوير كشيدن آثار باستاني از جمله موضوعاتي بودند كه در آن دوره در تمبرها ديده ميشوند.
در جملات بالا، بدون ضرورتي دو بار «مناسبتهاي جهاني» و «مناسبتهاي داخلي» آمده است. علاوه بر آن، انتهاي جملة دوم نيز تقريباً زايد است. من آن را چنين كوتاه كردم.
تمبرهاي يادگاري، هم به مناسبتهاي جهاني مثل روز جهاني يونسكو، بازيهاي المپيك، تأسيس صليب سرخ جهاني و تأسيس سازمان ملل متحد منتشر ميشد و هم با موضوعات داخلي مثل تأسيس شوراي ملي، افتتاح پروژههاي بزرگ، سالروز به حاكميت رسيدن محمدظاهر و آثار باستاني.
مثال ۴
ميتوان گفت «نوروز فقط در كابل باصفاست» تكميلكنندة «در گريز گم ميشويم» است. همان طور كه در مجموعة قبلي اين نويسنده، جنگ و مهاجرت درونماية اصلي داستانها را تشكيل ميداد، اينجا هم همانطور است.
در عبارت بالا، دو بار «همان طور» آمده است و جالب اين كه هر دو را ميتوان برداشت، بدين صورت:
ميتوان گفت «نوروز فقط در كابل باصفاست» تكميلكنندة «در گريز گم ميشويم» است. همانطور كه در آن كتاب جنگ و مهاجرت، درونماية اصلي داستانها بود، اينجا هم هست.
البته من خود شكل فشردهتر زير را ترجيح ميدهم كه در آن، هر دو «همانطور» برداشته شده است.
ميتوان گفت «نوروز فقط در كابل باصفاست» تكميلكنندة «در گريز گم ميشويم» است. اينجا هم جنگ و مهاجرت، درونماية اصلي داستانهاست.
مثال ۵
در زمان حكومت عباسي، ديوان بريد كارهاي مهم ديگر، غير از نامهرساني را نيز انجام ميداد. از مهمترين كارهايي كه در كنار نامهرساني صورت ميگرفت جاسوسي و رساندن اخبار محرمانه به خلفا و فرماندهان نظامي بود كه اين امر بر دوش نامهرسانها بود.
در زمان حكومت عباسي، ديوان بريد كارهاي ديگر غير از نامهرساني را نيز انجام ميداد كه مهمترين آنها، جاسوسي و رساندن اخبار محرمانه به خلفا و فرماندهان نظامي بود.
مثال ۶
وقتي كه مسؤولين مطبعة وزارت دفاع ملي پي ميبرند كه استاد پيرزاد خوشنويس است از وي ميخواهند كه دو سال خدمت خود را در اردو سپري كند و استاد پيرزاد دو سال خدمت خود را به عنوان خطاط در مطبعه وزارت دفاع ملي سپري ميكند. بعد از سپري كردن عسكري استاد به زادگاهش برميگردد.
در عبارت بالا، دو بار «دو سال خدمت»، دو بار «مطبعة وزارت دفاع»، دو بار «پيرزاد» و سه بار «سپريكردن» آمده بود.
وقتي كه مسؤولين مطبعة وزارت دفاع ملي پي ميبرند كه استاد پيرزاد خوشنويس است، از وي ميخواهند كه دوران خدمت خود را به عنوان خطاط، در آنجا سپري كند، و او چنين ميكند. بعد از عسكري، استاد به زادگاهش برميگردد.
مثال ۷
واژههاي آسمان، برگ خشك، جنگل، باغ، خزان، واژههايي كليدي هستند.
آسمان، برگ خشك، جنگل، باغ، خزان، واژههايي كليدي هستند.
مثال ۸
خوانندة اين داستان تا پاراگراف آخر داستان گمان ميكند موضوع داستان همين است.
سه بار كلمة «داستان» در يك جمله لازم نبود. ميشد چنين نوشت:
خواننده تا پاراگراف آخر گمان ميكند موضوع داستان همين است.
مثال ۹
«هربرت شيلر» دربارة جهانيشدن فرهنگ عقيده دارد كه جهانيشدن فرهنگ جزء گسترش دامنة امپرياليسم غرب نيست.
دوبار «جهاني شدن فرهنگ» لازم نيست. ميتوان چنين نوشت:
«هربرت شيلر» عقيده دارد كه جهانيشدن فرهنگ جزء گسترش دامنة امپرياليسم غرب نيست.
مثال ۱۰
بعد از دوران راهنمايي كه درسها در دوران دبيرستان و دانشگاه سختتر بود من نيز كارهاي نقاشي را كنار گذاشتم، اما هميشه در ذهنم دنبال فرصتي بودم كه اگر فرصت زمان مناسبي پيش آمد حتماً نقاشي را به صورت حرفهاي دنبال كنم.
در دوران دبيرستان و دانشگاه كه درسها سختتر بود، من نيز كارهاي نقاشي را كنار گذاشتم، اما هميشه دنبال فرصتي بودم كه حتماً نقاشي را به صورت حرفهاي دنبال كنم.
مثال ۱۱
در زمان زمامداري امانالله خان همانگونه كه در ساير امور پيشرفتهايي صورت گرفت، امور پُستي هم از اين امر بينصيب نماند و شاهد پيشرفت قابل توجهاي بود.
در عصر اماني، در همه امور كشور پيشرفتهايي صورت گرفت، از جمله امور پُستي.
مثال ۱۲
از جمله بايد از پل بزرگ پشتون بر روي درياچة هريرود نام برد كه 610 متر طول دارد و همچنين پلي كه بر روي درياچة فراهرود احداث شده نام برد. طول اين پل نيز 326 متر ميباشد.
از جمله بايد از پل بزرگ پشتون بر روي هريرود به طول 610 متر و پلي كه بر روي فراهرود به طول 326 متر احداث شده است، ياد كرد.
+ شبكه پستي ارسال كتاب
غالبا با پرسشهاي دوستان درباره محل توزیع کتابهایی که تاکنون از من چاپ شده است، مواجهم و البته همواره شرمنده عزیزانی ماندهام که خواستار این کتابها هستند، ولی وضعیت نابسامان توزیع کتاب در این سالها، مانع دسترسی به این کتابها در همه شهرها شده است.
پس بهترین راه چاره را ایجاد یک شبکه شخصی ارسال کتاب به دوستان دانستم، یعنی دریافت سفارش از طریق ایمیل و ارسال کتاب به دوستانی که سفارش میدهند، توسط پست. حداقل حسن این روش این است که همه دوستان از همه جای ایران، میتوانند طی مراحلی کتابها را در اختیار داشته باشند. متاسفانه محدودیتهای موجود در مورد ارسال هزینه و یا پست کتاب برای خارج از ایران، سبب شده است که در این مرحله، فقط برای داخل ایران برنامهریزی کنم. اگر تعداد قابل توجهی متقاضی در خارج از ایران هم باشند، شاید در گام بعدی بتوانم این شبکه را به نحو مطلوب گسترش دهم.
بنابراین من یک شماره حساب بانکی معرفی میکنم. دوستان میتوانند هزینة کتابها را به آن حساب واریز کنند و شماره و تاریخ حواله و فهرست کتابهای درخواستی خود را با ایمیل به من بفرستند. آنگاه کتابها به نشانیای که در ایمیل نوشتهاند ارسال خواهد شد.
میدانم که این کار، در این روزگار پرمشغله برایم یک مشغله جدید خواهد بود، ولی چارهای نیست و من امیدوارم حداقل بدین ترتیب شرمنده دوستان نمانم.
باری، فهرست و مشخصات کتابهایی که در دسترس دارم و میتوانم به دوستان بفرستم، این است.
۱. قصة سنگ و خشت، گزینة شعرها، چاپ سوم، ۱۴۲ صفحه، رقعی، ۱۴۵۰ تومان
۲. شعر پارسی، گزیده و سرگذشت شعر پارسی از آغاز تا امروز، ۴۹۴ صفحه، رقعی، ۱۸۰۰ تومان
۳. روزنه، مجموعة آموزشی شعر، چاپ جدید، ۴۳۲ صفحه، رقعی، ۳۰۰۰ تومان
۴. همزبانی و بیزبانی (مباحثی دربارة زبان فارسی و بهویژه فارسی افغانستان)، ۲۲۴ صفحه، ۱۸۰۰ تومان
۵. دیوان خلیلالله خلیلی، به کوشش محمدکاظم کاظمی، ۸۷۰ صفحه، وزیری، با جلد گالینگور، ۸۹۰۰ تومان
۶. گزیده غزلیات بیدل، به کوشش محمدکاظم کاظمی، ۸۰۸ صفحه رقعی، با جلد گالینگور، ۸۰۰۰ تومان.
۷. سرگذشت یتیم جاوید، محمد شوکتالتونی، ترجمه صلاحالدین سلجوقی، ویرایش محمدکاظم کاظمی، ۸۳۲ صفحه، وزیری، ۹۵۰۰ تومان.
۸. افغانستان در پنج قرن اخیر، میر محمدصدیق فرهنگ، چاپ نوزدهم، ویرایش محمدکاظم کاظمی، ۱۳۰۰ صفحه، وزیری، (۲ جلد در یک مجلد)، ۱۲۰۰۰ تومان.
و این هم شماره حساب:
حساب کوتاهمدت شماره ۸۰۰۰۸۳۶ در بانک ملی ایران، شعبة میدان امام خمینی مشهد (کد ۸۵۳۷) به اسم محمدکاظم کاظمی
هزینة پست کتابها را خود تقبل میکنم، ولی اگر دوستانی بخواهند که مرسوله با نوع خاصی از پست، مثلا پیشتاز یا سفارشی ارسال شود، میتوانند هزینة آن را بر مبنای ده درصد از کل هزینة کتابها ارسال فرمایند.
نشانی الکترونیک من: mkkazemi@yahoo.com


مهربانیها ()