محمدکاظم کاظمی


+ نگارش (شصت و دو)

کوتاه‌نویسی ـ کلمات زاید

 

اکنون نیز بحث ایجاز و اطناب را ادامه می‌دهیم‌. یک نوع دیگر درازنویسی در نوشته‌های نویسندگان ما، کاربرد بی‌مورد عبارتهایی چون «عبارت است از» یا «به عنوان‌» یا «تحت عنوان‌» یا امثال اینهاست‌.

 

 

 

مثال ۱

«عدالت در آنجا «عبارت است از» برخورداری مناسب کلیه افراد از تمام آنچه به آنان به عنوان شهروندان تعلق می‌گیرد.»

 

«شکر «عبارت است از» به‌کاربستن هر نعمتی در جای خودش‌.»

 

«اجتهاد «عبارت است از» به کارگیری تخصصی خرد، برای دریافت حکم شریعت‌.»

 

«این خصوصیتهای متضاد حاصل یک چیز است‌. و آن عبارت از اختلاط میان زبان معیار و زبان لهجه است‌.»

 

باید دقت کنیم که «عبارت است از» به طور کلی برای جاهایی مناسب است که از یک مجموعه سخن می‌گوییم‌. مثلاً می‌گوییم «غذای مهمانی ما عبارت بود از برنج‌، خورش‌، سالاد، سوپ و نوشابه‌.» ولی وقتی سخن از یک چیز منفرد می‌آید، «عبارت است از» چندان مناسب نیست‌. مثلاً نمی‌توان گفت «غذای زندان عبارت بود از نان خشک‌» بلکه باید گفت «غذای زندان فقط نان خشک بود.» باری‌، من جملات بالا را چنین بازنویسی می‌کنم‌:

 

«عدالت در آنجا برخورداری مناسب کلیه افراد است از تمام آنچه به آنان به عنوان شهروندان تعلق می‌گیرد.»

 

«شکر به‌کاربستن هر نعمتی در جای خودش است‌.»

 

«اجتهاد به کارگیری تخصصی خرد، برای دریافت حکم شریعت است‌.»

 

«این خصوصیتهای متضاد حاصل یک چیز است‌; اختلاط میان زبان معیار و زبان لهجه‌.»

 

 

 

مثال ۲

هنرمندان و آوازخوانان در هر کشوری یکی از مشهورترین گروهها محسوب می‌شوند، به ویژه در کشور ما که هنرمندان موسیقی از شهرت بسیار بالایی برخوردارند.

 

در عبارت بالا «محسوب می‌شوند» زاید است‌. البته در «محسوب شدن‌» نکتة ظریفی هم هست که باید دقت کرد. «محسوب شدن‌» برای وقتی مناسب است که چیزی در نظر افراد خاصی برجسته شده باشد. مثلاً می‌گوییم «در جوامع سنتی‌، درس‌خواندن دختران کاری نادرست محسوب می‌شود» یعنی چه‌؟ یعنی این که ممکن است این کار مطلقاً نادرست نباشد، ولی جامعة سنتی آن را چنین می‌پندارد. اینجاست که «محسوب می‌شود» معنی پیدا می‌کند. ولی وقتی چیزی جدا از دیدگاه مردم به خودی خود برجسته است‌، دیگر «محسوب‌شدن‌» نمی‌خواهد. در عبارت بالا نیز چون هنرمندان و آوازخوانان به راستی مشهور هستند، نه این که مشهور پنداشته شوند، «محسوب شدن‌» لازم نیست و باید گفت‌:

 

هنرمندان و آوازخوانان در هر کشوری یکی از مشهورترین گروهها هستند، به ویژه در کشور ما که هنرمندان موسیقی از شهرت بسیار بالایی برخوردارند.

 

حالا من به این هم قانع نمی‌شوم و عبارت را کمی کوتاه‌تر می‌کنم‌:

 

هنرمندان و آوازخوانان در هر کشوری یکی از مشهورترین گروهها هستند، به ویژه در کشور ما.

 

 

 

مثال ۳

در شرایط اجتماعی و سیاسی امروز کشور روشن است که کوچکترین حرکت جمعی ممکن است به یک آشوب و بلوای فاجعه‌آمیز بینجامد.

 

عادتی شده است برای بعضی نویسندگان ما که جا و بیجا، عبارتهایی چون «اجتماعی و سیاسی‌» را به جملات می‌افزایند. بسیاری وقتها این‌گونه عبارتها هیچ لازم نیست‌.

 

در شرایط امروز کشور روشن است که کوچکترین حرکت جمعی ممکن است به یک آشوب و بلوای فاجعه‌آمیز بینجامد.

 

 

 

مثال ۴

سومین جایزة بنیاد گلشیری‌، داستانهای برتر را داستانهایی دانسته است که عوامل تزئینی و خصوصیات زیر را داشته است‌. آن ویژگیها اینها هستند: «تلفیق موفق تکنیک با موضوع داستانها...

 

«آن ویژگیها اینها هستند» زاید است‌.

 

سومین جایزة بنیاد گلشیری‌، داستانهای برتر را داستانهایی دانسته است که عوامل تزئینی و خصوصیات زیر را داشته است‌: «تلفیق موفق تکنیک با موضوع داستانها...

 

 

 

و این هم یک نمونه کامل برای بحث کوتاه‌نویسی‌

 

و اما نوع کاغذ موجود که تمبرهای افغانستانی با آن به چاپ می‌رسید، بیشتر کاغذ الوان بود که کاغذی است مخصوص چاپ تمبر. نوع چسب به کار گرفته شده در پشت تمبرها هم متفاوت بود بعضی از تمبرها که در سالهای اولیه به چاپ رسید فاقد چسب بود و در وقت استفاده بر روی مراسلات پُستی با چسب دستی آن را بر روی مراسلات می‌چسباندند. بعدها تمبرهایی که چاپ می‌شد از چسب برخوردار بود. البته آن چسب هم دستی بود. یعنی بعد از آن که تمبر از چاپ بیرون می‌آمد. با چتکه پشت تمبر را به چسپ آغشته می‌کردند و بعد از خشک شدن کامل تمبرها را برای استفاده در اختیار عموم قرار می‌دادند.

 

و اما کاغذ تمبرهای افغانستان‌، بیشتر کاغذ الوان بود که کاغذی است مخصوص چاپ تمبر. نوع چسب تمبرها هم متفاوت بود. در سالهای اولیه تمبرها فاقد چسب بود و آنها را با چسب دستی بر روی مراسلات می‌چسباندند. تمبرهای بعدی چسب داشت‌، ولی آن چسب هم دستی بود، یعنی پشت تمبر را بعد از چاپ با چتکه به چسپ آغشته می‌کردند و بعد از خشک شدن کامل‌، در اختیار عموم قرار می‌دادند.

 

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٦
کلمات کلیدی: نگارش
comment مهربانی‌ها () لینک

+ چند ضایعه در عالم دانش و ادب

ایام گذشته،‌ روزهای پُرضایعه‌ای بود، به سبب درگذشت چند تن از اهل دانش و ادبیات در حوزه زبانی ما.

 

هرچند شایسته بود که برای هر یک از این ناموران و خدمتگزاران فرهنگ، مطلبی مستقل نگاشته آید، کم‌بضاعتی من سبب شد که به یادی از این بزرگان بسنده کنم، تا حداقل در حد خود،‌ مقام آنان را ارج نهاده باشم.

 

پیش از همه و بیش از همه باید ارج نهاد شخصیت علمی پژوهشگر و تاریخ‌نگار برجسته، دکتر سید جعفر شهیدی را که به راستی در تحقیقات تاریخی به ویژه در مورد تاریخ اسلام، فردی استثنایی و کم‌نظیر بود. من البته توفیق مطالعه همه آثار تاریخی ایشان را پیدا نکرده‌ام ولی در دو یا سه کتابی که خوانده‌ام، سخت مجذوب لحن منصفانه و بدور از تعصب ایشان شده‌ام. خواننده این کتابها، به راستی احساس می‌کند با یک پژوهندة‌ واقعی روبه‌روست، کسی که بدون پیش‌داوری و کاملا بر اساس مستندات تاریخی سخن می‌گوید. من با مطالعه این کتاب به واقع بیش از آگاهیهایی که از خود وقایع تاریخی کسب کردم، درسهایی بسیار سودمند از شیوه و لحن نگارش گرفتم که ارزش اینها کمتر از آن آگاهیها نبود. به اینها باید افزود نثر زیبا، ادبی و در عین حال شفاف دکتر شهیدی را که می‌تواند الگویی برای نویسندگی باشد. خداوند روح این پژوهشگر گرانقدر را شاد بدارد.

 

جامعه ادبی فارسی‌زبان به ویژه افغانستان در این ایام با دو ضایعة دیگر هم روبه‌رو شده است، یعنی درگذشت دو شاعر نام‌آور افغانستان، ضیاء قاری‌زاده و محمدعاقل بیرنگ کوهدامنی. این دو تن از شاعران برجستة نیم قرن اخیر ما به شمار می‌آیند و در تحول و تکامل شعر ما در قالبهای کلاسیک، مؤثر بوده‌اند، به ویژه بیرنگ کوهدامنی که از پیشگامان شیوه‌های نوین در غزلسرایی به حساب می‌آید و از اولین کسانی است که در غزل امروز افغانستان طرحی دیگر افکندند. هم‌چنان کار باارزش دیگر شادروان بیرنگ، گردآوری مجموعه اشعار استاد خلیل الله خلیلی در حدود سی سال پیش بود. اغراق نیست اگر بگوییم این کتاب ارزشمند بهترین گزینه از شعرهای استاد خلیلی است و در معرفی بهتر این شاعر به جامعه ادبی افغانستان و ایران بسیار مؤثر بوده است. من خود توسط همین کتاب با مرحوم خلیلی آشنا شدم و به شعر او انس یافتم. کتاب موصوف بار اول توسط انتشارات بنیاد فرهنگ ایران چاپ شد و بار دیگر، در مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی که البته در این نوبت دوم، آقای مهدی مداینی کتاب را به نام خود چاپ کرده و چندان ذکر درخوری هم از بیرنگ کوهدامنی نکرده است. من باری این کار ایشان را یک سرقت ادبی محترمانه نامیده ‌بودم. بگذریم.

 

و اما فرهیختة دیگر که در این ایام از جامعه فرهنگی افغانستان کوچید، محمدکاظم آهنگ پژوهشگر گرانقدری بود که سالها پیش از این، کتاب ارزشمند تاریخ مطبوعات افغانستان را نگاشته بود. آن کتاب، یکی از بهترین مراجع در این موضوع است.

 

و ضایعه دیگری که برای من بسیار ناگوار افتاد، درگذشت عبدالبصیر بلوچ معلم و مشاور پیشکسوت افغانستان در حوزه امور تربیت کودکان است. این ضایعه از این جهت برای من بیشتر اهمیت یافت که در همین اواخر، دو عنوان کتاب از آن مرحوم را که دربارة تربیت کودکان نوشته شده بود، ویرایش کرده بودم و تعلق خاطری به این انسان آگاه و دلسوز یافته بودم. عبدالبصیر بلوچ در سالهای اخیر، به حیث مشاور تربیتی با برنامه رادیویی صبح به خیر افغانستان همکاری داشته و در این مسیر، خدمات خوبی به خانواده‌های افغانستان کرده است. از این گذشته، او صاحب تالیفات و کارهای عملی ارزشمندی در این زمینه بوده است که بعضی از آنها چاپ شده و بعضی آماده چاپ است.

 

خداوند همه این رفتگان را از رحمت بی‌انتهای خویش برخوردار سازد و به ما توفیق دهد که پیروان و ادامه‌دهندگان خوبی برای آنان باشیم.

 

این یادداشت را در یک موقعیت زمانی نامناسب و در مدتی کوتاه نوشتم. امیدوارم دوستان گرامی از کاستیهای محتوایی و نگارشی آن چشم‌پوشی کنند.

 

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٧:۳۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢ بهمن ۱۳۸٦
کلمات کلیدی: درگذشتگان