محمدکاظم کاظمی


+ سه‌گانه‌های نگارش ـ چهار

متن اصلی

در حال حاضر آمار و ارقامی که از تعداد دانشگاه‌ها و مؤسسات تحصیلات عالی وجود دارد بسیار امیدوارکننده است.

 

نظر ویراستار:

1. جمله در جمله خیلی خوب نیست. بسیار وقت‌ها دو جمله را می‌شود یکی کرد. مثلاً در اینجا می‌شود گفت «در حال حاضر آمار و ارقام تعداد دانشگاه‌ها و مؤسسات تحصیلات عالی بسیار امیدوار کننده است.»

2. سعی کنیم ساده و پرتأثیر بنویسیم. یعنی جمله‌ی ما فقط چند کلمه‌ی کلیدی داشته باشد و توجه مخاطب دقیقاً به همان کلمات جلب شود. در این عبارت کلمات کلیدی، «تعداد»، «دانشگاه‌ها» و «امیدوارکننده» است. عبارت «آمار و ارقام» کمکی به مطلب نمی‌کند، بلکه باعث می‌شود تمرکز خواننده بر کلمه‌ی کلیدیِ «تعداد» کمتر شود. پس می‌شود آن را هم برداشت.

البته اگر سخنی از آمارگیری و تحقیقات آماری در کار بود و نویسنده قصد ارائه‌ی نتیجه‌ی آن تحقیقات را داشت، ذکر کلمه‌ی «آمار» ضرور بود. ولی در اینجا چنین نبود و نویسنده فقط می‌خواست از فراوانی دانشگاه‌ها بگوید. پس من آن را به شکلی که می‌بینید ویرایش کردم.

.........................

متن ویرایش‌شده

در حال حاضر تعداد دانشگاه‌ها و مؤسسات تحصیلات عالی بسیار امیدوارکننده است.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۸ شهریور ۱۳٩۳
کلمات کلیدی: سه‌گانه‌های نگارش
comment مهربانی‌ها () لینک

+ زخم بی بهبود

تکمله‌ای بر یادداشت «شقشقیه‌ای برای کتاب‌های تکا» در وبلاگ من

وقتی یادداشت «شقشقیه‌ای برای کتاب‌های تکا» را می‌نوشتم، کتاب «گفتگویی با زن مصلوب»، گزیده‌ی اشعار یوسفعلی میرشکاک بر سر دستم بود و هنوز در به کتاب «زخم بی‌بهبود» او نرسیده بودم تا بتوانم این دو کتاب را با هم مقایسه کنم. و حال که به «زخم بی‌بهبود» رسیده‌ام، حق این است که از این کتاب عالی ذکری بکنم. (می‌شد همان یادداشت را اصلاح کنم و این نکته را بیفزایم، ولی ممکن بود از چشم دوستان دور بماند.)

باری، این کتاب گزیده‌ای است مرتب و مدون از آثار میرشکاک، همراه با یک نقد و گفت‌وگوی خواندنی. این کتاب به کوشش سیدعبدالجواد موسوی تدوین شده و در سال 1385 توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

کتاب بر اساس مجموعه‌ شعرهای مستقل شاعر ترتیب یافته و در هر بخش، مشخصات و تصویر کتاب مورد نظر نیز درج شده است. نقدی بر شعرهای میرشکاک به قلم سید عبدالجواد موسوی و یک گفت‌وگو با خود سراینده، کتاب را کامل‌تر ساخته است.

طرح جلد زیبا و صفحه‌آرایی نسبتاً خوب، دیگر مزایای این کتاب است.


با مقایسه میان این دو کتاب است که می‌توانیم نقش «تدوین» در گزیده شعرها را دریابیم و بدانیم که برای یک گزیده خوب منتشر کردن، می‌شود به سراغ اهل آن رفت. ای کاش متولیان محترم کتاب تکا، در کنار هزینه‌های بسیاری که برای انتشار کتاب‌ها کرده بودند، گردآوری و تدوین این گزیده‌ها را نیز به اهل آن می‌سپردند و به‌ویژه برای شاعران نامداری همچون یوسفعلی‌ میرشکاک، به سراغ کسانی می‌رفتند که با شعر آنان آشنایند؛ هم سیر آثار آن شاعران را می‌دانند و هم می‌توانند گزینش خوبی انجام دهند.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۳
کلمات کلیدی: معرفی کتاب

+ سه‌گانه‌های نگارش ـ 3

متن اصلی

با توجه به این واقعیت که اکثریت مردم افغانستان از لحاظ تباری، غیرپشتون بودند، طرزی و همکارانش با دو چالش مواجه بودند.

........................

نظر ویراستار

1. «اکثر» یعنی «بیشتر». مثلاً می‌گوییم «اکثر نمایندگان با این لایحه موافق بودند.» یعنی بیشتر نمایندگان. ولی «اکثریت» یعنی «بیشتر بودن»، چنان که می‌توان گفت «نمایندگان معتدل در اکثریت هستند» یعنی در وضعیت «بیشتر بودن» هستند. در جمله‌ی بالا «بیشتر بودن» منظور نیست، بلکه «بیشتر» منظور است. پس باید آنجا «اکثر» گفت یا حتی خود «بیشتر».

نظیر این خطا به شکلی دیگر در مورد «بشریت» هم رخ می‌دهد. «بشریت» در اصل یعنی «بشر بودن» یا «انسان بودن» ولی ما بسیار وقت‌ها آن را به خطا به معنی «جامعه‌ی بشری» به کار می‌بریم و این درست نیست.

2. کلمه‌ی «واقعیت» در اینجا ضرورت ندارد. «این واقعیت» وقتی به کار می‌رود که خود واقعیت در جمله‌ی قبلی گفته شده باشد و ما در اینجا فقط به آن اشاره کنیم. ولی اینجا واقعیت در همین جمله بیان شده است و نیازی به ذکر دوباره‌ی آن نیست.

3. تکرار فعل در جمله عیبی ندارد، ولی اگر نباشد بهتر است. در اینجا دو تا «بودند» داریم که می‌شود یکی را با تغییری در جمله، حذف کرد.

.............................

متن ویرایش‌شده

با توجه به این که اکثر مردم افغانستان از لحاظ تباری غیرپشتون بودند، طرزی و همکارانش دو چالش در پیش داشتند.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩۳
کلمات کلیدی: سه‌گانه‌های نگارش

+ شقشقیه‌ای برای کتاب‌های تکا

آقایان با این همه تجربه‌ی مطبوعاتی و انتشاراتی نتوانسته‌اند یک سلسله کتاب را درست تدوین کنند. کتاب‌های «تکا» را می‌گویم، حدود دویست گزیده شعر از شاعران امروز که در اواخر دهه‌ی هشتاد منتشر شد.

بله، می‌پذیرم که انتشار این سلسله خود خدمتی بزرگ بود. این را خود ما هم می‌دانیم و می‌دانیم که این کتاب‌ها چقدر سودمند است و جای‌های خالی بسیاری را در کتابخانه‌ها پر کرد و شاعران بسیاری را به جامعه‌ی ادبی معرفی کرد. ولی یک موضوع مهم دیگر این است که کتاب‌ها واقعاً چگونه تدوین شده و چقدر کارآمد است.

«سوره‌ی انگور» گزیده‌ی اشعار علی‌رضا قزوه است. این کتاب چهار صد صفحه است. خوب چهارصد صفحه فقط گزیده‌ شعرهای شاعر ماست؟ پس همه شعرهایش چقدر خواهد بود؟ حالا اگر همه شعرها واقعاً باکیفیت باشد بحثی نیست. اینجا می‌بینی که هر رقم شعری، گزیده و ناگزیده آمده است. حتی بعضی از ضعیف‌ترین شعرهای علی‌رضا قزوه که به نظر من حتی در مجموعه‌های «ناگزیده» این شاعر هم نباید منتشر می‌شد.

بعد هم شعرها را بدون هیچ قانون و ترتیبی در کتاب ریخته‌اند. خوب وقتی گزیده اشعار منتشر می‌کنید، آن را بر حسب کتاب‌های مستقل شاعر مرتب کنید و در هر فصل، گزیده‌ای از یک کتاب را بیاورید. در آخر هم شعرهای چاپ‌نشده را. من که چند کتاب از قزوه را به طور کامل خوانده‌ام و در این گزیده در پی شعرهایی هستم که در آن چند کتاب نیست، چه باید بکنم؟ همه چهارصد صفحه را به امید شعرهای تازه ورق بزنم؟

«گفتگویی با زن مصلوب» گزیده‌ی شعرهای یوسفعلی میرشکاک است که اکنون بر سر دست دارم. این کتاب ششصد صفحه است. به نظر می‌رسد که این نه گزیده، بلکه «کلیات» شاعر ما باشد. البته برای من خوب است، چون واقعاًً به همه آثار او نیاز دارم. ولی حداقل باید کتاب درست تدوین می‌شد. یا بر حسب قالب می‌بود، یا بر حسب تاریخ می‌بود، یا بر حسب مجموعه شعرهای شاعر می‌بود که این بهترین بود.

در اینجا تعدادی شعر از دفتر «ماه و کتان» است؛ بعد شعرهایی موضوعی درباره‌ی حضرت علی(ع)؛ بعد تعدادی شعر نیمایی؛ بعد چند شعر انتظار؛ بعد مثنوی‌ها، چهارپاره‌ها و رباعی‌ها و دوبیتی‌ها. سپس غزلیات است که در نیمه، ناگهان به شعرهای آزاد منتهی می‌شود. باز در بین غزل‌ها، بسیاری شعرها هست که به اعتبار موضوع، باید به بخش‌های ستایش حضرت علی و انتظار می‌رفت. ما یک بخش مخمس داریم، ولی باز مخمس‌هایی داریم که خارج از آن بخش است. گویا اصلاً چیزی به نام «تدوین» در این کتاب نیست. بعضی شعرها بر حسب قالب مرتب شده، بعضی بر حسب موضوع، بعضی بر حسب کتاب‌های شاعر.

کتاب در عین حال از غلط‌های املایی و نگارشی خالی نیست. حتی نام فصل «جای دندان پلنگ» آن، «جان دندان پلنگ» چاپ شده است. بعضی شعرها نام دارد، بعضی شماره دارد؛ بعضی تاریخ دارد، بعضی تاریخ ندارد. یک «شلم شوربا» به معنی واقعی کلمه.

برادر جان! خیلی زحمت کشیدید. با انتشار این کتاب‌ها خدمتی بزرگ کردید. ولی شما را به خاطر خودتان، وقتی گزیده اشعار چاپ می‌کنید، ببینید چهار تا آدم درست، چهار تا ناشر حسابی قبل از این چه روشی انتخاب کرده‌اند. بروید گزیده‌های انتشارات مروارید را نگاه کنید که چقدر مرتب و منظم است. بروید گزیده‌های آثار دکتر شفیعی را ببینید؛ مثلاً «هزاره‌ی دوم آهوی کوهی» را ببینید. این زحمت را هم نمی‌کشید، لااقل یک بار خودتان را در مقام خواننده‌ی کتاب بگذارید و ببینید که با این گزیده اشعار، طرف چقدر سرگردان خواهد شد.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩۳
کلمات کلیدی: کتاب

+ گوشه‌هایی از انقلاب غزل

نقدی بر کتاب «در خواب‌هام کودک غمگینی است» از روح‌الامین امینی

این نقد برای ارائه در محفل رونمایی این کتاب که در بهار 1392 در هرات برگزار شد، نوشته شد و در آن محفل توسط دوست شاعر ما جاوید نبی‌زاده قرائت شد. سپس در فصلنامه‌ی شعر چاپ شد، شماره‌ی 1 + 69، پاییز 1392.

مشخصات کتاب:

در خواب‌هام کودک غمگینی است

روح‌الامین امینی

چاپ اول، انتشارات آرمان‌شهر، افغانستان

1000 نسخه، 110 صفحه


انقلاب غزل

پیش از همه چیز می‌باید گفت که به باور من شعر کلاسیک روح‌الامین امینی و اقران او، طرز جدیدی از شعر کلاسیک افغانستان است، به ویژه در داخل کشور. شعر کلاسیک ما در حدود نیم قرن اخیر دو مرحله‌ی تحول به خود دید. یکی در اواخر دهه‌ی شصت بود و رها شدن آن از بند زبان و عناصر خیال شعر قدیم. از آن هنگام بود که شاعران جوان ما شمع و پروانه و جام و میخانه را به کنار نهادند و کوشیدند که با زبان امروز و عناصر زندگی امروز شعر بگویند. در تحول دوم که در اوایل دهه‌ی هشتاد تا کنون شاهد آن هستیم، شاعران علاوه بر امروزی ساختن زبان و عناصر خیال، می‌کوشند که مضامین شعر را هم به تجربه‌های خاص و عینی زندگی انسان امروز نزدیک کنند. در این مرحله نوعی جزئی‌نگری و روایت‌گری به کار گرفته می‌شود، به گونه‌ای که هر شعر حاصل یک تجربه‌ی خاص است.


از این روی و در مجموع من این طرز شعرسرایی را که در کتاب «در خواب‌هام کودک غمگینی است» روی نموده است، یک حرکت به جلو می‌دانم، انقلاب در غزل. شاعران ما از آن فضای کلی و عام فاصله می‌گیرند و در هر شعر فضایی خاص ایجاد می‌کنند که ممکن است در شعر دیگری شبیه آن تکرار نشود. شعرها حاوی بیان تجربه‌هایی عینی از زندگی هستند، مثل تجربه‌ی انتظار کشیدن با همه‌ی جزئیات آن. در همین موضوع شاعر قدیم ما می‌گفت

سپید از حسرت این انتظار است استخوان من

که یارب ناوکت در کوچه‌ی دل کی نهد پا را

(بیدل، غزلیات)

ولی دیگر جزئیات این انتظار کشیدن تصویر نمی‌شد. در سال‌های اخیر شاعران کوشیدند که عناصری مثل «ناوک» را به کنار نهند و با استفاده از زبان و عناصر امروز، مثلاً بگویند

آه می‌کشم تو را با تمام انتظار

پرشکوفه کن مرا ای کرامت بهار

(علی‌رضا قزوه، از نخلستان تا خیابان)

ولی شاعر هم‌نسل روح‌الامین امینی حالت‌های خاص انسان در هنگام این انتظار را ترسیم می‌کند، چنان که در کتاب او می‌خوانیم.

چه اتفاق شلوغی کنار یک ساعت

اتاق، پنجره، من، انتظار یک ساعت

نگاه روشن سیگار، خواب خاکستر

در این دقایق شماطه‌دار یک ساعت

... نگاه، پک، هیجان، انتظار، خاکستر

هزار ساعتِ من در شمار یک ساعت

(ص 45)

این مسیر به گمان من یک مسیر ناگزیر است، یعنی شاعر ما اگر بخواهد شعرش متمایز و جذاب باشد، دیگر نمی‌تواند فقط با امروزی ساختن زبان و عناصر خیال این تمایز را ایجاد کند، چون این کاری است که همه می‌کنند. در دهه‌ی شصت این کار واقعاً یک تحول به شمار می‌آمد، چون همه فضا قدیمی و سنتی بود و هر نوآوری‌ای نگاه‌ها را به خود جلب می‌کرد، حتی اگر استفاده از یک کلمه‌ی محاوره‌ای مثل «مثلاً» یا «علی‌الخصوص» می‌بود.

امروز ولی این تمایز فقط با پناه‌بردن به فضاهای خاص امکان دارد، مثل همین فضای انتظار کشیدن در مقابل یک ساعت و سیگار کشیدن در آن حالت. حالا ممکن است شاعری دیگر انتظار را به شکلی دیگر تصویر کند و در آن صورت باز یک شعر متمایز آفریده است. بدین ترتیب عملاً هر شعر یک فضای خاص دارد که همین به آن جذابیت می‌دهد.

من از این زاویه، کار روح‌الامین امینی را شایسته‌ی تحسین می‌یابم که که از کلی‌گویی کناره گرفته و به توصیف موقعیت‌های خاص پرداخته است و این به گمان من از رموز بقای شعر کلاسیک ما در سال‌های آینده خواهد بود.

(به «ادامه‌ی مطلب مراجعه کنید)

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩۳
کلمات کلیدی: نقد کتاب و شعر افغانستان

← صفحه بعد