محمدکاظم کاظمی


+ اندر پرهیز از تک‌روی در رسم‌الخط

بسیار رنجبار است خواندن مطالب کسانی که پیهم هنجارگریزی‌های خود در حوزه‌ی رسم‌الخط را به رخ خواننده می‌کشند. گویا برای این می‌نویسند که نشان دهند که آنان «استخوان‌هایش» را «استخوان‌های‌اش» می‌نویسند یا «زندگیِ من» را «زنده‌گی‌ی من» و «آبگینه» را «آب‌گینه» می‌نویسند.

کار اینان مثل راننده‌ای است که پیهم ترمز‌های بیجا بگیرد؛ بدون دلیل برف‌پاک‌کن روشن کند و مارپیچ حرکت کند تا نشان دهد که راننده‌ای متفاوت است، یا خودرو متفاوتی دارد. نه برادر (یا خواهر!) تو باید طوری رانندگی کنی که سرنشینان دیگر، به قول معروف، آب در دلشان تکان نخورد. اصلاً فکر نکنند که در حال حرکت‌اند.
سعی نکنیم مرتباً مخالفت خود با قواعد عمومی نگارش را به رخ خواننده بکشیم. خواننده می‌خواهد از مطلب ما لذت ببرد. به این خواست او احترام بگذاریم. با حروف و کلمات، به ذهن او شلیک نکنیم. کاری کنیم که مطلب را نرم، راحت و بدون شوک بخواند، شوک‌هایی که نشانه‌ی اختلاف در قواعد رسم‌الخط باشند. کاری کنیم که خواننده اصلاً متوجه نشود که موضوعی به نام قواعد رسم‌الخط و اختلاف‌نظرها در این قواعد وجود دارد.

راه این کار هم همسویی با عادت و هنجار عمومی جامعه‌ی باسواد است. این هنجار را هم باید مؤسسات و نهادهای متولی زبان و ادب فارسی (فرهنگستان‌ها، نهادهای علمی و آموزشی رسمی و معتبر) شکل دهند، نه منِ شاعر یا نویسنده.

خلاصه برادر یا خواهر شاعر یا نویسنده! سعی کن شعر و داستان خوب بنویسی. خودت را درگیر رسم‌الخط نکن؛ به فکر محتوا و ارزش هنری اثر خودت باش. رسم‌الخط برای خودش متولی دارد، متولیانی دانشمند و باتجربه که در این امور از من و شما بهتر می‌فهمند.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۳
کلمات کلیدی: نگارش
comment مهربانی‌ها () لینک

+ نگاهی به کتاب فارسی ناشنیده

فارسی ناشنیده

فرهنگ واژه‌ها و اصطلاحات فارسی و فارسی‌شده‌ی کاربردی در افغانستان

حسن انوشه ـ غلام‌رضا  خدابنده لو

چاپ اول، پاییز 1391

تهران، مؤسسه‌ی فرهنگی اکو

1010 صفحه، رقعی

  

تصویری از این کتاب

«فارسی ناشنیده» یک فرهنگ جامع‌ و علمی‌است که برای واژگان فارسی افغانستان گرد آمده است. ما پیش از این هم کتاب‌هایی در این زمینه دیده‌ایم، ولی هر یک از جهاتی محدودیت داشته‌اند. مثلاً «لغات عامیانه‌ی فارسی افغانستان» از عبدالله افغانی‌نویس (کابل: ریاست مستقل مطبوعات افغانستان، 1337)، کتابی است نسبتاً قدیمی و نمی‌تواند از فارسی امروز افغانستان و آن هم در همه مناطق و نواحی این کشور نمایندگی کند، جدا از این که با معیارهای علمی فرهنگ‌نویسی امروز هم بسیار فاصله دارد. «فرهنگ فارسی ـ دری، دری ـ فارسی» از ورژخاچاطوری پارادانیان (تهران: فرهنگ معاصر، 1385) کتابی است بسیار پرعیب و نقص و دارای خطاهای بسیار. کتاب «واژه‌نامه‌ی همزبانان» محمدآصف فکرت (تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1377) عالمانه است و دقیق، ولی بسیار کم‌حجم و فقط برای رفع نیازهای عمومی و اولیه.

با این وصف «فارسی ناشنیده»‌ به راستی کتابی است منحصر به فرد در قریب به هزار صفحه و حدود ده هزار واژه. آنگاه که به کتابنامه‌ی آن مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم که کاری عظیم صورت گرفته است و آدمی را به یاد دیگر اثرِ گرانبار دکتر انوشه، یعنی دانشنامه‌ی زبان و ادب فارسی افغانستان می‌اندازد.


تدوین و انتشار این کتاب به واقع وظیفه‌ی اهل دانش و ادب افغانستان بود، به ویژه آنانی که به میراث زبانی فارسی دلبسته‌اند و از این که فارسیِ افغانستان در ایران مغفول مانده است، ناخرسند. حال که دانشمندانی از کشور ایران برای این کار بزرگ پیشقدم شده و آن را با کیفیتی بی‌نظیر به‌سامان رسانده اند، ما باید قدردان آنان باشیم و خرسند از این که گامی بزرگ برای داد و ستد زبانی بین دو کشور برداشته شده است.

من بهتر می‌بینم که قبل از ارزیابی این کتاب، مختصری از ضرورت این کار بگویم.

(به ادامه‌ی مطلب مراجعه کنید.)
...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٠ امرداد ۱۳٩۳
کلمات کلیدی: نقد کتاب و زبان فارسی

+ شب قدر

ـ شب قدر است، شود سال دگر زنده نباشی

سعی کن ای پسر خوب، که شرمنده نباشی

دختر خوب! تو کم از پسر خوب چه داری؟

سعی کن پیش برادر که سرافکنده نباشی

بنده‌ی منتخب حضرت رحمان که نبودی

می‌شود حداقل بنده‌ی یک بنده نباشی...

***

ـ پدرم! حرف شما خوب، ولی می‌شود آیا

این قدر خشک و نصیحتگر و یک‌دنده نباشی؟

فکر پرونده‌ی مایی؟ دمتان گرم، ولی ما

نگرانیم شما «فاقد پرونده» نباشی

شب قدر است، تو صد سال دگر زنده بمانی

و به شطرنج جهان، مهره‌ی بازنده نباشی

صد شب قدر دگر می‌رسد و می‌رود اما

اوج شرمندگی این است که شرمنده نباشی

30 تیر 1393، بامداد شب قدر
 
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳
کلمات کلیدی: شعر کاظمی

+ ویرایش کتاب‌های دکتر شریعتی

در چند سال گذشته بخش عمده‌ای از کار ویراستاری‌ام، ویرایش بعضی کتاب‌های دکتر شریعتی برای چاپ‌های تازه بوده است. این چاپ از کتاب‌ها توسط نشر سپیده‌باوران و با کسب موافقت از خانواده‌ی محترم دکتر انجام شده است. چند عنوان کتاب از چاپ برآمده و بقیه نیز در برنامه‌ی کار است.


حالا پرسش این است که «چرا ویرایش؟» و «آیا ویرایش این کتاب‌ها بدون تصرف در متن‌شان بوده است؟» باید اول پرسش دوم را پاسخ بدهم که بله، ما در آثاری که مؤلف‌شان در قید حیات نیست، حق هیچ تصرفی در محتوای متن نداریم و کار باید فقط در حد ویرایش فنی انجام شود یعنی نقطه‌گذاری، پاراگراف‌بندی، یکسان‌سازی رسم‌الخط، استخراج فهرست‌ها و امثال این‌ها.

نسخه‌های معتبر کتاب‌های دکتر شریعتی، در دهه‌ی شصت توسط دفتر تنظیم و نشر آثار ایشان منتشر شده است. این‌ها با همه اعتباری که از نظر محتوا دارد، از نظر فنی با معیارهای امروزینِ چاپ و نشر برابر نیست. البته بعضی از این کتاب‌ها در سال‌های اخیر و با حروفچینی کامپیوتری تجدید چاپ شده است، ولی متأسفانه چنان پرغلط است که باز چاپ‌های قدیم بر این‌ها ارجحیت دارد. در مجموع ما متن پیراسته، منقح و دقیقی از بیشتر آثار دکتر شریعتی به دست نداریم. کتاب‌های چاپ قدیم با رسم‌الخط و نقطه‌گذاری‌ای مطابق هنجار سال‌های دهه‌ی شصت منتشر شده است. در بسیار جای‌ها ویرگول و نقطه به جای همدیگر به کار رفته‌اند. علامت خطاب (!) بیش از حد و در مواردی غالباً غیرضروری آمده و گاه نقل‌قول‌ها فاقد گیومه‌اند. این‌ها خواندن و دریافت متن را در مواردی دشوار و حتی خطاآفرین می‌کند، به ویژه با توجه به سبک نثر دکتر شریعتی. مرحوم دکتر شریعتی نثری خاص داشته است با جملاتی طولانی، جمله‌های معترضه بسیار و عبارت‌های توصیفی متوالی. در چنین نثری نقطه‌گذاری دقیق متن ضروری است، چون چه بسا که با حذف یا جابه‌جا شدن یک نقطه یا ویرگول، معنای کل عبارت عوض می‌شود. از این روی در ویرایش ما تشخیص درست نقطه‌گذاری متن کار آسانی نبود. گاه باید یک عبارت چند بار خوانده می‌شد تا دریافت می‌شد که نویسنده به راستی چه می‌گوید و آنگاه بر اساس محتوای کلام، نقطه‌گذاری می‌شد.

از این‌ها گذشته گاه غلط‌هایی تایپی در متن چاپ‌های قدیم و جدید دیده می‌شود. بعضی‌ از این غلط‌ها محرز است و روشن، ولی بعضی مبهم است و به درستی نمی‌شود دانست که این یک غلط تایپی است، یا درست است و ما آن را غلط پنداشته‌ایم.

این قضیه کار ویرایش ما را خیلی دشوار می‌کرد، چون باید با توجه به محتوای کلام و سبک نثر دکتر، تشخیص می‌دادیم که اصل کلمه چه بوده است. در واقع در اینجا بحث اصلاح متن در کار نیست، بلکه رسیدن به اصل نگارش دکتر شریعتی مهم است، آن هم در حالی که ایشان اکنون در میان ما نیست. مثلاً در جایی در کتاب «علی» دکتر، به نقل از کسی، عبارت «او غم می‌گیرد» آمده است و ممکن است تصور کنیم صحبت از غم و غصه است و این با محتوای کلام سازگار نیست. ولی در کتابی دیگر از ایشان یعنی «تشیع صفوی و تشیع علوی»، همان نقل قول به صورت «اُقم می‌گیرد» آمده است و این درست است.

اصلاح این خطاهای تایپی، افتادگی‌ها و کلمات زاید متن در عین حفظ امانت، شبیه راه رفتن بر لبه‌ی تیغ بود. باید با خواندن چندین‌باره‌ی یک جمله یا پاراگراف و حتی گاه مشورت با اهل علم و یا مراجعه به منابع دیگر، درمی‌یافتیم که اصولاً کلمه‌ی مورد نظر خطاست یا نه. اگر خطاست، آیا خطای تایپی است، یا سهوالقلم نویسنده بوده است؟ و اگر خطای تایپی است، محرز و غیرقابل تردید است یا قابل تردید؟ در هر مورد باید روشی خاصی به کار می‌بستیم. مثلاً خطای محرز تایپی را در متن اصلاح می‌کردیم؛ خطای احتمالی را اصلاح نمی‌کردیم، ولی در پاورقی یادآور می‌شدیم که احتمالاً اصل کلمه فلان چیز است. چنین شد که در ویرایش ما پاورقی‌های بسیاری به متن افزوده شد که حاصل اظهار نظر ما در مورد خطاهای تایپی بود. باز در عین حال حفظ امانت هم بسیار مهم بود، به گونه‌ای که حتی در مورد خطاهای محرز و مسلم نیز در پاورقی تذکر دادیم، تا کاری مبهم و مشکوک نکرده باشیم و اگر کسی میان این چاپ و چاپ‌های قبلی تفاوتی می‌بیند، بداند که از کجاست.

ولی همه کار ما در ویرایش آثار دکتر شریعتی، همین‌ها نبود. در متن کتاب‌ها آیات قرآن، احادیث و دیگر عبارت‌های عربی آمده است که گاه بدون اعراب‌گذاری است، گاه بدون ترجمه است و گاه حتی به اشتباه نقل شده است (مثل بعضی آیات قرآن) چون کتاب‌های دکتر غالباً حاصل سخنرانی‌های ایشان است و در سخنرانی، گاه اشتباهی در نقل آیه صورت می‌گیرد. ما همه این آیات، احادیث و عبارت‌های عربی را باید اعراب‌گذاری و ترجمه می‌کردیم و با اصل مطابقت می‌دادیم.

و بالاخره کار مهم دیگر در انتشار آثار دکتر شریعتی، استخراج فهرست‌های اعلام و فهرست‌های راهنماست. در بیشتر کتاب‌هایی که ما ویرایش کردیم، آیات قرآن، احادیث، نام اشخاص، نام جای‌ها، نام کتاب‌ها، مفاهیم و تعبیراتی که در متن آمده است، در انتهای کتاب فهرست شده است. البته بعضی از چاپ‌های قدیم هم این فهرست‌ها را داشت، ولی نه به این جامعیت و دقت.

ولی در هر حال حس می‌کنم که بهره‌ای که من از این برنامه‌ی کاری برده‌ام، بیشتر از کاری است که برای این کتاب‌ها کرده‌ام و آن، توفیقی بوده است که در خواندن یا بازخوانی کتاب‌های دکتر شریعتی به من دست داده است. من باید اعتراف کنم که کتاب‌های دکتر را آنچنان که می‌باید، نخوانده بودم و هم بدین سبب بود که بسیار پرسش‌ها چه در مورد خود او و چه در مورد بعضی مباحث فکری و اعتقادی برایم طرح شده و بی‌پاسخ مانده بود. در مواردی هم به پاسخ‌هایی یا باورهایی رسیده بودم که به سبب خارج بودنشان از هنجار باورهای سنتی و گاه خرافه‌آمیزی که عموم مردم از دین دارند، در آن‌ها تردید داشتم و با کتاب‌های دکتر به آرامش خاطری دست یافتم. در مجموع اکنون با بهره‌های بسیاری که از دیدگاه‌ها و تحقیقات دکتر در موضوعات گوناگون یافته‌ام، باوری عمیق به عظمت مقام فکری دکتر شریعتی یافته‌ام و مطمئنم که هر کس که حداقل کتاب‌های کلیدی و مهم دکتر را بخواند، به این باور خواهد رسید، البته با این شرط که انصاف و دوری‌گزیدن از پیش‌داوری‌های ناصواب را پیشه کند.

امیدوارم که عمر به من اجازه دهد و تنگناهای چاپ و نشر به ناشر اجازه دهد و این ویرایش و تجدید چاپ کتاب‌های دکتر ـ که تا کنون هشت عنوان آن انجام شده است ـ به فرجام رسد.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٩ تیر ۱۳٩۳
کلمات کلیدی: کتاب و ویرایش

+ نقد حسین حسین‌زاده بر کتاب همزبانی و بی‌زبانی

دوست گرانقدر ما حسین حسین‌زاده که اکنون افتخار آشنایی با ایشان را یافتم، در وبلاگ خود انتقاداتی عالمانه و دقیق بر کتاب «همزبانی و بی‌زبانی» من وارده کرده است. با سپاسگزاری از ایشان، دوستان را به خواندن این مطلب دعوت می‌کنم.

http://hhassanzadeh.blogfa.com/post/26

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۳

← صفحه بعد