محمدکاظم کاظمی


+ سه‌گانه‌ی علی‌رضا سپاهی لائین

1. فواره‌ها، مجموعه شعر (1370ـ 1388)

2. تقویم تنهایی، مجموعه شعر (1389ـ 1390)

3. شرح بت‌پرستی‌ها، مجموعه شعر (1391ـ 1392)

هر سه کتاب، چاپ اول، نشر سپیده‌باوران، 1394

 

علی رضا سپاهی لائین، شاعر توانای دو دهه‌ی اخیر، اینک پس از سال‌ها انزوا و دور بودن از عرصه‌ی چاپ و نشر، با سه‌گانه‌ای به میدان آمده است. سه کتاب «فواره‌ها»، «تقویم تنهایی» و «شرح بت‌پرستی‌ها» چیزی است که مدت‌ها وعده‌ی انتشارشان توسط نشر سپیده‌باوران را شنیده بودیم و منتظرشان بودیم.

البته از این شاعر پیش از این هم کتاب‌هایی منتشر شده بود، از جمله «ما به روایت من» که در سلسله‌ی کتاب‌های تکا. ولی سه کتاب حاضر، کارنامه‌ی کاملی از شاعریِ او در این 25 سال است، از شاعری که جزء بهترین‌های نسل خود بوده است.

باری، «فواره‌ها» مجموعه‌ای از شعرهای دهه‌های هفتاد و هشتاد شاعر است و دو کتاب «تقویم تنهایی» و «شرح بت‌پرستی‌ها» شعرهایی از دهه‌ی نود را در خود دارد. در مجموع این سه کتاب، بنایی را که این شاعر در شهر شعر امروز برافراشته است و بنایی است سخت جذاب و محکم، کامل می‌کند. من در این بنا، که اکنون با این سه‌گانه برافراشته می‌بینم، چند ستون می‌بینم که بیشتر وزن شعر او را تحمل کرده‌اند. و در این مجال، می‌کوشم که به این‌ها بپردازم.

 

(به ادامه‌ی مطلب مراحعه کنید.)

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٧ تیر ۱۳٩٤
کلمات کلیدی: نقد کتاب و شعر امروز فارسی
comment مهربانی‌ها () لینک

+ میراث زبانی بلخ

نگاهی به کتاب «لهجه‌ی بلخ و دریافت بهتر سخن مولانا»

تألیف محمدآصف فکرت

چاپ اول، تهران: مؤسسه‌ی انتشارات عرفان، 1392

272 صفحه، 1000 نسخه، رقعی

تمهید

پیوند محکم و قرابت بسیار میان زبان فارسی امروز افغانستان و متون کهن فارسی برای کسانی که با فارسی افغانستان آشایند، پدیده‌ای است روشن و در عین حال جذاب و کارآمد. بسیاری از واژگان، ترکیب‌ها و ساختارهای نحوی زبان فارسی که در ایران متروک شده یا تغییر و تحول یافته‌اند، در افغانستان همچنان رواج دارند. چنین است که زبان فارسی این کشور را می‌توان گنجینه‌ای از ذخایر کهن دانست.

هم‌اکنون واژه‌هایی همچون «دیگدان» (اجاق)، «موزه» (چکمه)، «ایزار» (شلوار)، هشتن (گذاشتن)، «بِهِل» (بگذار)، «بیگاه» (دیروقت) و امثال این‌ها که در متون نظم و نثر قدیم همچون شاهنامه فردوسی و تاریخ بیهقی و حتی شعر حافظ و سعدی آمده است، در زبان مردم افغانستان رایج است. هم‌چنین بسیاری از واژگان از نظر آوایی به شکل کهن خود تلفظ می‌شود، مثل «شَش» (عدد 6) که اکنون در ایران به صورت «شِش» ادا می‌شود. جالب این است که در عصر حافظ این کلمه در نواحی ایران هم «شَش» تلفظ می‌شده و در شعر حافظ با «آتش» و «مشوش» قافیه شده است.

ولی با همه‌ی ارزش و قدمتی که زبان فارسی افغانستان از این نظر دارد، تحقیقات بسیاری در این زمینه نشده و بیشتر این وجوه اشتراک و پیوند در پرده‌ی ابهام مانده است. به‌ویژه فارسی‌زبانان ایران که کمتر با فارسی افغانستان آشنایند، از این ذخایر بی‌خبر مانده‌اند. بی‌سبب نیست که اهل ادب و تحقیق ایران گاه در متون کهن فارسی به ابهام‌ها و مشکلاتی برمی‌خورند که به مدد زبان فارسی امروز افغانستان به راحتی قابل حل است. در ادامه‌ی این نوشته به نمونه‌هایی از این ابهام‌ها در شعر مولانا اشاره خواهیم کرد.

«لهجه‌ی بلخ و دریافت بهتر سخن مولانا» پژوهشی است از محمدآصف فکرت شاعر، پژوهشگر و مترجم افغانستان درباره‌ی مشترکات زبان فارسی رایج در بلخ امروز و شعر مولانا. او با وقوفی که بر متون کهن فارسی و نیز زبان فارسی نقاط گوناگون افغانستان داشته است، در این کتاب 270 صفحه‌ای مشابهت‌های زبان شعر مولانا با زبان فارسی افغانستان، به ویژه منطقه‌ی بلخ را بازنموده و بدین ترتیب بسیاری از مشکلات زبانی این شعر را حل کرده است.

با مطالعه‌ی این کتاب حقایق بسیاری در مورد زبان شعر مولانا روشن می‌شود. درمی‌یابیم که این شاعر بزرگ فارسی به سبب خاستگاه پدری او که بلخ بوده است، تا حدود زیادی وام‌دار زبان گفتاری این منطقه است است. هم‌چنین دانسته می‌شود که مولانا چقدر به زبان مردم عنایت داشته اصطلاحات، ضرب‌المثل‌ها و تعبیرهای محاوره‌ی عصر خویش را به شعرش راه داده است، چیزی که در شعر دیگر شاعران آن دوره کمتر دیده می‌شود.

 

ما در این نوشته به ارزش‌های کتاب «لهجه‌ی بلخ» می‌پردازیم و می‌بینیم که برای فارسی‌زبانان امروز، به ویژه همزبانان ایرانی ما تا چه حد سودمند و قابل استفاده است.

(به ادامه‌ی مطلب مراجعه کنید.)

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٤

+ سه‌گانه‌های نگارش ـ 10

متن اصلی

پس از مراحل فوق به تدوین و تنظیم پرسشنامه جهت بررسی نظرات صادرکنندگان خشکبار که از جمله نزدیکترین افراد درگیر با مسئله صادرات می‎باشند اقدام گردید.

.............................

نظر ویراستار

هم‌چنان که پیشتر هم گفته‌ایم، بهتر است فعل‌ها را ساده بسازیم. به جای «اقدام به تدوین گردید» به راحتی می‌شود گفت «تدوین شد».

هم‌چنین در مسیر همین ساده‌نویسی، تا می‌توانیم باید باید از «می‌باشد»، «گردیدن» و امثال این‌ها پرهیز کنیم. به جای «می‌باشد» می‌توان «است» آورد و به جای «گردید» می‌شود «شد» نوشت.

.................................

حاصل ویرایش

پس از مراحل فوق، برای بررسی نظرات صادرکنندگان خشکبار ـ که دست‌اندرکاران اصلی صادرات هستند ـ پرسشنامه‌هایی تدوین و تنظیم شد.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤
کلمات کلیدی: سه‌گانه‌های نگارش

+ فارسی افغانستان و چالش‌های پیش رو

آنچه در این نوشته می‌خوانید، نگاهی است به چالش‌ها و مشکلاتی که زبان فارسی در افغانستان با آن‌ها روبه‌روست. البته در همین آغاز سخن باید روشن کنم که این زبان از دیرباز، گاهی «فارسی» و گاهی «دری» نامیده می‌شده و این که من در اینجا از کلمه‌ی «فارسی» استفاده می‌کنم، چیز تازه‌ای نیست. این همان نامی است که مولانای بزرگ این زبان را بدان نام می‌خواند، آنجا که می‌گفت:

ناله‌ای کن عاشقانه، درد محرومی بگو

پارسی گو ساعتی و ساعتی رومی بگو

و همان نامی است که ناصرخسرو بلخی به این زبان داده است آنجا که در سفرنامه‌ی خویش گفته است «و در تبریز، قطران‌نام شاعری را دیدم. شعری نیک می‌گفت، اما زبان فارسی نیکو نمی‌دانست» و همان نامی است که سنایی غزنوی به این زبان داده است، آنجا که می‌گوید:

اندر این یک فن که داری، وان طریق پارسی است

دست دست توست، کس را نیست با تو داوری

و نه تنها بزرگان ادب کهن، که سخنوران و پژوهشگران متأخر و معاصر افغانستان هم این زبان را فارسی نامیده‌اند همچون محمدحیدر ژوبل، محمود طرزی، میر غلام‌محمد غبار، عبدالله افغانی‌نویس، عبدالهادی داوی، عبدالحق بیتاب، خلیل‌الله خلیلی. و حتی در سال 1317 پادشاه وقت افغانستان در فرمانی که در روزنامه‌ی اصلاح چاپ کرده است، این زبان را «فارسی» نامیده است. من مدارک و شواهد این سخن را در دو کتاب «همزبانی و بی‌زبانی» و «این قند پارسی» نقل کرده‌ام و در اینجا از آن درمی‌گذرم. اما حال خوب است که بعضی مشکلات موجود در فارسی امروز افغانستان را یادآور شویم و در نهایت در پی چاره‌جویی برآییم.

 (به ادامه‌ی مطلب مراجعه کنید.)

...
ادامه‌ی مطلب
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٤
کلمات کلیدی: زبان فارسی

+ وطن فارسی

تقدیم به فارسی‌ستیزان افغانستان

خواب‌دیدی که شاخه‌های کهن زیر پای تو نردبان شده‌اند
و سخن‌گستران این سامان به دکان تو ترجمان شده‌اند

 

خواب دیدی که خطه‌ی خورشید همه دربست، در قباله‌ی توست

کابل و بلخ و بامیان، با تو کابل و بلخ و بامیان شده‌اند

 

خواب دیدی که مشت می‌کوبی همچنان با تمام نیرویت

ولی این را بدان که سندان‌ها همه با مشت امتحان شده‌اند

 

وطن فارسی نه آن قریه است که به تاراج این و آن برود

روزگاری در این وطن حتی مغولان فارسی‌زبان شده‌اند

 

این وطن مرز روشنی دارد، مرز آن، واژگان «شهنامه» است

وارثان «خزانه» را چه شده است که در این خطه، مرزبان شده‌اند؟

 

قابل ذکر نیست البته شاعران برادر ما هم

شاعر قابلی اگر شده اند، با گلستان و بوستان شده‌اند

مشهد، 2 اردیبهشت 94

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٤
کلمات کلیدی: شعر کاظمی و زبان فارسی

← صفحه بعد