محمدکاظم کاظمی


+ شب قدر

ـ شب قدر است، شود سال دگر زنده نباشی

سعی کن ای پسر خوب، که شرمنده نباشی

دختر خوب! تو کم از پسر خوب چه داری؟

سعی کن پیش برادر که سرافکنده نباشی

بنده‌ی منتخب حضرت رحمان که نبودی

می‌شود حداقل بنده‌ی یک بنده نباشی...

***

ـ پدرم! حرف شما خوب، ولی می‌شود آیا

این قدر خشک و نصیحتگر و یک‌دنده نباشی؟

فکر پرونده‌ی مایی؟ دمتان گرم، ولی ما

نگرانیم شما «فاقد پرونده» نباشی

شب قدر است، تو صد سال دگر زنده بمانی

و به شطرنج جهان، مهره‌ی بازنده نباشی

صد شب قدر دگر می‌رسد و می‌رود اما

اوج شرمندگی این است که شرمنده نباشی

30 تیر 1393، بامداد شب قدر
 
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳
کلمات کلیدی: شعر کاظمی
comment مهربانی‌ها () لینک

+ ویرایش کتاب‌های دکتر شریعتی

در چند سال گذشته بخش عمده‌ای از کار ویراستاری‌ام، ویرایش بعضی کتاب‌های دکتر شریعتی برای چاپ‌های تازه بوده است. این چاپ از کتاب‌ها توسط نشر سپیده‌باوران و با کسب موافقت از خانواده‌ی محترم دکتر انجام شده است. چند عنوان کتاب از چاپ برآمده و بقیه نیز در برنامه‌ی کار است.


حالا پرسش این است که «چرا ویرایش؟» و «آیا ویرایش این کتاب‌ها بدون تصرف در متن‌شان بوده است؟» باید اول پرسش دوم را پاسخ بدهم که بله، ما در آثاری که مؤلف‌شان در قید حیات نیست، حق هیچ تصرفی در محتوای متن نداریم و کار باید فقط در حد ویرایش فنی انجام شود یعنی نقطه‌گذاری، پاراگراف‌بندی، یکسان‌سازی رسم‌الخط، استخراج فهرست‌ها و امثال این‌ها.

نسخه‌های معتبر کتاب‌های دکتر شریعتی، در دهه‌ی شصت توسط دفتر تنظیم و نشر آثار ایشان منتشر شده است. این‌ها با همه اعتباری که از نظر محتوا دارد، از نظر فنی با معیارهای امروزینِ چاپ و نشر برابر نیست. البته بعضی از این کتاب‌ها در سال‌های اخیر و با حروفچینی کامپیوتری تجدید چاپ شده است، ولی متأسفانه چنان پرغلط است که باز چاپ‌های قدیم بر این‌ها ارجحیت دارد. در مجموع ما متن پیراسته، منقح و دقیقی از بیشتر آثار دکتر شریعتی به دست نداریم. کتاب‌های چاپ قدیم با رسم‌الخط و نقطه‌گذاری‌ای مطابق هنجار سال‌های دهه‌ی شصت منتشر شده است. در بسیار جای‌ها ویرگول و نقطه به جای همدیگر به کار رفته‌اند. علامت خطاب (!) بیش از حد و در مواردی غالباً غیرضروری آمده و گاه نقل‌قول‌ها فاقد گیومه‌اند. این‌ها خواندن و دریافت متن را در مواردی دشوار و حتی خطاآفرین می‌کند، به ویژه با توجه به سبک نثر دکتر شریعتی. مرحوم دکتر شریعتی نثری خاص داشته است با جملاتی طولانی، جمله‌های معترضه بسیار و عبارت‌های توصیفی متوالی. در چنین نثری نقطه‌گذاری دقیق متن ضروری است، چون چه بسا که با حذف یا جابه‌جا شدن یک نقطه یا ویرگول، معنای کل عبارت عوض می‌شود. از این روی در ویرایش ما تشخیص درست نقطه‌گذاری متن کار آسانی نبود. گاه باید یک عبارت چند بار خوانده می‌شد تا دریافت می‌شد که نویسنده به راستی چه می‌گوید و آنگاه بر اساس محتوای کلام، نقطه‌گذاری می‌شد.

از این‌ها گذشته گاه غلط‌هایی تایپی در متن چاپ‌های قدیم و جدید دیده می‌شود. بعضی‌ از این غلط‌ها محرز است و روشن، ولی بعضی مبهم است و به درستی نمی‌شود دانست که این یک غلط تایپی است، یا درست است و ما آن را غلط پنداشته‌ایم.

این قضیه کار ویرایش ما را خیلی دشوار می‌کرد، چون باید با توجه به محتوای کلام و سبک نثر دکتر، تشخیص می‌دادیم که اصل کلمه چه بوده است. در واقع در اینجا بحث اصلاح متن در کار نیست، بلکه رسیدن به اصل نگارش دکتر شریعتی مهم است، آن هم در حالی که ایشان اکنون در میان ما نیست. مثلاً در جایی در کتاب «علی» دکتر، به نقل از کسی، عبارت «او غم می‌گیرد» آمده است و ممکن است تصور کنیم صحبت از غم و غصه است و این با محتوای کلام سازگار نیست. ولی در کتابی دیگر از ایشان یعنی «تشیع صفوی و تشیع علوی»، همان نقل قول به صورت «اُقم می‌گیرد» آمده است و این درست است.

اصلاح این خطاهای تایپی، افتادگی‌ها و کلمات زاید متن در عین حفظ امانت، شبیه راه رفتن بر لبه‌ی تیغ بود. باید با خواندن چندین‌باره‌ی یک جمله یا پاراگراف و حتی گاه مشورت با اهل علم و یا مراجعه به منابع دیگر، درمی‌یافتیم که اصولاً کلمه‌ی مورد نظر خطاست یا نه. اگر خطاست، آیا خطای تایپی است، یا سهوالقلم نویسنده بوده است؟ و اگر خطای تایپی است، محرز و غیرقابل تردید است یا قابل تردید؟ در هر مورد باید روشی خاصی به کار می‌بستیم. مثلاً خطای محرز تایپی را در متن اصلاح می‌کردیم؛ خطای احتمالی را اصلاح نمی‌کردیم، ولی در پاورقی یادآور می‌شدیم که احتمالاً اصل کلمه فلان چیز است. چنین شد که در ویرایش ما پاورقی‌های بسیاری به متن افزوده شد که حاصل اظهار نظر ما در مورد خطاهای تایپی بود. باز در عین حال حفظ امانت هم بسیار مهم بود، به گونه‌ای که حتی در مورد خطاهای محرز و مسلم نیز در پاورقی تذکر دادیم، تا کاری مبهم و مشکوک نکرده باشیم و اگر کسی میان این چاپ و چاپ‌های قبلی تفاوتی می‌بیند، بداند که از کجاست.

ولی همه کار ما در ویرایش آثار دکتر شریعتی، همین‌ها نبود. در متن کتاب‌ها آیات قرآن، احادیث و دیگر عبارت‌های عربی آمده است که گاه بدون اعراب‌گذاری است، گاه بدون ترجمه است و گاه حتی به اشتباه نقل شده است (مثل بعضی آیات قرآن) چون کتاب‌های دکتر غالباً حاصل سخنرانی‌های ایشان است و در سخنرانی، گاه اشتباهی در نقل آیه صورت می‌گیرد. ما همه این آیات، احادیث و عبارت‌های عربی را باید اعراب‌گذاری و ترجمه می‌کردیم و با اصل مطابقت می‌دادیم.

و بالاخره کار مهم دیگر در انتشار آثار دکتر شریعتی، استخراج فهرست‌های اعلام و فهرست‌های راهنماست. در بیشتر کتاب‌هایی که ما ویرایش کردیم، آیات قرآن، احادیث، نام اشخاص، نام جای‌ها، نام کتاب‌ها، مفاهیم و تعبیراتی که در متن آمده است، در انتهای کتاب فهرست شده است. البته بعضی از چاپ‌های قدیم هم این فهرست‌ها را داشت، ولی نه به این جامعیت و دقت.

ولی در هر حال حس می‌کنم که بهره‌ای که من از این برنامه‌ی کاری برده‌ام، بیشتر از کاری است که برای این کتاب‌ها کرده‌ام و آن، توفیقی بوده است که در خواندن یا بازخوانی کتاب‌های دکتر شریعتی به من دست داده است. من باید اعتراف کنم که کتاب‌های دکتر را آنچنان که می‌باید، نخوانده بودم و هم بدین سبب بود که بسیار پرسش‌ها چه در مورد خود او و چه در مورد بعضی مباحث فکری و اعتقادی برایم طرح شده و بی‌پاسخ مانده بود. در مواردی هم به پاسخ‌هایی یا باورهایی رسیده بودم که به سبب خارج بودنشان از هنجار باورهای سنتی و گاه خرافه‌آمیزی که عموم مردم از دین دارند، در آن‌ها تردید داشتم و با کتاب‌های دکتر به آرامش خاطری دست یافتم. در مجموع اکنون با بهره‌های بسیاری که از دیدگاه‌ها و تحقیقات دکتر در موضوعات گوناگون یافته‌ام، باوری عمیق به عظمت مقام فکری دکتر شریعتی یافته‌ام و مطمئنم که هر کس که حداقل کتاب‌های کلیدی و مهم دکتر را بخواند، به این باور خواهد رسید، البته با این شرط که انصاف و دوری‌گزیدن از پیش‌داوری‌های ناصواب را پیشه کند.

امیدوارم که عمر به من اجازه دهد و تنگناهای چاپ و نشر به ناشر اجازه دهد و این ویرایش و تجدید چاپ کتاب‌های دکتر ـ که تا کنون هشت عنوان آن انجام شده است ـ به فرجام رسد.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٩ تیر ۱۳٩۳
کلمات کلیدی: کتاب و ویرایش

+ نقد حسین حسین‌زاده بر کتاب همزبانی و بی‌زبانی

دوست گرانقدر ما حسین حسین‌زاده که اکنون افتخار آشنایی با ایشان را یافتم، در وبلاگ خود انتقاداتی عالمانه و دقیق بر کتاب «همزبانی و بی‌زبانی» من وارده کرده است. با سپاسگزاری از ایشان، دوستان را به خواندن این مطلب دعوت می‌کنم.

http://hhassanzadeh.blogfa.com/post/26

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۳

+ شماره‌ی جدید «درّ دری» از چاپ برآمد

فصلنامه‌ی «درّ دری» برای اهالی ادبیات و فرهنگ، نامی آشناست. اولین شماره‌ی این فصلنامه در 1376، از سوی مرکز فرهنگی نویسندگان افغانستان به مدیرمسئولی سرور دانش و سردبیری سید ابوطالب مظفری منتشر شد و تا شماره 13 (خزان 1380) با همین مدیریت ادامه یافت.
«دّر دری» در عرصه‌ی مطبوعات افغانستان خوب درخشید و به باور غالب اهل ادب و هنر کشور، بهترین نشریه‌ی فرهنگی افغانستان بود.
در سال 1380 و با تحولات پس از یازده سپتامبر، مرکز فرهنگی نویسندگان با انتقال به داخل کشور، انتشار «درّ دری» را متوقف کرد، ولی همکاران مجله که آن را بخشی از هویت‌شان می‌دانستند و نمی‌توانستند از آن دل بکنند، کار را با فصلنامه‌ی «خط سوم» ادامه دادند که از آن هم 13 شماره (از خزان 1381 تا تابستان 1387) منتشر شد، با مدیرمسئولی جواد خاوری و سردبیری ابوطالب مظفری.
ولی تنگناهای مالی و پراکنده شدن بیشتر همکاران به کشورهای دیگر، «خط سوم» را هم زمینگیر ساخت. البته در این مدت البته مؤسسه‌ی فرهنگی درّ دری در مشهد فعال بود و کانون تجمع اهل ادب مهاجر. ولی انتشار مجله برای همه دوستان، به آرزویی دور از دسترس بدل شده بود.
بالاخره پارسال به همت سید ابوطالب که هیأت تحریر تازه‌ای فراهم آورد و با حمایت عزیزانی چون محمدحسین جعفریان و دیگر مسئولان حوزه هنری، طلسم شکست و مجله این بار با همان نام قدیم «درّ دری» منتشر شد.

 

اینک بچه‌های درّ دری حس می‌کنند که زندگی دوباره‌ای شروع کرده‌اند. این تجدید حیات، بیش از هر چیز، وام‌دار استقامت سید مظفری است که با همه دشواری‌ها، چراغ مؤسسه را روشن نگه داشت. اکنون امید می‌رود که این چراغ، بیش از این هم شعله بکشد. البته در این مسیر حمایت‌های قلمی و قدمی همه دوستداران «درّ دری» را انتظار داریم.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۳
کلمات کلیدی: مطبوعات و گزارش

+ نمونه‌ی کار برای استخدام در یک خبرگزاری

من این گزارش از جشنواره شعر فجر را به عنوان نمونه کار برای یکی از خبرگزاری‌ها به نیت استخدام در آن خبرگزاری آماده کرده‌ام. البته این فقط پاره‌هایی از گزارش است.

........................................................

... جلسه با شعرخوانی یکی از چهره‌های معلوم‌الحال به نام محمدحسین جعفریان ادامه یافت. او در شعری که برای جانبازان سروده بود، از لفظ شنیع «کُلمَن» استفاده کرد و کسانی که با فرهنگ جبهه آشنایند، می‌دانند که این کلمه چقدر شنیع می‌باشد. او هم‌چنان در جایی از شعرش با توهین به پیمانکاران گفت «پیمانکاران به ویلاهایشان برگشتند» در حالی که همه می‌دانیم «پیمانکار ویلا نداشت».

شاعر معلوم‌الحال دیگر کیومرث عباسی قصری بود. نامبرده شعرهایی دربارة شهدا و جانبازان جنگ تحمیلی خواند، ولی از آنجایی نام خانوادگی وی «عباسی قصری» می‌باشد، ناگفته پیداست که وی از بقایای رژیم شاهی بوده و اجداد او از عصر شاه‌عباس در قصرها زندگی می‌کرده‌اند. البته نام کوچک وی (کیومرث) را هم نباید از نظر دور داشت...

... به همین ترتیب، با مروری به اسامی و عکس نامزدهای بخش رقابتی جشنواره، ملاحظه می‌شود که عوامل معلوم‌الحال تا چه اندازه در اینجا نیز نفوذ کرده‌اند، چنان که چند تن از نامزدها فاقد ریش می‌باشند (مهدی فرجی، کیومرث مرادی، کبری موسوی قهفرخی، شیرین خسروی و پانته‌آ صفایی) و چند تن دیگر ریش‌های پروفسوری دارند (حامد ابراهیم‌پور، مجتبی صادقی و علی فردوسی) که این را می‌توان از نشانه‌های تهاجم فرهنگی دشمن در نامزدهای جشنواره قلمداد کرد. در این میان فقط آقای جلیل صفربیگی دارای «ته‌ریش مدیریتی» است که این قضیه نشانگر در اقلیت ماندن نیروهای ارزشی می‌باشد...

.........................................................

آقای خبرگزاری! برای بار سوم تکرار می‌کنم. آیا بنده را به عنوان خبرنگار بخش فرهنگی می‌پذیرید؟

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۳ خرداد ۱۳٩۳
کلمات کلیدی: طنز

← صفحه بعد