محمدکاظم کاظمی


+ مهاجرین افغانستان و سیاست‌های رسانه‌ای

خبرگزاری تسنیم: غفاریعقوبی

محمد کاظم کاظمی، شاعر، نویسنده و پژوهشگر برجستهٔ افغانستانی بسیار پیش از این، جدی به اشتراکات دو ملت پرداخته وکتابی در همین باره (هم‌زبانی و بی‌زبانی) نوشته است. او خیلی به آیندهٔ روابط دو ملت خوش‌بین است و تنها راه برون رفت از بدبینی مهاجرین و مردم و مسئولین ایران را تعامل و تلاش در جبههٔ  فرهنگی می‌داند.

دو سال قبل وبرنامهٔ «راز» صدا و سیما که در نوع خود بی‌سابقه بود فرصتی رخ داد که محمدکاظم کاظمی برای اولین بار اکثر مشکلات و گرفتاری‌های مهاجرین افغانستانی ساکن ایران را واضح و عیان در تلویزیون بیان کرد. مجری (نادرطالب زاده) هم با او همراهی جانانه‌ای کرد و میهمانان ایرانی برنامه  قدم‌هایی تندتر از کاظمی برداشتند و از موضع دفاع از آرمان‌های انقلاب، خواستار رفع مشکلات مهاجرین و تغییر رویه‌ها و حتی تغییر ساختار دراین‌باره شدند. اما فارغ از این برنامه، تقریبا یک سالی می‌شود موجی رسانه‌ای برخلاف روال چند دهه قبل (این‌بار در دفاع از مهاجرین) به‌راه افتاده است. موجی که این‌بار اندکی فراگیر شده و تاثیر آن در اکثر رسانه ها دیده می‌شود. با کاظمی که پلی شده است میان مهاجرین و مردم و مسئولین ایران، دربارهٔ این تغییر رویه گفتکو کردیم:

پیش از این دو مطلب «رنسانس رسانه‌ای در حوزه مهاجرین افغانستانی آغاز شده است» و «روزی دریا مردگانش را بالا خواهد آورد» درباره تغییر رسانه‌ای حوزه مهاجرین منتشر شده بود و این آخرین مطلب از سه‌گانه یکسالگی انتشار پرونده «جان ایران، جان افغانستان» است.

تسنیم: آیا اتفاقی در حال وقوع است؟

بله به نظر من اتفاقی در حال وقوع است. اما من این را حاصل تغییر تدریجی دیدگاه گروهی از مردم ایران نسبت به مهاجران می‌بینم، به ویژه اهالی هنر، ادبیات و رسانه. ریشة این تغییر دیدگاه هم بر می‌گردد به دهة هفتاد و هشتاد، یعنی وقتی که نسلی از اهل هنر و ادب و دانش افغانستان توانستند در ایران مطرح شوند، با فرهنگیان و ادب‌دوستان ایرانی ارتباط یابند و بر آن‌ها تأثیر بگذارند. ما از همان سال‌ها می‌دیدیم که گروهی از شاعران، نویسندگان، روزنامه‌نگاران و دیگر هنرمندان ایرانی پدید آمده‌اند که بر اثر ارتباط و همنشینی با دوستانشان در جامعة مهاجر، دیدگاهی متفاوت نسبت به مهاجران یافته‌اند. بسیاری رفاقت‌ها در آن زمان پدید آمد که به مرور زمان مستحکم شد.

این نسل که معمولاً‌ هم جوان‌های ایرانی بودند، مدتی در سطح انجمن‌های ادبی و نشریات ادبی و هنری کشور مطرح بودند، ولی این‌ها کم کم به رسانه‌ها راه یافتند و این‌ها آن نگاه مثبت خود را در حوزة اختیارات و نفوذ خود در رسانه‌ها اعمال می‌کنند.

به همین دلیل به نظر من این اتفاق قدری ریشه‌دار و جدی است. یک اتفاق بخشنامه‌ای اداری نیست که بعضی‌ها تصور کرده‌اند به خاطر مسایل خاص منطقه روی داده و شکل مصلحتی دارد. نه، به گمان من واقعیت‌های جامعة مهاجر، از رهگذر هنر، ادبیات و رسانه کم کم در حال راه یافتن به اذهان جامعة ایرانی است و این به مرور گسترش خواهد یافت. مهم هم این است که این ذهنیت‌ها اصلاح شود. آن وقت دیگر کار ما آسان خواهد بود

به ادامه‌ی مطلب مراجعه کنید.

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٤
کلمات کلیدی: فرهنگ و اجتماع
comment مهربانی‌ها () لینک

+ شب قدر

ـ شب قدر است، شود سال دگر زنده نباشی

سعی کن ای پسر خوب که شرمنده نباشی

دختر خوب! تو کم از پسر خوب چه داری؟

سعی کن پیش برادر که سرافکنده نباشی

بنده‌ی منتخب حضرت رحمان که نبودی

می‌شود حداقل بنده‌ی یک بنده نباشی...

***

ـ پدرم! حرف شما خوب، ولی می‌شود آیا

این قدر خشک و نصیحتگر و یک‌دنده نباشی؟

فکر پرونده‌ی مایی؟ دمتان گرم، ولی ما

نگرانیم شما «فاقد پرونده» نباشی

شب قدر است، تو صد سال دگر زنده بمانی

و به شطرنج جهان، مهره‌ی بازنده نباشی

صد شب قدر دگر می‌رسد و می‌رود اما

اوج شرمندگی این است که شرمنده نباشی

30 تیر 93، بامداد شب قدر

 

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٤
کلمات کلیدی: شعر کاظمی

+ سه‌گانه‌ی علی‌رضا سپاهی لائین

1. فواره‌ها، مجموعه شعر (1370ـ 1388)

2. تقویم تنهایی، مجموعه شعر (1389ـ 1390)

3. شرح بت‌پرستی‌ها، مجموعه شعر (1391ـ 1392)

هر سه کتاب، چاپ اول، نشر سپیده‌باوران، 1394

 

علی رضا سپاهی لائین، شاعر توانای دو دهه‌ی اخیر، اینک پس از سال‌ها انزوا و دور بودن از عرصه‌ی چاپ و نشر، با سه‌گانه‌ای به میدان آمده است. سه کتاب «فواره‌ها»، «تقویم تنهایی» و «شرح بت‌پرستی‌ها» چیزی است که مدت‌ها وعده‌ی انتشارشان توسط نشر سپیده‌باوران را شنیده بودیم و منتظرشان بودیم.

البته از این شاعر پیش از این هم کتاب‌هایی منتشر شده بود، از جمله «ما به روایت من» که در سلسله‌ی کتاب‌های تکا. ولی سه کتاب حاضر، کارنامه‌ی کاملی از شاعریِ او در این 25 سال است، از شاعری که جزء بهترین‌های نسل خود بوده است.

باری، «فواره‌ها» مجموعه‌ای از شعرهای دهه‌های هفتاد و هشتاد شاعر است و دو کتاب «تقویم تنهایی» و «شرح بت‌پرستی‌ها» شعرهایی از دهه‌ی نود را در خود دارد. در مجموع این سه کتاب، بنایی را که این شاعر در شهر شعر امروز برافراشته است و بنایی است سخت جذاب و محکم، کامل می‌کند. من در این بنا، که اکنون با این سه‌گانه برافراشته می‌بینم، چند ستون می‌بینم که بیشتر وزن شعر او را تحمل کرده‌اند. و در این مجال، می‌کوشم که به این‌ها بپردازم.

 

(به ادامه‌ی مطلب مراحعه کنید.)

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٧ تیر ۱۳٩٤
کلمات کلیدی: نقد کتاب و شعر امروز فارسی

+ میراث زبانی بلخ

نگاهی به کتاب «لهجه‌ی بلخ و دریافت بهتر سخن مولانا»

تألیف محمدآصف فکرت

چاپ اول، تهران: مؤسسه‌ی انتشارات عرفان، 1392

272 صفحه، 1000 نسخه، رقعی

تمهید

پیوند محکم و قرابت بسیار میان زبان فارسی امروز افغانستان و متون کهن فارسی برای کسانی که با فارسی افغانستان آشایند، پدیده‌ای است روشن و در عین حال جذاب و کارآمد. بسیاری از واژگان، ترکیب‌ها و ساختارهای نحوی زبان فارسی که در ایران متروک شده یا تغییر و تحول یافته‌اند، در افغانستان همچنان رواج دارند. چنین است که زبان فارسی این کشور را می‌توان گنجینه‌ای از ذخایر کهن دانست.

هم‌اکنون واژه‌هایی همچون «دیگدان» (اجاق)، «موزه» (چکمه)، «ایزار» (شلوار)، هشتن (گذاشتن)، «بِهِل» (بگذار)، «بیگاه» (دیروقت) و امثال این‌ها که در متون نظم و نثر قدیم همچون شاهنامه فردوسی و تاریخ بیهقی و حتی شعر حافظ و سعدی آمده است، در زبان مردم افغانستان رایج است. هم‌چنین بسیاری از واژگان از نظر آوایی به شکل کهن خود تلفظ می‌شود، مثل «شَش» (عدد 6) که اکنون در ایران به صورت «شِش» ادا می‌شود. جالب این است که در عصر حافظ این کلمه در نواحی ایران هم «شَش» تلفظ می‌شده و در شعر حافظ با «آتش» و «مشوش» قافیه شده است.

ولی با همه‌ی ارزش و قدمتی که زبان فارسی افغانستان از این نظر دارد، تحقیقات بسیاری در این زمینه نشده و بیشتر این وجوه اشتراک و پیوند در پرده‌ی ابهام مانده است. به‌ویژه فارسی‌زبانان ایران که کمتر با فارسی افغانستان آشنایند، از این ذخایر بی‌خبر مانده‌اند. بی‌سبب نیست که اهل ادب و تحقیق ایران گاه در متون کهن فارسی به ابهام‌ها و مشکلاتی برمی‌خورند که به مدد زبان فارسی امروز افغانستان به راحتی قابل حل است. در ادامه‌ی این نوشته به نمونه‌هایی از این ابهام‌ها در شعر مولانا اشاره خواهیم کرد.

«لهجه‌ی بلخ و دریافت بهتر سخن مولانا» پژوهشی است از محمدآصف فکرت شاعر، پژوهشگر و مترجم افغانستان درباره‌ی مشترکات زبان فارسی رایج در بلخ امروز و شعر مولانا. او با وقوفی که بر متون کهن فارسی و نیز زبان فارسی نقاط گوناگون افغانستان داشته است، در این کتاب 270 صفحه‌ای مشابهت‌های زبان شعر مولانا با زبان فارسی افغانستان، به ویژه منطقه‌ی بلخ را بازنموده و بدین ترتیب بسیاری از مشکلات زبانی این شعر را حل کرده است.

با مطالعه‌ی این کتاب حقایق بسیاری در مورد زبان شعر مولانا روشن می‌شود. درمی‌یابیم که این شاعر بزرگ فارسی به سبب خاستگاه پدری او که بلخ بوده است، تا حدود زیادی وام‌دار زبان گفتاری این منطقه است است. هم‌چنین دانسته می‌شود که مولانا چقدر به زبان مردم عنایت داشته اصطلاحات، ضرب‌المثل‌ها و تعبیرهای محاوره‌ی عصر خویش را به شعرش راه داده است، چیزی که در شعر دیگر شاعران آن دوره کمتر دیده می‌شود.

 

ما در این نوشته به ارزش‌های کتاب «لهجه‌ی بلخ» می‌پردازیم و می‌بینیم که برای فارسی‌زبانان امروز، به ویژه همزبانان ایرانی ما تا چه حد سودمند و قابل استفاده است.

(به ادامه‌ی مطلب مراجعه کنید.)

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٤

+ سه‌گانه‌های نگارش ـ 10

متن اصلی

پس از مراحل فوق به تدوین و تنظیم پرسشنامه جهت بررسی نظرات صادرکنندگان خشکبار که از جمله نزدیکترین افراد درگیر با مسئله صادرات می‎باشند اقدام گردید.

.............................

نظر ویراستار

هم‌چنان که پیشتر هم گفته‌ایم، بهتر است فعل‌ها را ساده بسازیم. به جای «اقدام به تدوین گردید» به راحتی می‌شود گفت «تدوین شد».

هم‌چنین در مسیر همین ساده‌نویسی، تا می‌توانیم باید باید از «می‌باشد»، «گردیدن» و امثال این‌ها پرهیز کنیم. به جای «می‌باشد» می‌توان «است» آورد و به جای «گردید» می‌شود «شد» نوشت.

.................................

حاصل ویرایش

پس از مراحل فوق، برای بررسی نظرات صادرکنندگان خشکبار ـ که دست‌اندرکاران اصلی صادرات هستند ـ پرسشنامه‌هایی تدوین و تنظیم شد.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤
کلمات کلیدی: سه‌گانه‌های نگارش

← صفحه بعد