+ جوابیهام به خبرگزاری مهر
چند روز پیش گزارش خبرگزاری مهر از نشست «غزنی؛ میراث مشترک فرهنگی جهان اسلام» بحثانگیز شد و جوابیههایی از سوی بعضی از هموطنان ما را در پی داشت. من جوابیهای به این خبرگزاری فرستادم که دیروز در سایت خبرگزاری انعکاس یافت.
ضمن سپاسگزاری از مسئولان خبرگزاری به خاطر درج این جوابیه و نیز تشکر از دوستانی که انتشار مطلب در آنجا را وسیله شدند، اینک اصل خبر و جوابیهام را به نقل از خبرگزاری مهر پیشکش میکنم. امیدوارم که تداوم این گفتوگوها سببساز مهرورزی بیشتر میان همزبانان باشد.
(به ادامة مطلب مراجعه کنید)
...ادامهی مطلب
+ دنیا و مافیها
گاهی کلمات و یا ترکیبها و تعبیرها، حامل معنایی هستند که دریافت بهتر از آنها را سهل میسازد. این کلمات و ترکیبها وقتی بهتر کارآمد و مؤثرند که آن معنی شفاف باشد و برای همگان قابل دریافت. مثلاً ما میگوییم «سنگنوشته» و خود این ترکیب، معنیاش را یادآور میشود. یعنی نوشتهای که بر روی سنگ حک شده است. اگر به مرور زمان مردم معنی «سنگ» و «نوشته» را درنیابند، از این ترکیب آن حسی را نخواهند داشت که اکنون دارند. این چیزی است که در مورد بسیاری از ترکیبها و تعبیرهای عربی رخ داده است. یکی از اینها «دنیا و مافیها» است.
به راستی چند درصد از فارسیزبانان امروز وقتی این تعبیر را در جایی میبینند، دریافت درستی از معنایش دارند؟ شاید بسیاری گمان میکنند که «مافیها» خودش یک کلمة مستقل است. مثلاً به معنی «تعلقات دنیایی» یا «نیازهای مادی». شاید بسیاری گمان میبرند که «مافیها» جمع «مافی» است و این مافی خودش چیست؟ دیگر مجهول است.
ولی حقیقت این نیست. «مافیها» حاصل جمع سه کلمة عربی است، یعنی «ما» (= هر آنچه)، «فی» (= در) و «ها» (= آن). پس معنی «ما فیها» میشود «هر چه در آن است».
حالا چرا نمیگوییم «دنیا و هر چه در آن است» یا «جهان و هر چه در آن است» و مینویسیم «دنیا و مافیها»؟ چون عادت کردهایم به این که مثلاً «ادبیتر» بنویسیم. حالا این «ادبیتر» چقدر ملموس و شفاف است؟ چقدر عینی است و چقدر حس به آدم میدهد، مهم نیست.
باز جالب این است که به همان دلیل که معنی ترکیب برای بسیاری از ما روشن نیست، آن را گاهی غلط به کار میبریم، چنان که دوستی نوشته بود: «هر وقت دلم از مافیهای دنیا میگرفت.» شاید به این تصور که «مافیها» یعنی «تعلقات» و «دلمشغولیها».
به همین دلیل است که من از ترکیبهایی مثل «ثمن بخس»، «ید طولی» و «غث و سمین» خوشم نمیآید. نه به این دلیل که عربیاند، بلکه به این دلیل که شفاف و روشن نیستند. دریافتی که ما از معنیشان داریم، یک دریافت مستقیم نیست که از روی معنی اجزای ترکیب ایجاد شده باشد. یک دریافت غیرمستقیم و لغتنامهای است. در حالی که ما برای معادلهای اینها یعنی «بهای اندک»، «دست بلند» و «کم و زیاد(1)» هیچ نیازی به لغتنامه نداریم.
.........................................................
1: «غث و سمین» در واقع به معنی «لاغر و فربه» است، ولی در مقام کاربرد، همان معنی «کم و زیاد» یا «فراز و فرود» رایج را دارد.
+ مطلبی از جناب میثم خالدیان درباره مجموعه کفران من
در مجلهی مجازی هنر «اقیانوس»، نقدی از شاعر گرانقدر جناب میثم خالدیان بر مجموعه شعر «کفران» من منتشر شده است. از ایشان بسیار سپاسگزارم. دوستان میتوانند مطلب را در اینجا ببینند.

+ کتابهایم در نمایشگاه کتاب تهران
● نشر عرفان (طبقه بالا، بخش بینالملل)
○ گزیده غزلیات بیدل
○ همزبانی و بیزبانی
○ این قند پارسی
● نشر سپیدهباوران (شبستان، راهرو 19، غرفة 43)
○ مرقع صد رنگ
○ روزنه
(چنان که وعده دادهاند، شاید بقیه کتابهای من نیز در این غرفه یافت شود.)
● سوره مهر
○ پیاده آمده بودم
○ کلید در باز
○ رصد صبح
○ ده شاعر انقلاب
● کتاب نیستان
○ قصهی سنگ و خشت
● نشر تکا
○ کفران

+ سبویی از دریا
یادداشتی در نکوداشت دکتر محمدسرور مولایی
برای ویژهنامه نکوداشت ایشان در ششمین جشنوارهی قند پارسی که در اسفند 1390 در تهران برگزار شد.
در ذهنم به دنبال اولین جایی میگردم که نام دکتر محمدسرور مولایی در آن ثبت است. کنگرهی شعر دانشجویان کشور در سال 1369 در کرمان را به خاطر میآورم که در آنجا یکی از شاعران دانشجو در جریان صحبت و آشنایی با من، از استاد افغانستانیاش با نام دکتر مولایی یاد میکند و شعری از مرا برای ایشان میبرد. برای من که هنوز با مجامع دانشگاهی ایران آشنا نیستم، این نام تازگی دارد و اشتیاق دیدن صاحب نام را در من بیدار میکند. چون ما مردم در آن سالها به دلایل گوناگون کمتر هموطنی از خویش را در مجامع دانشگاهی ایران دیده بودیم.

سال بعد در اولین شب شعر افغانستان که از سوی دفتر نمایندگی رهبری در امور افغانستان برگزار میشود، دیدار جناب دکتر مولایی و خانم دکتر مستشارنیا میسر میشود، که به واقع حضور این دو تن در کنار هم، نمادی از یک پیوند عمیق فرهنگی میان دو ملت هم میتواند بود.
...ادامهی مطلب
← صفحه بعد


مهربانیها ()